در زمان کودکی وقتی در تلویزیون خیرین مدرسهساز را نشان میدادند، با خودم آرزو میکردم که کاش جای این عزیزان بودم؛ همیشه حسرت میخوردم و میدانستم برای اینکه به این جایگاه خدمتی برسم؛ باید پول و ثروت فراوانی داشته باشم و این آرزو برایم دور، دراز و غیرممکن بود. کمی که بزرگتر شدم، کلامالله را که قرائت میکردم بارها به آیه ۲۸ سوره انفال که میگوید: «بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست و خداست که پاداشی بزرگ نزد اوست» برخورد کرده بودم.
برداشت من از این آیه چنین بود که انسان با فقر و تنگدستی مورد آزمایش و امتحان الهی قرار میگیرد یا با فرزندی بیمار یا ناصالح مورد آزمایش قرار میگیرد، سختیها و مشکلات زندگی باعث شده بود که دیگر تفکر مثبتی نداشته باشم؛ یعنی اصلاً به چیزی غیر از ناامیدی فکر نمیکردم. روزی در اوج تاریکی و ناامیدی وارد کنگره شدم؛ مثل اینکه هفته گلریزان بود، چون همه مشارکتها و صحبتهای استاد درباره بخشش و بخشیدن بود.
همیشه فکر میکردم انسانهای بزرگ و بخشنده از مال خود میبخشند یا پول خیلی زیادی میبخشند؛ ولی با آموزشهای کنگره و صحبتهای استاد متوجه شدم که انسانهای بخشنده و بزرگ از عصاره جان، مال و زمان خود میبخشند و از هر چیزی که دارند میبخشند، یکی لبخند، یکی امید، یکی صبر و یکی از همان مقدار پولی که دارد میبخشد. خودِ خداوند هم فرموده: «خدا هیچ کس را جز بهاندازه تواناییاش تکلیف نمیکند؛ نیکیهای هر کس به سود او و بدیهایش نیز به زیان خود اوست.
در همان جلسه خواستهام را عوض کردم و بذر و دانه بخشش را در دلم کاشتم. جشن گلریزان سال بعد از همان مقدار پولی که داشتم بخشیدم؛ معجزه برایم رخ داد و بهترتیب گرههای وجودیِ خودم و گرههای زندگیام شروع به باز شدن کردند. کنگره مرا به آرزوی دوران کودکی نزدیک کرد؛ شاید نتوانم بهتنهایی مدرسهای بسازم؛ اما با عضویت در لژیون سردار سهم کوچکی در ساخت مکانهایی که دانشگاه زندگی و بندگی است را دارم.
خداوند در کلامالله میفرماید: «کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند؛ مانند دانهای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد و خدا برای هرکه بخواهد چند برابر میکند و خدا بسیار عطاکننده و داناست.» با عضو شدن در لژیون سردار تکتک این آیات را زندگی کردم. هر کسی میخواهد به مقام نیکوکاران و خاصان خداوند برسد؛ باید از آن چیزی که دوست دارد و برایش محبوب است در راه خدا انفاق کند.
هر انسانی در هستی دو خاصیت دارد: موجی و ذرهای، انسانی که احساسات، عواطف و تفکرات مثبتی داشته باشد و در وجودش عشق به خدا و مخلوق باشد، امواج طلایی به او میرسند و به او نیرو و قدرت لازم را برای حرکت میدهند. انسانی که اقدام کند برای کار بزرگ، سخت و طاقتفرسا، انوار الهی بهسوی او سرازیر میشوند تا او بتواند این کار عظیم را انجام دهد.
من با آموزشهای استادانم آموختم؛ اگر تصمیم به انجام کاری مفید و بزرگی مانند جایگاه دنوری، پهلوانی یا نشانی در بینشانی بگیرم و حرکت کنم، بر اساس عملکرد، تفکرات، دانایی و آگاهی من، انوار الهی بهسوی من سرازیر میشود و میدانم رسیدن به خواستههای بزرگ زمان میخواهد؛ پس صبر میکنم و از هیچ تلاشی دریغ نمیکنم.
نویسنده: راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
164