پنجمین جلسه از دوره بیست و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی مسافر اشکان، نگهبانی مسافر فرزین و دبیری مسافر قدرت با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» سهشنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان اشکان هستم یک مسافر.
اول از همه جا دارد تشکر کنم از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و راهنمای عزیز و گرانقدرم آقا آرش، که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا خدمت کنم و آموزش ببینم؛ همچنین خدا را شکر میکنم که این جایگاه را تجربه میکنم. از راهنمای عزیزم آقا محسن، تشکر میکنم و همچنین ممنونم از تمامی خدمتگزاران شعبه اسبیکو. در رابطه با دستور جلسه امروز که وادی چهارم هست، موضوع این است که در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش.
تقریباً اوایل دوران کرونا بود که من با یکسری اساتید بهظاهر حقیقی آشنا شدم. این اساتید را از طریق فضای مجازی شناخته بودم و آنها به من میگفتند که شما فقط بنشینید، مدیتیشن و مراقبه کنید و به قول معروف هرچه میخواهید از خدا بخواهید تا خداوند آن را به شما بدهد. در اوایل، مقداری صحبتهایشان برای من جالب بود؛ مثلاً اینکه شما افکار خودتان نیستید، این بدن نیستید و خیلی فراتر از اینها هستید. اما خب، هیچ چیز عملی پشت این صحبتها نبود؛ فقط یکسری حرفهایی بود که میشنیدم، بدون آنکه نتیجهای در عمل داشته باشد.
رفتهرفته شروع کردم کمی جذب این حرفها شوم و در ادامه فهمیدم که منظور این اساتید این بود که شما فقط باید بنشینید و تمام چیزهایی را که میخواهید، خداوند به سمت شما روانه میکند. حالا اگر مشکلی دارید، اگر بیپولی هست، اگر هر مسئلهای هست، با همین روش حل میشود. من هم چون مصرفکننده بودم و میخواستم از این طریق تمام اشکالات خودم را برطرف کنم، شروع کردم به مصرف مواد و بعد مراقبه کردن. با خودم میگفتم: خب، الان من مشکل اعتیاد دارم؛ حالا با این مراقبه کردن باعث میشود که خداوند بیاید و این مسئله من را حل کند.
خانواده میگفتند: تا کی میخواهی ادامه بدهی؟ من میگفتم: من یک راهحل پیدا کردهام که تا حالا کسی پیدا نکرده؛ و آن هم این است که با استفاده از مدیتیشن و مراقبه کردن، میتوانم تمام مسائل خودم را حل کنم.
میگفتند: زندگی بدون پول که نمیشود. من میگفتم: نه، من یک راهحل پیدا کردهام؛ پول هم حتی به سمت من میآید.
اما رفتهرفته نه پولی به سمت من آمد و نه توانستم مسئله اعتیادم را حل کنم. فکر میکردم حالا باید یک آنتیایکس قویتر بزنم تا بتوانم آن ارتباطم را حفظ کنم؛ و به سمت قارچهای توهمزا رفتم. در نتیجه، نهتنها مشکلاتم برطرف نشد، بلکه بیشتر در تاریکی اعتیاد، جهل و نادانی خودم فرو رفتم.
اما در وادی چهارم مسئلهای که وجود دارد این است که در هستی و کائنات فقط به انسان اختیار داده شده و روح به او، به قول جناب مهندس، تفویض شده است. ما با استفاده از این اختیاری که داریم، خداوند یک دوراهی هم سر راه ما گذاشته: یک راه، صراط مستقیم است و راه دیگر، همان مسیری است که ما را وارد تاریکیها و فسق و فجور میکند. در اختیاری که به ما داده شده، مسئولیت هم از طرف خداوند به ما داده شده است و مسئله مهم این است که ما بدانیم چه اختیاراتی داریم، اندازهها را بشناسیم و بدانیم چه کارهایی را خودمان باید انجام دهیم و چه کارهایی را باید به خداوند بسپاریم. و اینجاست که میگوید در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند، در واقع سلب مسئولیت از خویش است.
خوب چرا خداوند به انسان مسئولیت داده؟ چون زمانی که انسان مسئولیت را بپذیرد و زیر بار آن برود، باعث میشود که رشد کند؛ و آن چیزی که درون انسان رشد میکند، نفس انسان است. چیزی که ما الآن در کنگره آموزش میبینیم، این است که همه ما، از خودم میگویم، اول از همه باید بپذیریم که مسئله اعتیاد داریم. یعنی اولین نقطه شروع این است که من بپذیرم اعتیاد دارم. الان کنگره ۶۰ هست، راهنما هست، متد درمان هست، آموزشها هست؛ اما این من هستم که باید مسئولیت سفر خودم را بپذیرم. باید بدانم که با وجود همهچیزهایی که برای سفر من مهیاست، تا زمانی که مسئولیت سفر خودم را نپذیرم، نمیتوانم به نقطه موردنظر برسم. و اینجا این نکته را به ما میگوید که باید تمام مسائل حیاتی خودمان را بپذیریم.
در ادامه، زمانی که تمام تلاش و کوششمان را در راستای کاری که میخواهیم انجام دهیم، به کار گرفتیم و تمام قدمهایمان را برداشتیم، آنوقت میتوانیم به خداوند توکل کنیم. در آن صورت، وقتی که ما به سمت خواستههایمان با تمام تلاش و کوشش حرکت کنیم، دستهای آسمانی از طریق القا و الهام، ما را همراهی میکنند.
از اینکه به صحبت من گوش کردید، از همه شما متشکرم.
عکس و تایپ: مسافر علیرضا لژیون ششم
ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
1417