جلسه نهم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی مسافر محمد جواد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر برات با دستور جلسه «حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطه کاری ، مالی وخانوادگی در کنگره شصت منوع است» یکشنبه۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر؛ خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز این توفیق نصیب من شد تا در نمایندگی دکتر مسعود در خدمت شما عزیزان باشم. از نگهبان لژیون سردار، نگهبان جلسه، مرزبانان محترم و ایجنت گرامی سپاسگزاری میکنم که این فرصت و اجازه را به من دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. امیدوارم خدمتگزاران این شعبه، خیری را که در مسیر زندگی خود با خدمت به دیگران میکارند، در برکت و آرامش زندگی خود برداشت کنند؛ چرا که خدمت به دیگران، در واقع خدمت به خود ماست.
شاکر خداوند هستم که عضو کوچکی از مجموعه بزرگ کنگره ۶۰ هستم. گاهی به گذشته فکر میکنم؛ روز اولی که وارد کنگره ۶۰ شدم، هدفم صرفاً درمان اعتیادم بود. اما با گذشت زمان و دریافت آموزشهای کنگره، به این نتیجه و باور عمیق رسیدم که کنگره ۶۰ تنها راه درمان نیست، بلکه «راه نجات» است. مسیری است که انسانها را به رهایی حقیقی میرساند؛ رهایی از بندهایی که به اشتباه و در طول زمان به دست و پای انسان زنجیر شده بودند.
جناب آقای مهندس دژاکام به بهترین شکل ممکن در حال باز کردن این بندها هستند: بند مواد مخدر، بند سیگار، بند چاقی و بندهای افکار و صور پنهان. در آموزشهای کنگره آمده است که منزلت و جایگاه انسان، در گرو زدوده شدن و رها شدن از همین بندهایی است که تار و پود وجود او را به اشتباه گرفتار کرده است. کنگره ۶۰ این امکان را برای انسانها فراهم میآورد که ابتدا خود را درمان کنند، سپس در مسیر خدمت قرار بگیرند و قدم به قدم از این بندها آزاد شوند. این نعمتی است که جای شکرگزاری فراوان دارد و من همواره همگام با این حس، شاکر خداوند هستم.
دستور جلسه امروز در رابطه با «حرمت کنگره ۶۰» است. چرا باید حرمت کنگره را رعایت کنیم؟ این پرسشی است که باید به آن پاسخ دهیم. در فرصت کوتاهی که دارم، میتوانم به این نکته اشاره کنم که من موظف به رعایت حرمتهای کنگره ۶۰ هستم، چرا که در نهایت، این ساختار باید حفظ شود و پایدار بماند. کنگره ۶0 باید باشد تا در این مکان، خانوادههای آسیبدیده بههم بپیوندند، احیا شوند و دوباره به زندگی بازگردند؛ جملهای عمیق که بارها آن را شنیدهایم.
داشتم به این موضوع فکر میکردم که بسیاری از خانوادهها در اثر مصرف مواد مخدر با بحرانهای شدیدی روبهرو میشوند. آدمهای زیادی را میشناسم که برای حل مشکلات خود به مشاوران متعدد مراجعه میکنند، یک سال زمان میگذارند، هزینههای سنگینِ صد یا دویست میلیون تومانی پرداخت میکنند و در نهایت، مشاور پس از یک سال به آنها میگوید که شما به درد هم نمیخورید و باید از یکدیگر جدا شوید! اما کنگره ۶۰ خانوادههایی را که در حال فروپاشی کامل هستند، دوباره به زندگی، عشق و امید بازمیگرداند. در پیام سردار آمده است: «چه دختران و پسرانی که در حال پرپر شدن و خاکستر شدن بودند و دوباره به زندگی بازگشتند.» این معجزه تنها در کنگره ۶۰ امکانپذیر است.
این محیط، مکانی است که باید همیشه امن و مقدس باقی بماند؛ چرا که به نظر من، اینجا یک «پناهگاه» است؛ پناهگاهی امن برای انسانهایی که وقتی از همه جا رانده و ناامید میشوند، به کنگره ۶۰ پناه میآورند. برای خود من نیز همینگونه بود؛ اینجا آخرین امید من بود. به نقطهای رسیده بودم که دیگر توان حرکت نداشتم و از همه جا ناامید بودم، زیرا تمام راههای ممکن را امتحان کرده و به بنبست رسیده بودم.
اما نکته مهمی را متوجه شدم: معجزه خداوند دقیقاً زمانی رخ میدهد که انسانها کاملاً ناامید شدهاند، بریدهاند و دیگر توانی برای حرکت ندارند. در آن نقطه تاریک است که خداوند خود را نشان میدهد. کنگره ۶۰ در مسیر راه من قرار گرفت و انسانها در اینجا، بدون منت و چشمداشت، با تمام محبت و آغوش باز از من پذیرایی کردند و امروز من دوباره به زندگی بازگشتهام. حفظ حرمت کنگره ۶۰ به خاطر پاسداشت همین حیات دوباره است.
در جزوه جهانبینی میآموزیم که هر ساختاری دو هدف عمده را دنبال میکند: اول «حفظ و بقا» و دوم «رشد و توسعه». یعنی در وهله اول، ساختار کنگره ۶۰ باید حفظ شود و پابرجا بماند تا خانوادهها بتوانند با خیالی آسوده در این مکان امن قرار بگیرند و به درمان و زندگی بازگردند. اما هدف دوم، رشد و توسعه است؛ یعنی همان کاری که بچههای لژیون سردار انجام میدهند. کسانی که حمایت مالی میکنند، دنورها، پهلوانان و اعضای لژیون سردار، کسانی هستند که خود به آرامش رسیدهاند، از طوفانهای سهمگین عبور کردهاند و امروز آرامشی بر زندگیشان حاکم است. آنها دلسوزانه میخواهند این آرامش را به خانوادههای دیگر نیز هدیه کنند؛ بنابراین با تمام توان خود در لژیون سردار مشارکت میکنند. فرقی نمیکند که میزان مشارکت مالی ما چقدر است، مهم این است که خودمان بدانیم با تمام توان و خلوص نیت شرکت کردهایم.
من این نکته را بارها گفته ام؛ زمانی حس بخشش و ارتقای درونی در انسان بوجود میآید که فرد بتواند از خواستههای مشروع و معقول خود بگذرد. به عنوان مثال، من میتوانم به یک مسافرت عالی بروم یا در یک رستوران گرانقیمت غذا بخورم، اما از آنها صرفنظر میکنم و آن مال را در لژیون سردار و برای احیای انسانها پرداخت میکنم. با خود میگویم چون خداوند به من کمک کرد و من امروز این آرامش را تجربه میکنم، من نیز در حد توانم در این امر عظیم شرکت میکنم. این صندلیها، میزها، میکروفون و این محیطی که امروز در اختیار ماست، به همت اعضایی فراهم شده است که ایستادگی کردند، بخشش را معنا بخشیدند و بستر سفر امن ما را فراهم کردند تا امروز ما با خاطری آسوده به سوی زندگیِ دوباره گام برداریم.
خدا را شکر، این شعبه لژیون سردار بسیار قدرتمند و فعالی دارد. از آقا محسن شنیدم که زمین اینجا خریداری شده است؛ امیدوارم به زودی ساختمان متعلق به خودمان را در این زمین بنا کنیم. این پویایی همواره در کنگره وجود داشته است.
امیدوارم امسال نیز که تا پایان برج چهار (تیرماه) موعد پرداخت تعهدات مالی است، بچهها به بهترین شکل حمایت کنند. اعضای کنگره ۶۰ همواره اینگونه بودهاند؛ برنامهریزی کردهاند و در بزنگاهها و میدانهای بزرگ، وفاداری و پیوند محبت خود را ثابت کردهاند. امیدوارم امسال نیز این اتفاق زیبا به بهترین شکل رقم بخورد. از این که به صحبتهای من توجه کردید، بسیار ممنون و سپاسگزارم.

عکس: مسافر وحید
تایپ: مسافر سعید
تنظیم: مسافر امید
- تعداد بازدید از این مطلب :
193