گاهی زندگی بسیار شلوغ و پر از دغدغه است که انسان خود را گم میکند؛ اما زمانیکه وارد کنگره۶۰ شدم برای لحظاتی تمام آن هیاهوها پشت در ماندند اینجا فضایی است که آرامش در آن جریان دارد که نهتنها به گوش؛ بلکه به قلب نیز مینشیند با گوش دادن به صحبتهای استاد احساس میکنم چراغی در ذهن من روشن میشود سخنانی که از تجربه، عشق و آگاهی سرچشمه گرفتهاند و راه بهتر دیدن زندگی را به من نشان میدهند در کنار همسفران و مسافران میآموزم که رشد کردن مسیر زیبایی است که با صبر، آموزش و خدمتکردن معنا پیدا میکند کنگره۶۰ برای من یک مکان نیست بلکه پناهگاهی برای آرامش، امید و یادگیری است مکانی که هر بار با قلبی سبکتر و انگیزهای بیشتر از آن خارج میشوم در این فضا میآموزم که تغییر اتفاق میافتد حالِ خوب دستیافتنی و هیچ تاریکی در برابر نور آگاهی ماندگار نخواهد ماند خدا را شاکرم که فرصت حضور در این مسیر را به من عطا کرده است مسیری که هر روز من را به نسخهای از خودم نزدیکتر میکند و حس امید، عشق و سپاسگزاری را در وجودم زنده نگه میدارد.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهناز لژیون (بیستودوم)
گاهی انسان در تاریکترین لحظههای زندگی گمان میکند که دیگر هیچ روزنهای برای عبور نور باقی نمانده است؛ اما درست در همان نقطه دستی از جنس امید او را به سفری تازه دعوت میکند کنگره۶۰ برای بسیاری از مسافران و همسفران تنها یک مکان نیست؛ بلکه مدرسهای برای آموختن دوباره زندگی است مکانی که به انسان میآموزد سقوط پایان راه نیست و هر شکست میتواند آغاز یک تولد دوباره باشد در این مسیر واژهها جان میگیرند، عشق معنا پیدا میکند و انسان قدمبهقدم به خویشتن حقیقی خود نزدیکتر میشود کنگره۶۰ به من آموخت که تغییر یک اتفاق ناگهانی نیست؛ بلکه نتیجه حرکت آرام، مستمر و آگاهانه است برای رسیدن به آرامش باید از وادیهای شناخت عبور کرد و با صبر، دانایی و محبت بنای وجود خویش را از نو ساخت چه زیبا در این روزگار پرهیاهو چراغی روشن است که بیهیچ چشمداشتی راه را نشان میدهد چراغی که با نور عشق، خدمت و آموزش دلهای خسته را به فردایی روشن پیوند میزند سپاس از کنگره۶۰ برای تمام لحظههایی که امید را در دل ناامیدی زنده کرد برای تمام اشکهایی که به لبخند تبدیل شد و برای تمام انسانهایی که دوباره معنای زندگی را پیدا کردند این مسیر روشن همچنان راهنمای جویندگان حقیقت، آرامش و رهایی باشد.
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما شهناز (لژیون بیستودوم)
روزهای اول که با ناامیدی وارد کنگره۶۰ شدم حال بسیار پریشان و آشفتهای داشتم که اصلاً فکر نمیکردم روزی به حال خوب و آرامش برسم البته سختیها و رنجهای زیادی را پشت سر گذاشتم؛ اما در نهایت از تاریکیهای زیادی عبور کردم و به روشنایی رسیدم خدا را شاکرم که امروز به حس و حال خوب رسیدهام و نگرش من نسبت به زندگی، مردم و اقوام کاملاً تغییر کرده است این تغییر باعث شده که احساس من نسبت به کنگره مانند خانهای بهشتی باشد این حس خوب را مدیون زحمات راهنمای عزیزم خانم شهناز هستم.
نویسنده: همسفر مهری رهجوی راهنما شهناز (لژیون بیستودوم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما شهناز (لژیون بیستودوم)
ویرایش: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون بیستوششم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیونشانزدهم) دبیر دوم سایت
عکس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
نمایندگی همسفران سلمان فارسی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
57