English Version
This Site Is Available In English

شیشه، تخریب‌های آن و معجزه درمان به روش DST جامع و کلیدی

شیشه، تخریب‌های آن و معجزه درمان به روش DST جامع و کلیدی

جلسه دهم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر فردین و دبیری مسافر اسلام با دستور «تخریب های شیشه ومخدرهای جدیدودرمان آن بامتدDST» یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

 

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر؛ شاکر و سپاسگزار پروردگار خویش هستم که امروز هم این توفیق و جایگاه نصیبم شد تا بتوانم خدمت کنم. از استاد عزیز و راهنمای بزرگوارم، آقای ذوالفقاری، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم که این اجازه و فرصت را به بنده دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم، خدمتگزار شما باشم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز شامل سه بخش است: «شیشه و تخریب‌های آن»، روش درمان با متد DST و مخدرهای جدید.
تاریخچه پیدایش شیشه؛ اگر بخواهیم در ابتدا اشاره‌ای کوتاه به تاریخچه ماده مخدر شیشه (آمفتامین) داشته باشیم، این ماده در زمان جنگ جهانی دوم توسط کشور ژاپن اختراع و تولید شد. از آنجایی که بودجه و هزینه‌های جنگ بسیار سنگین بود، آن‌ها به دنبال راهی بودند که سربازانشان بتوانند با تمام قدرت، توان و بی‌محابا بجنگند. هدف این بود که سربازان بدون ترس و احساسات، توانایی از بین بردن انسان‌های دیگر را داشته باشند؛ چراکه کشتن هم‌نوع، نیازمند شرایط روحی خاصی است که این ماده آن را ایجاد می‌کرد. از طرفی دیگر، شیشه نیاز به خواب را در انسان از بین می‌برد و افراد می‌توانستند در آن مقطع زمانی، به صورت مداوم بیدار، هوشیار و مشغول خدمت نظامی باشند. این ماده در آن دوران به وجود آمد و پس از پایان جنگ، برای مدتی خاموش و فراموش شد؛ اما در سال‌های بعد، مجدداً توسط برخی کشورها تولید گردید و در دسترس عموم قرار گرفت.

عملکرد شیشه در مغز و سیستم ایکس؛ در مغز انسان بخشی به نام جسم سیاه وجود دارد که مسئول تولید انتقال‌دهنده عصبی دوپامین است. دوپامین مسئولیت بخش پاداش، ایجاد انگیزه و احساس خوشایند را در سیستم ایکس مغز بر عهده دارد. در زندگی روزمره، هر زمان که حال ما خوب است، فعالیت‌های ورزشی انجام می‌دهیم یا روزگار به کام ماست، جسم سیاه در حال ترشح دوپامین است.
اما زمانی که ماده مخدر شیشه (آمفتامین) وارد بدن می‌شود و فرد آن را مصرف یا به اصطلاح استنشاق می‌کند، میزان تولید و ترشح دوپامین در مغز بین ۱۱ تا ۱۷ برابر افزایش می‌یابد. اگر ترشح دوپامین در مغز بیش از حد مجاز افزایش پیدا کند، فرد دچار بیماری روان‌پریشی یا «اسکیزوفرنی» می‌شود. در مقابل، اگر میزان تولید دوپامین و سروتونین در مغز کاهش شدید یابد، فرد به بیماری «افسردگی» مبتلا خواهد شد. از همین رو، می‌توان گفت «افسردگی شدید» و «اسکیزوفرنی (توهم و هذیان)»، دو پایه و آسیب اصلی در مصرف‌کنندگان شیشه هستند.
تمامی بیماری‌های روانی و روحی، ریشه در افسردگی و اختلال در خمر درونی دارند. هیچ فردی وجود ندارد که دچار بیماری‌های روانی، وسواس، اضطراب یا استرس باشد و پایه اصلی بیماری او افسردگی نباشد. به محض اینکه فردی به مطب روان‌پزشکی مراجعه می‌کند، معمولاً نخستین دارویی که برای او تجویز می‌شود، داروهای افزایش‌دهنده دوپامین (مانند ال‌دوپا) است. این داروها سطح دوپامین را به صورت مصنوعی بالا می‌برند و فرد برای مدتی احساس بهبودی و سرزندگی می‌کند و علائم افسردگی‌اش کاهش می‌یابد؛ اما از آنجا که سیستم هوشمند بدن به این مواد شیمیایی و مخدر وابستگی شدید پیدا می‌کند، روان‌پزشکان ناچارند در مراحل بعدی درمان، دوز داروها را افزایش دهند. در نهایت، چون ساختار مغز توانایی کاهش طبیعی مصرف را از دست می‌دهد، به تعویض داروها و قرص‌ها روی می‌آورند. حقیقت این است که در طب پزشکی معاصر، راه درمان قطعی برای مصرف‌کنندگان شیشه وجود ندارد.
ورود شیشه به ایران و باورهای غلط؛ زمانی که شیشه در سال ۱۳۸۰ وارد کشور ایران شد و بسیاری از جوانان و خانواده‌ها گرفتار آن شدند، با دو پارامتر و ترفند جذابیت ایجاد کرد؛ چراکه هر ماده مخدری برای جذب مخاطب نیاز به یک ویترین جذاب دارد. اول اینکه در آن زمان تعداد مصرف‌کنندگان تریاک بسیار زیاد بود؛ سوداگران مدعی شدند که شیشه تریاک را درمان می‌کند! اولین حرف و تبلیغ این بود که اگر کسی می‌خواهد مصرف مواد خود را قطع کند و درمان شود، شیشه مصرف کند؛ با این باور غلط که شیشه هیچ‌گونه وابستگی، درد و خماری ندارد و مرفین را از بدن خارج می‌کند.
دومین ترفند، تبلیغ این ماده برای خانم‌ها به عنوان یک داروی معجزه‌آسا برای لاغری و کاهش وزن سریع بود. متأسفانه امروزه نیز اگر به برخی از داروهای کاهش وزن غیراستاندارد که به سرعت وزن را پایین می‌آورند نگاه کنید، در ترکیبات آن‌ها آمفتامین یا همان ماده مخدر شیشه یافت می‌شود. ما نیز در آن دوران، به واسطه همین تبلیغات دروغین و از روی ناآگاهی، وارد مقوله تاریک مصرف شیشه شدیم.
فازهای رفتاری مصرف‌کنندگان شیشه (تجربیات شخصی)؛ افرادی که شیشه مصرف می‌کنند، معمولاً چند فاز رفتاری مشترک را تجربه می‌کنند، فاز نظافت: اولین مرحله، فاز نظافت و شست‌وشوی مفرط است. اگر مشاهده کردید فردی به صورت افراطی و غیرعادی در حال شست‌وشو و تمیز کردن همه جا است، باید به مصرف او شک کرد. در دوران مصرفم، زمانی که دوز مصرفی من بالا رفته بود، در مجتمع مسکونی‌مان به شدت و به صورت مداوم پارکینگ و خودروها را می‌شستم. این کار به قدری تکرار می‌شد که همسایه‌ها جمع شدند و گفتند: «آقای حسین، شما خیلی به ساختمان رسیدگی می‌کنی، بهتر است مدیر ساختمان بشوی!» من مدیر یک ساختمان ۱۶ واحدی شدم. یادم می‌آید روزهای دوشنبه کارگر نظافتچی به ساختمان می‌آمد. او ساعت ۹ صبح می‌آمد، اما من که از ساعت‌ها قبل شیشه مصرف کرده بودم، از ساعت ۷ صبح با دستگاه کارواش خانگی دم در آماده بودم! به کارگر می‌گفتم: «شما دیگر ساعت ۹ نیا، از ساعت ۷ صبح شروع کن چون کارهای زیادی داریم؛ من دو برابر به تو دستمزد می‌دهم اما پا‌به‌پای من نظافت کن.» ما تمام درها، دیوارها و ۱۶ خودروی موجود در پارکینگ را به همراه کلیدهای برق دم درِ خانه‌ها جابه‌جا می‌کردم و می‌شستم. در نهایت، آن کارگر بینوا ساعت ۹ شب خسته و فراری از خانه ما بیرون می‌رفت. این نخستین نشانه و فاز مصرف شیشه است.

فاز تعمیرات: پس از گذر از فاز نظافت، به دلیل بالا رفتن تمرکز کاذب بر روی جزئیات، فرد وارد فاز تعمیرات می‌شود؛ به این معنا که حسی درونی به او می‌گوید تو یک تعمیرکار بسیار ماهر و زبردست هستی! برای مثال، یک فندک ساده ۵۰ هزار تومانی که خراب می‌شد، تمام قرارهای کاری و برنامه‌های صبح من را کنسل می‌کرد؛ من از صبح تا غروب بیدار می‌ماندم و آن فندک را باز و بسته می‌کردم تا تعمیرش کنم و در نهایت هم آن را دور می‌انداختم! در این میان، تنها کاری که انجام می‌شد، مصرف مداوم شیشه در فواصل تعمیرات بود.
یا مثلاً در حال تماشای فیلم یا ویدئویی بودیم و دستگاه پخش دچار مشکلی جزئی می‌شد؛ فورا دستگاه را پایین می‌آوردم و تمام پیچ، مهره و قطعاتش را بیرون می‌ریختم تا تعمیرش کنم، در حالی که دیگر هیچ‌وقت درست نمی‌شد. همسرم هنوز هم قطعات و وسایل کوچکی را که من در آن دوران خراب کردم، نگه داشته است تا اگر روزی ادعای تعمیرکاری کردم، به من نشان دهد! حتی ماشین لباس‌شویی خانه ما به نقطه‌ای رسیده بود که فقط نان نمی‌خرید! یعنی وقتی روشن می‌شد، به قدری حرکت می‌کرد و راه می‌افتاد که تمام خانه را طی می‌کرد؛ چراکه من بارها آن را باز کرده بودم، کمک‌هایش را روغن‌کاری کرده بودم و به اصطلاح سرویس کرده بودم! این‌ها اواخر فازهای اولیه مصرف شیشه است.
حقیقت تلخ شیشه و راهکار قطعی درمان در کنگره ۶۰؛ اگر از دور به زندگی یک مصرف‌کننده شیشه نگاه کنید، شاید مانند یک داستان کمدی و خنده‌دار به نظر برسد؛ اما وقتی به آن‌ها نزدیک می‌شوید، متوجه می‌شوید که یک تراژدی عمیق، وحشتناک و غم‌انگیز است. مصرف‌کننده شیشه به دلیل اختلال شدید در سیستم ایکس، فردی بسیار بدقول و به خاطر حالت‌های اسکیزوفرنی و توهم، بسیار شکاک می‌شود. او در اولین قدم، نسبت به همسر، اعضای خانواده، نزدیکان و شریک کاری خود بدبین و بدگمان می‌شود.
این توهمات به قدری پیشرفت می‌کند که فرد احساس می‌کند همیشه افرادی در تعقیب او هستند. شیشه در ابتدا به آدم اعتمادبه‌نفس کاذب می‌دهد، اما در نهایت فرد را به شدت ترسو و منزوی می‌کند. وقتی تلفن همراه در دست دارد، تصور می‌کند لنز دوربین آن توسط سازمان‌های امنیتی در حال رصد اوست؛ روی دوربین‌ها چسب می‌زند و در مکان‌هایی که دوربین مداربسته وجود دارد با احتیاط و ترس شدید قدم برمی‌دارد. این فرایند تخریبیِ ماده مخدر شیشه است. من در طول ۱۲ سال حضورم در کنگره ۶۰ و با توجه به تحقیقات علمی و متدهای روز دنیا، با قاطعیت می‌گویم که تنها جا و متد در جهان که شیشه را به طور قطعی و کامل درمان می‌کند، کنگره ۶۰ و روش دی‌اس‌تی (DST) است.
نباید به شربت اپیوم تینکچر (OT) به عنوان یک داروی ساده نگاه کرد. داروی OT با دارا بودن ۲۵ نوع آلکالوئید حیاتی و مؤثر، کاری انجام می‌دهد که نوروترانسمیترها (ناقل‌های عصبی) و سیناپس‌هایِ آسیب‌دیده در سیستم عصبی و مغز به مرور زمان بازسازی و ترمیم شوند. در دانش پزشکی گفته می‌شود که بافت‌های مغز پس از تخریب غیرقابل بازسازی هستند، اما داروی معجزه‌آسای OT و متد دی‌اس‌تی که توسط مهندس دژاکام پایه‌گذاری شد، این ساختارهای خراب مغز را کاملاً بازسازی می‌کند. اگرچه معجزات در قدیم رخ می‌داده، اما این روش درمان در کنگره ۶۰، معجزه زمان حال است که باعث می‌شود این روندِ رو به رشد بازسازی، به آرامی و قطعی اتفاق بیفتد.
در پایان لازم است یادآور شوم افرادی که مصرف‌کننده شیشه هستند و وارد کنگره می‌شوند، برخلاف مصرف‌کنندگان مواد مخدری مانند تریاک یا هروئین، درد بدن و فیزیکی حادی ندارند؛ اما به شدت از نظر اعصاب و روان در وضعیت نامتعادلی قرار دارند. فرد مصرف‌کننده در اوایل سفر، حس و توان انجام هیچ کاری را ندارد، گوشه‌گیر می‌شود، مدام می‌خوابد و احساس خستگی مفرط دارد؛ اما اگر این مسافر عزیز بتواند تنها یک الی دو ماه دندان روی جگر بگذارد، پا‌به‌پای راهنمای خویش حرکت کند و داروی OT خود را در ساعت مشخص و دوز معین مصرف نماید، آن معجزه بزرگ رخ خواهد داد و درمان به ساده‌ترین و قطعی‌ترین روش ممکن محقق خواهد شد.
آرزو می‌کنم برای تمام انسان‌هایی که درگیر مصرف آمفتامین (شیشه) و سایر مواد مخدر هستند و زندگی‌شان در رنج و تاریکی سپری می‌شود، راه درمان قطعی و راستین کنگره ۶۰ نمایان شود تا بتوانند این حال خوش، سلامتی و رهایی را تجربه کنند. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

 

عکس: مسافر وحید
تایپ: مسافر سعید
تنظیم: مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .