English Version
This Site Is Available In English

دوربین را به سمت خودمان بچرخانیم

 دوربین را به سمت خودمان بچرخانیم

جلسه ششم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر محسن با دستور «جلسه قضاوت وجهالت» سه شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.
تیتر گذشته خود را که مرور می‌کردم، به یاد آوردم که روزی من با سقوط آزاد و بدون داشتن هیچ‌گونه اطلاعی از اینکه کنگره‌ای وجود دارد، مهندسی هست و بسیاری از موضوعات مرتبط با کنگره مطرح است، خیلی اتفاقی با کنگره ۶۰ آشنا شدم و به بخش OT آمدم.
با خود گفتم: «چه جای خوبی است! بدون دردسر دارو را دریافت می‌کنیم.» ما نیز که برای مدتی هیچ کاری انجام نداده بودیم، با منیت، غرور و قضاوت‌هایی که نسبت به همه‌چیز داشتم، وارد کنگره شدم. از همان روز اول، با شخص آقای مهندس، با کل مجموعه کنگره و حتی با راهنمای خودم زاویه داشتم و با خود می‌گفتم: «این‌ها چه می‌گویند؟»
به زمین و زمان گیر می‌دادم، قضاوت می‌کردم و تصور می‌کردم هر چه هست را من می‌دانم و دیگران اطلاعی ندارند. اما کم‌کم که جلوتر آمدم، متوجه شدم قضاوت‌هایی که انجام می‌دهم همگی ناشی از ناآگاهی من است.
یک روز به یاد دارم که راهنمایم به من گفت: «هر کسی، در هر جایگاه، موقعیت و مرتبه‌ای که بیرون از اینجا هستی، برای خودت هستی. آن را بیرونِ در بگذار و سپس وارد شو.» همان‌جا بود که واقعاً فهمیدم هیچ‌چیز نمی‌دانم و هیچ اطلاعی ندارم؛ چراکه اگر می‌دانستم، اصلاً معتاد نمی‌شدم و وضعیتم این‌گونه نبود.
کم‌کم که مسیر را ادامه دادم، دریافتم که هر تصمیم، جایگاه و شرایطی که دارم، به علت همان قضاوت‌های نادرستی است که نسبت به همه‌چیز داشته‌ام و همان‌طور که اشاره کردم، این رفتارها سرچشمه در ناآگاهی من داشت.
پیش خود می‌گفتم می‌آیم، گل رهایی را از آقای مهندس می‌گیرم و خداحافظی می‌کنم و می‌روم. اما وقتی برای گرفتن گل رهایی رفتم، دیدم که همچنان هیچ نمی‌دانم و تازه اکنون باید آموزش و حرکت خود را شروع کنم. یعنی تمام آن قضاوت‌هایی که روز اول انجام می‌دادم، با شرایطی که امروز دارم و خودم را مقایسه می‌کنم، نشان می‌دهد که هیچ‌چیز نمی‌دانستم. دریافتم که ابتدا باید ظرف خودم را خالی می‌کردم تا متوجه شوم با خودم چندچند هستم.

بخش ابتدایی صحبت‌های من، مرور تجربه‌ای از خودم بود؛ حال به موضوع اصلی دستور جلسه یعنی «قضاوت و جهالت» می‌پردازیم.
قضاوت بر اساس آنچه در آفرینش تمام انسان‌ها وجود دارد و با توجه به اختیار و حق انتخابی که خداوند به ما اعطا کرده، در درون همه ما نهادینه است. یعنی ما هر روز می‌توانیم نسبت به هر چیزی که به خودمان مربوط می‌شود، قضاوت کنیم؛ اینکه کجا بروم، کجا نروم، چه کسی را ببینم، چه کسی را نبینم، با چه کسی صحبت کنم، به چه کسی زنگ بزنم و کدام لباس را بپوشم. تا اینجای کار هیچ مشکلی وجود ندارد، چراکه اساس آفرینش انسان بر پایه اختیاری است که خداوند به ما داده است.
دقیقاً مشکل از جایی آغاز می‌شود که ما شروع به قضاوت کردن درباره دیگران می‌کنیم و این قضاوت ما، از ناآگاهی ما سرچشمه می‌گیرد. یعنی منِ نوعی وقتی می‌خواهم راجع به کسی قضاوت کنم، چون اطلاعی ندارم، صرفاً می‌خواهم حرفی زده باشم و سخنی بگویم. اما وقتی سطح آگاهی را بالا ببریم و جهالت خود را کاهش دهیم، شرایط تغییر می‌کند؛ چراکه میان قضاوت و آگاهی، رابطه معکوس وجود دارد. یعنی هرچه آگاهی من بالاتر برود، به همان نسبت قضاوت‌های من کمتر خواهد شد.
اگر همه ما انسان‌ها بتوانیم در مواجهه با این موضوع، دوربینِ سنجش و پیکانِ اشاره را به طرف خودمان بچرخانیم، بسیار بهتر خواهد بود. حتی گفته می‌شود که شخصِ قاضی، با وجود اینکه با پارامترهای مشخصی به این جایگاه رسیده، علوم و اطلاعات مربوطه را داراست و شرایط لازم برای قضاوت را دارد و میان دو فردِ آگاه قرار می‌گیرد، باز هم به عنوان یک فردِ ناآگاه نسبت به تمام واقعیت، ممکن است دچار اشتباه شود. پیش می‌آید که مستندات، دلایل، اظهارات شهود، اظهارات شاکی و متهم و هزاران مورد دیگر که می‌تواند قاضی را مجاب به صدور رأی کند، جمع‌آوری می‌شود، اما در نهایتِ امر، ممکن است باز هم اشتباه رخ دهد. وقتی برای فرد قاضی با آن همه تخصص چنین اشتباهی پیش می‌آید، تکلیف منِ محمد کاملاً مشخص است.
ان‌شاءالله که منِ محمد به روزی برسم که آگاهی خود را آن‌قدر ارتقا دهم تا بتوانم نسبت به چیزهایی که هیچ اطلاعی از آن‌ها ندارم، قضاوت نکنم.
ممنون که با سکوت گرمتان به مشارکت من گوش دادید.

عکس و تنظیم : مسافر سعید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .