English Version
This Site Is Available In English

وقتی آگاهی جای جهالت را می‌گیرد

وقتی آگاهی جای جهالت را می‌گیرد

جلسه دهم از دور چهارم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی کارون با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه "قضاوت و جهالت" پنج شنبه هجدهم تیرماه ۱۴۰۵ در ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.

من سال‌های زیادی تلاش کردم تا از دام اعتیاد رها شوم، اما موفق نمی‌شدم. نزدیک به چهل سال در تاریکی زندگی کردم و هر راهی را که به من پیشنهاد می‌شد، امتحان کردم، اما نتیجه‌ای نگرفتم.

دوران کودکی نیز به دلیل شرایط نامناسب، فرصت تحصیل را از دست دادم و از همان زمان، ناآگاهی در زندگی من ریشه دواند. بعدها نیز به دلیل همین ناآگاهی گرفتار مواد مخدر شدم. هیچ‌کس به من آموزش نداده بود که مصرف مواد چه پیامدهایی دارد و چگونه می‌تواند زندگی انسان را نابود کند.

اعتیاد فقط به خودم آسیب نزد؛ خانواده، اطرافیان و جامعه نیز از رفتارها و عملکرد من آسیب دیدند. انواع مواد، قرص‌ها و آمپول‌ها را مصرف کردم و حتی سال‌ها در انجمن‌های دیگر فعالیت داشتم، اما به درمان واقعی نرسیدم و دوباره به مصرف بازگشتم.

سرانجام به لطف خداوند مسیر کنگره ۶۰ پیش روی من قرار گرفت. زمانی وارد کنگره شدم که از زندگی خسته شده بودم و فقط یک هدف داشتم؛ اینکه درمان شوم، از تاریکی بیرون بیایم و زندگی تازه‌ای را آغاز کنم.

از همان ابتدا تصمیم گرفتم هر آنچه راهنمایم آموزش می‌دهد، بدون چون‌وچرا اجرا کنم. شاید از نظر مالی شرایط مناسبی نداشتم و حتی رفت‌وآمد برایم سخت بود، اما هدفم درمان بود و همین هدف باعث شد در مسیر بمانم.

یکی از نعمت‌های بزرگی که خداوند در این سفر نصیب من کرد، همسفرم بود. بارها در شرایط سخت قرار گرفتم و حتی گاهی به فکر رها کردن مسیر افتادم، اما حمایت و همراهی همسفرم کمک کرد که استوار بمانم. امروز باور دارم که حضور یک همسفر آگاه می‌تواند نقش بسیار مهمی در موفقیت یک مسافر داشته باشد.

دستور جلسه امروز درباره قضاوت، جهالت و تجسس است. من معتقدم جهالت، ریشه بسیاری از مشکلات زندگی من بود. اگر آگاهی داشتم، شاید هرگز وارد مسیر اعتیاد نمی‌شدم.

وقتی وارد کنگره شدم، افرادی را دیدم که سال‌های زیادی رهایی داشتند. به جای اینکه آن‌ها را قضاوت کنم، با خودم گفتم اگر آن‌ها توانسته‌اند، من هم می‌توانم. همین نگاه، امید را در وجودم زنده نگه داشت.

به نظر من، مهم‌ترین اصل در سفر، صداقت است؛ اما قبل از اینکه با دیگران صادق باشم، باید با خودم صادق باشم. اگر انسان بتواند حقیقت را از خودش پنهان نکند، مسیر درمان برایش هموارتر خواهد شد.

من وظیفه‌ای ندارم که دیگران را قضاوت یا درباره زندگی آن‌ها تجسس کنم. به کنگره آمده‌ام تا خودم را اصلاح کنم، نه اینکه رفتار دیگران را زیر ذره‌بین ببرم. البته راهنما نسبت به رهجوی خود مسئولیت دارد و لازم است شرایط او را بررسی کند، اما این مسئولیت با قضاوت و دخالت در زندگی دیگران تفاوت دارد.

امروز باور دارم که زندگی، محل کاشت است. هرچه بکاریم، همان را برداشت خواهیم کرد. اگر آگاهی، صداقت، خدمت و محبت بکاریم، آرامش و رهایی برداشت خواهیم کرد.

از خداوند سپاسگزارم که فرصت جبران را به من داد تا بتوانم خسارت‌هایی را که در گذشته به خود و خانواده‌ام وارد کرده بودم، تا حد توان جبران کنم و مسیر تازه‌ای را در زندگی آغاز نمایم.

 

 

گروه سایت نمایندگی کارون

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .