سلام دوستان سودابه هستم همسفر
در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. هیچ چیز در هستی وجود ندارد که در برابر خودش مسئولیت نداشته باشد؛ حتی بین گیاهان، نباتات و حیوانات که بعد میرسد به انسان که همه به نحوی مسئولیت دارند. باید مسئولیت دو طرفه باشد، هیچ وقت مسئولیت یک طرفه نیست. همیشه مسئولیتها دو طرفه بودهاند. خط و خطکشی این مسئولیت کجاست؟ در اینجا مشخص میشود که هر دو طرف تا چه حدی نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند. گریزگاهی هم در اینجا قرار دارد که مسئولیتهای خود را به عهده خداوند بگذاریم. اگر ما تمام وظایف و تکالیف خود را در مقابل خداوند و یا سایر انسانها انجام بدهیم، آن وقت میتوانیم منتظر باشیم که خداوند به ما کمک کند. وادی چهارم میگوید برای اینکه مسئولیتهای خود را بشناسیم باید نفس را بشناسیم، بزرگترین منبع ما کتاب آسمانی است. در قرآن گفته شده است که نفس تعیین موجودیت میکند؛ لباسی که ما میپوشیم گوشت، پوست و استخوان، اصل ما نیستند و اصل ما نفس است. نفس خواسته دارد و خواستههایی که نفس دارد برای حب بقاء است. حب بقاء یعنی دوست داشتن حیات و زندگی، هر گونهای چه انسان و چه حیوان دوست دارد بقاء داشته باشد و اگر حب بقاء نبود گونه موجودات و انسانها از بین میرفت. خواستههای انسان به دو قسمت تقسیم میشوند؛ یکی خواسته معقول و دیگری خواسته غیر معقول که این فقط برای انسان است و حیوانات خواستههای معقول و غیر معقول ندارند و فقط چیزهایی در وجودشان نهادینه شده که برای حب بقاء است. بنابراین نفس هر انسانی بر مبنای خواستهها و دانایی او، در یک مرتبه یا درجه قرار میگیرد. انسانها بر مبنای عقل، دانایی و آگاهی که دارند با هم متفاوت هستند. به طور کلی در انسان، نفس به ۳ مرحله تقسیم میشود: ۱_نفس اماره؛ یعنی امر کننده که بالاترین مرحله نفس در حیوان و اولین مرحله نفس در انسان است. در مرحله نفس حیوانی انسان تقوا نمیخواهد تا به خواستههایش برسد مثل یک گوسفند که وقتی گیاهی را دید و گرسنه بود بلافاصله آن گیاه را میخورد و اصلاً فکر نمیکند که مال چه کسی هست. ۲_نفس لوامه یا سرزنش کننده، اگر شخصی از نفس امرکننده عبور کند و به دانایی و آگاهی بالاتری دست پیدا کند، وارد دروازههای نفس سرزنش کننده میشود. در این مرحله اگر انسان کار خلافی انجام دهد بلافاصله خودش را سرزنش میکند، پشیمان میشود و در حقیقت دچار عذاب وجدان میگردد. ۳_نفس مطمئنه؛ وقتی انسان، مراحلی از نفس امر کننده و نفس لوامه «سرزنش کننده» را با تزکیه، پالایش و دانایی پشت سر گذاشت وارد دروازههای نفس مطمئنه میشود و زمانی که فرد وارد این مرحله شود هیچکار غیرمعقول و غیرمنطقی انجام نمیدهد، نه در ظاهر و نه در باطن. ما در هر مرحله از نفس که باشیم قدرت اختیار داریم که مسئولیت حیات خودمان را بپذیریم و این در تمام مراحل زندگیما نقش مهمی دارد. فرمان عقل یعنی شو، شود و قدرت مطلق یعنی خداوند که از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
رابط خبری: همسفر مکیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر فاطمه رجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
13