قبل از اینکه در مورد شیشه و تخریب های آن صحبت کنم ابتدا میخواهم در خصوص عواملی که باعث رغبت بشر امروزی به استفاده از موادهای مخدر بیرونی برای جبران کمبودهای موادهای مخدر درونی میشود صحبت کنیم.
در مصاحبه ها و مقاله هایی که از مصرف کنندگان مواد مخدر تهیه میشود اگر توجه کرده باشیم
اکثر آنها بیشترین عاملها برای مصرفشان را موارد زیر عنوان میکنند :
-کسب لذت، تفریح ،خوشگذرانی
- رفع مشکلات روحی و روانی(گوشه گیری و منزوی بودن ،کمبود های عاطفی ومحبت ، خودبزرگ بینی وخودنمایی،شکستهای عشقی، مشکلات خانوادگی و....)
- جهت افزایش قوای جنسی
-تصور افزایش تمرکز ،خلاقیت، آرامش
-جهت لاغری و کاهش وزن
-برای رهایی از فشارهایی عصبی
-جهت رفع دردهای جسمی پر هزینه
-افزایش قدرت جسمی برای کارایی بیشتر
-برای بیداری های شبانه (به هر دلیلی)
وخیلی از موارد دیگر ...
هریک از مواردی که اشاره شد دلایلی هستند برای مصرف موادمخدر در بین مردم ، ورابطه مستقیمی باسلامت جسمی و فکری افراد دارد.
همان طور که میدانیم جسم انسان دارای سیستمی است ( سیستم ایکس ) که مواد شبه افیونی تولید میکنید که شامل ناقل های عصبی ،نوراترنسمیترها و غددهای درون ریز و برون ریز درفضاهای سیناپسی هست. و تمام حالات روحی و روانی هر فرد بستگی به نحوه کار کرد این سیستمها دارد.
به نظر من درصد کیفیت زندگی هر کسی رو میزان تعادل در تولید وکنترل سیستم ایکس تعیین میکند و این میتواند معادله ای دو طرفه باشد به این صورت که سیستم ایکس میتواند در روند زندگی وافکار انسانها تاثیر بگذارد و بالعکس، روند در پیش گرفته شده انسان در زندگی و افکار هم در کنترل سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی تاثیر میگذارد. مرکزتولیدات مواد مخدر طبیعی جسم در مغز انسان قرار دارد که تمام کنترل های جسم، حرکات پا،دست ،چشم ،دهان، قلب، رودها،کبد ، معده ..... در این بخش صورت میگیرد و کوچکترین نقص دراین مرکز باعث بوجود آمدن مشکل در سیستم های دیگر وایجاد بیماری میکند
وقتی از کلمه بیماری صحبت به میان می آید افکار به سمت سرما خوردگی سرطان ،ایدز ،پروستات،دیابت ،نازایی یا فردی که برای رفع درد خود به دکتر مراجعه کرده است میرود و برای معالجه اش نیز دوایی بهتر از قرص و شربت برای درمانشان نیست.اینها بیماری هستند اما مشکلاتی که در ابتدای متن اشاره شده بود نیز جزو بیماری محسوب میشود یعنی شخصی که احساس تنهایی و افسردگی دارد و هر لحظه به دنبال خودکشی هست ویا برای فرار از این مشکلات به ابزارهایی دیگر مثل مواد مخدر روی می آورد بیمار است یا نوجوانهایی که امروزه قبل از رسیدن به سن بلوغ برای تفریح یا برای فرار از مشکلات پناه میبرند به مصرف سیگار و دخانیات دیگر نیز بیمار هستند اینها به مراتب بدتر از بیماری جسمی هست و خود نیز عامل به وجود آورنده بیماریهای جسم هستند.
به عقیده من جوامع امروزی با پیشرفت هایی از نظر مادی و امکاناتی روبروی شدن وبا مُدرنیته شدن جهان بیرون و زندگی ها نتوانسته جهان درون و افکار خود را با آن وفق بدهد و یک نا تعادلی به وجود آمد ، ساده بگویم مشکلات و قفل ها، جدیدو به روز شدند اما اندیشه ها و کلیدها برای حل و باز کردن قفل ها به روز رسانی نشده است و انسانها هنوز برای حل مشکلات وباز کردن قفل های زندگی راه حل و کلید پیدا نکردهاند وبه هر کاری دست میزنند تا مشکلات را برای لحظاتی پنهان نگه دارند،نمونه این حرکات مصرف قرصهای ارام بخش ، شرکت در کلاسهایی مقطعی روانپزشکی و یوگا مدیتیشن، جن گیری، احضار ارواح و کلاسهایی با عنوان موفقیت و پیشرفت وفجیح تر از همه این موارد میل به مصرف مواد مخدر ها هست که تا به امروز نه تنها نتوانسته است باری را از دوش انسانها بر دارد بلکه مشکلاتی هم بر مشکلشان افزوده است. چون بهترین راه کوتاهترین راه نیست و ما همیشه بدنبال کوتاهترین راه بودیم واین دلیل عدم موفقیت مان بوده است
حال ما در جنگ با این مشکلات بودیم که موادی به نام شیشه خود نمایی کرد.
شیشه نوعی از ماده مخدر اعصاب از خانواده آمفتامین هاست که اثر مستقیم بر مغز میگذارد برای اولین باردر سال۱۸۸۷در آلمان تولید شد و ژاپنی ها با استفاده از این ماده آمفتامین را بوجود آوردند که ارزانتر وقویتر بود واین دو کشور در جنگ جهانی دوم از این ماده برای هوشیاری و بیدار نگه داشتن سربازها و نیروهای خود استفاده میکردند و بعد از جنگ بعنوان ماده انرژی زا فروخته میشود.شیشه بر خلاف سایر موادهای دیگر به دلیل صنعتی و شیمیایی بودن آن از سدّ خونی مغز عبور میکند وبا آزاد کردن دوپامین به صورت مستقیم مغز و
حرکات جسم انسان را در دست میگیرد و تمام محاسبات سیستم اعصاب را برهم میزندو به قول مصرف کنندگان انسان رو به فاز دیگری میبرد فازی که در آن اندازها ، فاصله ها ، زمان ، حرکات ، دیده ها و شنیده با فاز عادی کاملاً متفاوت است و شخص بر اساس آنچه که در فاز دیگری هست تصمیم گیر ی میکند.
و حرکتی را انجام میدهد ؛
وچون شخص با مصرف اول دنیایی جدیدی رو تجربه میکند واحتمالا افرادی که در این فاز ویا دنیایی واقعی دچار مشکلات فکری و جسمی و روانی ، همان مواردی که در ابتدای خوابیدن هستند تجربه فضایی که به دور از همه اینها هست خوشایند خواهد بود و میل زیادی به تجربه دوباره آن نشان میدهد البته نا گفته نمانده این احوالات ابتدای مصرف است. بعد از مدتی که از مصرف شخص میگذرد اوضاع احوال روحی و جسمی مصرف کننده ضعیف تر میشود به مراتب بدتر از قبل و برای اینکه بهتر شود دوباره مصرف میکند اما بشتر از قبل زیرا خرابی ها بیشتر شده است.وبرای پنهان کردن آنها دوباره به مصرف آن روی می آورند
شیشه با بالا بردن مقدار دوپامین در جسم انسان باعث بوجود امدن بیماری سارکوز ،وایپلار وسایکوسوماتیک میشود و مصرف نکردن آن باعث بوجود آمدن بیماریهای اسکیزوفرنی و پارکینسون میشود و تخریبهایی که مصرف کننده به وجود میاورند به دلیل قرار گرفتن در یکی از این حالتها میباشد و به صورت اختیاری نیست.
با وجود این هیچ علمی تا به امروز قادر به درمان این نوع بیماری نیست وفقط با دادن قرص و دارو سعی در کنترل بیمار دارند وگاهی تا آخر عمر خود قرص و دارو مصرف کنند وبه هیچ وجه نمیتوانند تعادل خود را بدست بیاورند. اما برای اولین بار علم درمان مصرف هر نوع ماده مخدر حتی شیشه در کنگره ۶۰ با روش DST به وجود آمده و امروزه خیلی از مصرف کنندگان شیشه در کنگره ۶۰ درمان شده اند و به تعادل طبیعی خود برگشتند ودر فعالیتهایی ورزشی شرکت میکنند راه درمان شیشه کشف شده است فقط یک قدم لازم است تا سفر هزار فرسنگی آغاز شود
تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری)
نمایندگی مسافران دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
86