English Version
This Site Is Available In English

مصرف‌کننده شیشه، فکر می‌کند خودش معتاد نیست (نمایندگی رز تهران)

مصرف‌کننده شیشه، فکر می‌کند خودش معتاد نیست (نمایندگی رز تهران)

پنجمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی خانم‌های مسافر، با استادی مسافر زهرا، نگهبانی مسافر رقیه و دبیری مسافر مرسده، با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST»، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، زهرا هستم، یک مسافر.

در ابتدا از خانم کتایون عزیز تشکر می‌کنم که به من اعتماد کردند و اجازه خدمت در این جایگاه مقدس را دادند.

تقریباً همه ما با شیشه آشنا هستیم؛ اینکه چه شکلی است و از چه زمانی در جامعه رواج پیدا کرده است. شیشه یکی از مواد مخدر، یا بهتر بگویم، یکی از مواد محرک و مخرب می‌باشد؛ زیرا تخریب آن بیشتر از تریاک، شیره و هروئین است.

بیشترین تأثیر شیشه روی ذهن و روان ماست و باعث می‌شود تمام ذهن ما به طرف منفی‌ها حرکت کند. خود من در دوره مصرف شیشه، به هیچ عنوان نمی‌توانستم مثبت فکر کنم. همیشه فکر می‌کردم یکی دنبال من است و می‌خواهد به من ضربه بزند.

شیشه تخریب‌های زیادی در زندگی من داشت و تمام زندگی مرا نابود کرده بود. مهم‌ترین چیز برای یک خانم، زن بودن، اعتمادبه‌نفس و غرورش است، ولی به‌واسطه مصرف شیشه، همه این‌ها را از دست داده بودم.

کسی که شیشه مصرف می‌کند، مصرف‌کنندگان دیگر، مانند مصرف‌کنندگان تریاک را از خود نمی‌داند. فکر می‌کند خودش معتاد نیست و فقط مصرف‌کننده کسی را معتاد می‌داند که تریاک، شیره یا هروئین مصرف می‌کند، یا کسی که وسط خیابان افتاده است؛ در صورتی که خود من در خانه، کارتن‌خوابِ خانه‌ام بودم. این درد خیلی بیشتر بود از اینکه بخواهی در خیابان کارتن‌خوابی کنی.

شیشه، به‌جهت اینکه ۱۱ برابر دوپامین را در مغز افزایش می‌دهد، باعث ایجاد انرژی کاذب می‌شود. فکر می‌کردم خیلی انرژی دارم و می‌توانم به همه کارهای زندگی‌ام برسم، در صورتی که همان شیشه باعث شد از زندگی بیفتم. حتی در عروسی نزدیک‌ترین کسانم هم شرکت نمی‌کردم، چون می‌خواستم در خلوت خودم مصرف کنم و کسی به من نگوید: «چرا لاغر شدی؟ چرا چیزی نمی‌خوری؟ چرا به هم ریختی؟» دوست نداشتم چنین حرف‌هایی را بشنوم. حتی در خانه هم سعی می‌کردم بیشتر وقت خود را در اتاقم بگذرانم.

همه مواد مخدر تخریب‌های مخصوص به خود را دارند، ولی چون بیشترین تخریب من مربوط به شیشه بود، از شیشه صحبت می‌کنم. بیشتر از خودم، به اطرافیانم ضربه زدم. کسانی که اطرافم بودند، هیچ احساس امنیتی نمی‌کردند و هر لحظه احساس می‌کردند که ممکن است الآن شری به پا کنم.

شیشه یک شجاعت کاذب به من داده بود؛ به‌طوری که به هر کسی می‌رسیدم، پرخاش می‌کردم. اگر در خیابان ماشینی از من سبقت می‌گرفت، گاز می‌دادم تا به او برسم و بگویم: «چرا از من سبقت گرفتی؟» به یک آدم وحشی تبدیل شده بودم. دیگر خودم نبودم. نمی‌توانستم تصمیم بگیرم.

شنیده بودیم که فلانی شیشه مصرف کرده، زن، شوهر یا بچه‌اش را کشته یا سر مادرش را بریده است. فکر می‌کردم این‌ها توهم است، ولی واقعاً توهم نبود. آدم به آنجا می‌رسد؛ چون دیگر قدرت تفکر ندارد و نمی‌تواند درباره هیچ چیز درست فکر کند.

در کنگره فهمیدیم چه اتفاقی در سیستم بدن ما افتاده است. فهمیدیم دوپامینی که در بدن ما ترشح می‌شود، خیلی قوی‌تر از چیزی است که از بیرون به آن وارد کرده بودیم. ما یک‌شبه خراب نکردیم. خود من ۱۴ سال مصرف‌کننده شیشه بودم و طی ۱۴ سال خودم را خراب کردم و نمی‌شود توقع داشت که یک‌شبه درست شوم. قطعاً ۱۰ تا ۱۱ ماه زمان می‌برد.

من این تفکر را داشتم که شیشه از من جدایی‌ناپذیر است، ولی در کنگره، با آموزش‌هایی که گرفتیم و پروسه‌ای که طی کردیم، فهمیدیم چه آسیبی به بدنمان زده‌ایم و همه آن‌ها درست شد. خدا را شکر، دو سال است که از بند اعتیادی که همان غول بی‌شاخ‌ودم بود، رها شده‌ام.

تخریب‌های شیشه شامل بی‌اشتهایی، کم‌خوابی، انزوا، گوشه‌گیری، بدبینی و بسیاری موارد دیگر است. نمی‌توانم بگویم در ابتدا لذتی نداشت، ولی لذتی که پایان آن به نابودی ختم می‌شود، ارزش ندارد.

در مورد شیشه صحبت‌های زیادی دارم، ولی دوست دارم مشارکت‌های شما، صحبت‌های مرا تکمیل کنند. ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

تایپ: مسافر زهرا_ لژیون پنجم
ویرایش: راهنما مسافر کتایون ـ لژیون پنجم
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .