English Version
This Site Is Available In English

کتاب ۶۰ درجه مسیر آگاهی، خودشناسی و مسئولیت‌پذیری را هموار می‌کند

کتاب ۶۰ درجه مسیر آگاهی، خودشناسی و مسئولیت‌پذیری را  هموار می‌کند

سومین جلسه از دور چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی ویژه مسافران کنگره 60، نمایندگی ایمان با استادی مسافر میثم، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر جلیل، با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز دوشنبه 25 خرداد ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

ابتدا از همه دوستان عزیزم در لژیون سردار تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. در مورد دستور جلسه و مشارکت‌های شنبه، چند مشارکت را شنیدم که در آن‌ها گفته می‌شد کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» برای ما مانند فال حافظ عمل کرده است. اوایل سفر اولم بود و تازه وارد کنگره شده بودم و وقتی چنین صحبت‌هایی را می‌شنیدم، با خودم می‌گفتم من برای درمان اعتیادم آمده‌ام، فال حافظ دیگر چه ارتباطی به من دارد؟!

خودم فرصت مشارکت در جلسه شنبه را نداشتم، اما تجربه شخصی‌ام این بود که قبل از ورود به کنگره، پدرم که عضو کنگره 60 است، وقتی وضعیت نابسامان و به‌هم‌ریخته مرا می‌دید، می‌گفت: "حداقل این کتاب را باز کن و ببین داخلش چه نوشته شده است." کتاب را باز کردم، آن شب خمار بودم و حال خوبی نداشتم و شرایط روحی‌ام مناسب نبود اما شروع کردم به مطالعه کتاب «۶۰ درجه زیر صفر».

دقیقاً در آن لحظه احساس کردم که حال یک فرد مصرف‌کننده و خمار، همانند قرار گرفتن در دمای ۶۰ درجه زیر صفر است، نه حال و حوصله‌ای برای مسائل معنوی دارد و نه آگاهی لازم را. در نتیجه، همه مشکلات را از جامعه، اطرافیان و شرایط بیرونی می‌بیند. خدا را شکر می‌کنم که این کتاب اولین چراغی بود که مسیر آمدن به کنگره را برای من روشن کرد. بیش از یک سال درگیر کشمکش بودم که آیا به کنگره بیایم یا نه، تا اینکه بالاخره این اتفاق افتاد.

امروز در لژیون سردار، آقا مجید هم اشاره‌ای به کتاب ۶۰ درجه داشت که برداشت من را تکمیل کرد. به نظر من این کتاب هم یک سفر درونی و هم یک سفر بیرونی را به تصویر می‌کشد؛ سفری که جسم، روان و جهان‌بینی ما را در بر می‌گیرد. من خودم زمانی با مصرف برخی مواد، به دنبال نوعی سفر درونی بودم. همان چیزی که جناب مهندس هم به آن اشاره می‌کنند؛ اینکه بعضی افراد با مصرف مواد مختلف مثل LSD و غیره، تصور می‌کنند می‌توانند ابعاد دیگری از هستی را کشف کنند.

من هم چنین تفکری داشتم و حتی تا مرز نابودی پیش رفتم. اما خدا را شکر که مسیر حضور در کنگره برایم هموار شد و توانستم وارد این راه شوم. همیشه می‌گفتند که باید اجازه ورود به این سیستم برای انسان صادر شود. اوایل نمی‌توانستم این حرف را بپذیرم، اما امروز با تجربه شخصی خودم کاملاً به آن باور دارم. اگر این اجازه و شرایط فراهم نمی‌شد، شاید هرگز با کنگره و آموزش‌های آن آشنا نمی‌شدم، حتی همین لژیون سردار، برای من درس‌های زیادی داشته است.

سال اول، تعهدی دادم و آن را انجام دادم اما سال دوم تعهد دنوری دادم و انجامش ندادم. با گذشت یک سال، متوجه شدم که در زندگی بارها فقط قول می‌دهم اما به قول‌هایم عمل نمی‌کنم و طبیعتاً آسیب‌های آن را هم می‌بینم. یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی که از لژیون سردار گرفتم همین مسئله بود؛ اینکه مسئولیت‌پذیر باشم و به تعهداتم عمل کنم. این موضوع برای من دستاورد بزرگی بوده است حداقل باعث شده کمتر قول بی‌جا بدهم و به سمت عمل کردن حرکت کنم. به قول جناب مهندس، شاید هنوز کاملاً سفیدِ سفید نشده باشم، اما حداقل، دیگر آن فرد قبلی نیستم؛ فردی که برای خودش، خانواده‌اش و جامعه ضرر داشت.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.
 

تایپ: مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: مسافر امیر
عکاس خبری: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .