English Version
This Site Is Available In English

حاصل کار چندین نفر حال خوب یک نفر را رقم می‌زند

حاصل کار چندین نفر حال خوب یک نفر را رقم می‌زند

«کنگره۶۰ با ریشه‌هایی عمیق در عشق و محبت، جنبشی نوآورانه و نگاهی تازه در عرصه انسانیت است که دریچه‌هایی به سوی زیستی بهتر پیش روی انسان گشوده است. در این مسیر افرادی که همواره عمل سالم را بر خواسته‌های شخصی خود مقدم دانسته‌اند، گسترش‌دهنده آرامش در جایگاه‌هایی هستند که به انجام وظیفه مشغول‌ می‌باشند. در این مسیر انسان‌هایی حضور دارند که با ترجیح دادن عمل سالم بر خواسته‌های فردی، آرامش و نظم را در جایگاه‌های مسئولیت خود جاری می‌سازند. این گفت‌وگو فرصتی است برای شنیدن، آموختن و دستیابی به درکی عمیق‌تر از این مسیر ارزشمند؛ از این رو شما را به همراهی این گفتار دعوت می‌کنیم.»

مسافر علی‌رضا با آخرین آنتی‌‌ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. مدت ۱۰ ماه به روش DST و داروی درمان اپیوم به راهنمایی مسافر محمد سفر کردند. هم‌اکنون با دستان پرتوان آقای مهندس به مدت ۲۱ سال است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر علی‌رضا در کنگره دوچرخه‌سواری است.

چرا برخی افراد پس از درمان کامل همچنان در گل‪ریزان حضوری فعال دارند و برخی دیگر نه؟ این تفاوت را از منظر جهان‌بینی چگونه تحلیل می‌کنید؟

من امتحان می‌دادم در مدرسه، دوران دبیرستان یا دوران دبستان مخصوصاً دوران دبستان ابتدای سؤال را می‌خواندم، جواب می‌دادم بعد نمره‌ام خیلی پایین می‌شد؛وقتی پدر، مادر و بزرگ‌ترها آمدند بررسی کردند که چرا من این سؤال را که بلدم، آن‌جا نمی‌توانم جواب بدهم به این نتیجه رسیدند که علیرضا سؤال را کامل نمی‌خوانی، سؤال یک ابتدا دارد و یک انتها، باید سؤال را تا آخر آن بخوانید بعد بتوانید جواب دهید. وقتی ما می‌گوییم دوستانی که آمدند در کنگره به درمان کامل رسیدند و رفتند چرا در گلریزان شرکت نمی‌کنند بابت این‌که صورت مسئله اعتیاد را کامل نخوانده‌اند، صورت مسئله درمان را کامل نخوانده‌اند. می‌گویند برای این‌که ما به درمان برسیم نیاز به دو سفر داریم؛ سفر اول از مصرف موادمخدر تا قطع آن و سفر دوم از قطع مواد تا رسیدن به خود، این دو درمان اعتیاد می‌شوند. دوستانی که می‌آیند گل رهایی می‌گیرند و می‌روند فکر می‌کنند به رهایی رسیده‌اند، آن کسانی که می‌مانند و در کنگره خدمت می‌کنند گوشه گوشه این کنگره، مرزبان، ایجنت، راهنما، دیده‌بان و ورزشبان می‌شوند، در میادین ورزشی کنگره می‌آیند و خدمت می‌کنند همه این گروه‌ها در لژیون سردار خدمت می‌کنند این‌ها به دنبال آن رهایی و آزادی هستند، آن عزیزانی که می‌آیند گل رهایی را می‌گیرند و دنبال درمان نیستند، درمان با خدمت کامل می‌شود. آن‌هایی که می‌مانند و حواسشان به دیگری است، آن‌ها که دنبال رسیدن به درمان هستند این مسئله را کامل متوجه نشده‌اند، ما که تجربه‌مان بیشتر است باید این قضیه را به آن‌ها توصیه کنیم که درمان این‌طوری کامل نمی‌شود. درمان کار دارد؛ جسم، روان و جهان‌بینی داریم، جسم در سفر اول ۹۰ درصدش درست می‌شود؛ ولی این جسم بدون روان و جهان‌بینی ارزش ندارد، ارزش دارد؛ ولی جایی راهشان نمی‌دهند موقعی که جسم را راه می‌دهند که روان متعادل و جهان‌بینی الهی همراه آن باشد، نه جهان‌بینی افیونی، نه روان نامتعادل. ما در مرحله دوم سفر اول به دنبال این می‌گردیم. وقتی که رها می‌شویم دنبال آزادی می‌گردیم، دنبال آزادی بخواهیم بگردیم بعد از رهایی باید بایستیم، باید حضور داشته باشیم، باید دست در جیب کنیم و خدمت مالی انجام دهیم تا بیرون از کنگره بتوانیم خوب زندگی کنیم.

عمیق‌ترین تغییری که گلریزان در ساختار تفکر یک مسافر ایجاد می‌کند چیست؟تغییری که در هیچ لژیون آموزشی دیگری به همان شکل رخ نمی‌دهد؟

ما این‌جا آداب خیلی چیزها را یاد می‌گیریم؛ یعنی به معرفت می‌رسیم، ادب خیلی چیزها را یاد می‌گیریم؛ یعنی به معرفت شناخت پیدا می‌کنیم، تا شناخت نباشد، تا آموزش الهی و دانش الهی نباشد، تغییراتی صورت نمی‌گیرد. آقای مهندس می‌گویند زمانی می‌توانید جسم را به تعادل برسانید که یاد بگیرید با آن حرف بزنید؛ یعنی زبان جسم‌ خود را بفهمید حالا در سیستم ایکس؛ چه ساختار سیستم ایکس و شبه افیونی، چه رسیدن به اندام مناسب، تغذیه مناسب و یا کاهش وزن؛ باید بتوانید حرف بزنید، این ادب است یک معرفت را باید کسب کنیم. ما در ادامه مسیرِ سفر باید ادبِ آدابِ زندگی را یاد بگیریم، آدابِ پول درآوردن را یاد بگیریم، باید ادبِ ثروتمند شدن را یاد بگیریم. خیلی از بچه‌ها که وارد مرحله دوم می‌شوند یعنی قطع مواد می‌شوند گل رهایی می‌گیرند از نظر مالی مشکل دارند، پس‌اندازی ندارند کار مستحکمی ندارند. لژیون سردار تشکیل شد کسانی که می‌آیند در کنگره بتوانند آداب و ادب ثروتمند شدن را یاد بگیرند، پول‌دار شدن را یاد بگیرند، پس‌انداز را یاد بگیرند، زندگی کردن را یاد بگیرند. کنگره اضلاع مختلف دارد جسم، روان و‌جهان‌‌بینی دارد. عقل، ایمان و عشق دارد ما باید بتوانیم در تک‌تک این‌ها قدم برداریم اول آن را پیدا کنیم بعد آموزش را بدانیم و ببینیم، بعد بتوانیم عمل سالم آن را انجام دهیم. پول درآوردن هم عمل سالم می‌خواهد. اعضایی که می‌آیند در لژیون سردار که کل کنگره این کار را انجام می‌دهند؛ وقتی متوجه می‌شوند قضیه خدمت مالی، برای آن‌ها چه بهره‌ای دارد راحت‌تر می‌توانند این کار را انجام دهند. عمیق‌تر از این وجود ندارد، آقای مهندس می‌گویند: ماده است، ماده است، ماده است، ماده است؛ یعنی می‌تواند مثل خودش را تولید کند، ماده است اگر درک واقعی از ماده و مادیات داشته باشیم. آقای مهندس می‌گویند، می‌توانید سوارش شوید وقتی سوار ماده و مادیات شوید نیمی از خواسته‌های نامعقول و نیمی از نادانی خودت را در اختیار گرفته‌ای؛ یعنی وقتی شما به نیم می‌رسید دیگر با یک ضربه می‌توانید مسیر خود را مشخص کنید وقتی این نیمه یک جایی سنگین‌تر شد نمی‌توانیم مسیر را مشخص کنیم.

اگر قرار باشد تنها یک شاخص برای سنجش میزان تعادل اعضاء کنگره انتخاب شود آن شاخص چه خواهد بود و چرا؟

در کنگره فقط جایگاه داریم؛ یعنی جا که می‌شود مکان، گاه که می‌شود زمان؛ یعنی کنگره به ما یک جایگاه می‌دهد که در این زمان و مکان بتوانیم معرفت کسب کنیم و آموزش ببینیم. عمل سالم یک مسافر در بیرون کنگره است، ما هیچ کدام نمی‌توانیم در کنگره عمل ناثواب یا ناسالم انجام دهیم مرزبان دارد، ایجنت دارد، راهنما دارد، دیده‌بان دارد هر کس بخواهد یک خورده مسیر را اشتباه برود با آن برخورد می‌کنند. شاخص سنجش منِ دیده‌بان بیرون کنگره است نه در کنگره، ما یک دستورالعمل داریم و روی آن راه می‌رویم؛ ولی آن چیزی که مهم است من چه‌قدر از این‌جا تأثیر گرفته‌‌ام، که توانسته‌ام در کارم، درآمدم، شغلم و پول درآوردنم و در خانواده اجرا کنم؟ شاخص سنجش اعضاء کنگره بیرون کنگره است؛ این‌جا خیلی به من احترام می‌گذارند؛ ولی آیا بیرون از کنگره هم به من احترام می‌گذارند؟ آن احترامی که بیرون از کنگره به من می‌گذارند شاخص سنجش من است حالا می‌تواند یک سفر اولی باشد، یک سفر دومی باشد یا هر کس دیگری که می‌خواهد باشد.

اگر قرار باشد فقط یک عامل را به عنوان ریشه اکثر بی‌تعادلی‌های انسان معرفی کنید آن عامل چیست و چرا؟

ابتدای جلسه می‌گوییم ۱۴ ثانیه سکوت می‌کنیم، از جهل و نادانی خودمان به خداوند پناه می‌بریم خداوند یک تعریفی دارد، خداوند غیر از دانایی، آگاهی و هوشیاری چیز دیگری نیست. می‌گوید بزرگ‌ترین پناهگاهی که روی زمین وجود دارد کجاست؟ بزرگ‌ترین پناهگاهی که روی زمین وجود دارد مکانی است که انسان‌های آگاه در آن زندگی می‌کنند. جهل و نادانی است، دارد می‌گوید وقتی نمی‌دانی نمی‌توانی، انسان ناآگاه قبول نمی‌کند که نمی‌داند و نمی‌تواند، انسان آگاه می‌داند که بتواند، بزرگ‌ترین اتفاقی که در کنگره برای ما می‌افتد که می‌گوییم مکان امن و مقدس است که انسان‌ها می‌آیند در کنار هم به این آگاهی می‌رسند، برای همین است که برای همه اهمیت دارد، همه خوب دارند زندگی می‌کنند.

کلام آخر:

برای استان کرمان می‌گویم، برای خودِ شهر کرمان می‌گویم که حاجی‌آباد را می‌سازید. دیروز ما به اتفاق بچه‌ها آن‌جا یک جلسه داشتیم. آمدند اولین جلسه آن‌جا به طور رسمی با اجازه آقای مهندس برگزار شد. حالا دیوارها بلوک بود، روی آن سیمان نشده بود، کف آن خاک بود؛ ولی این حاصل توانمندی جمع اعضاء کنگره۶۰ کرمان است. این یک جای تبریک دارد یک ساختار مستحکم برای آیندگان بنا و پایه‌ریزی می‌شود و این خیلی ارزشمند است. آقای مهندس می‌گویند هر کاری که می‌کنید برای خودتان انجام می‌دهید، هیچ کاری برای کسی نمی‌کنید؛ حتی اگر در پندارتان انجام بدهید یعنی اگر خوبی بخواهید خوبی، اگر بدی بخواهید بدی، حالا که در پندار ما تأثیر دارد کسی که مریض می‌شود بابت همان قضیه است. حالا در ماده‌ام همین اتفاق می‌افتد ما وقتی شروع می‌کنیم، دیگران را هم وارد می‌کنیم در کنار خودمان طبع‌مان با طبع طبیعت یکی می‌شود؛ وقتی شما وارد طبیعت می‌شوید همه را می‌پذیرد و تمام تلاشش را می‌کند که هر آنچه دارد در اختیار دیگری بگذارد که ما در کنگره این آموزش را داریم می‌بینیم و می‌گویند: «دیگران کاشتند ما خوردیم ما بکاریم دیگران بخورند» یک جمله خیلی کلیشه‌ای است. آقای مهندس می‌گویند در مرحله اول طوری زندگی کن و بگذار دیگران زندگی کنند؛ ولی در مرحله بعدی می‌گویند طوری زندگی کنید که بستری مهیا کنید که دیگران بتوانند خوب زندگی کنند. ما آمده‌ایم در کنگره حال‌مان خوب شده است این حال را زیاد نمی‌توانیم دور ببریم مگر این‌که شرایطی مهیا کنیم که دیگران هم حال خوب را تجربه کنند این نه شعار است نه حرف و نه چیز دیگری.

ما در وادی اول از تفکر آقای مهندس شروع می‌کنیم و می‌رسیم به وادی چهاردهم، به چه چیزی می‌رسیم؟ روی تفکر آقای مهندس، هیچ اجازه‌ تجربه‌ای ما در سفر اول نداریم؛ یعنی من به عنوان یک سفر اولی، به عنوان یک راهنما نمی‌توانم این ۱/۸ را بکنم ۱/۹، من این اجازه تجربه کردن را ندارم فقط آن تفکری که تجربه‌اش را دارم باید اجرا کنم. سی‌دی را باید بنویسم هیچ دخل و تصرفی در این ۱۱ ماه نمی‌توانم داشته باشم. روی وادی‌ها می‌آیم، تا وادی سیزدهم، وادی سیزدهم چه می‌گوید؟ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست می‌گوید تمام شد ۹۰ درصد از ساختار جسم تو اگر آن تفکر را اجرا کرده باشید به تعادل رسیده‌اید. حالا تکلیفت چیست؟ از وادی سیزدهم باید بروید وادی چهاردهم می‌گوید: باور را اگر داشته که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست و روی وادی‌ها حرکت کنید تا به تفکر برسید که خود، صاحب تفکر شوید. لژیون سردار خدمت مالی کردن است که همه اعضاء این کار را می‌کنند بستری به وجود می‌آید که من بتوانم یک نقطه‌ای بگذارم به پایان اعتیاد و کسی که نتواند نقطه بگذارد نمی‌تواند آغاز دیگری داشته باشد هنوز آن چیزی که بهره برده پس نداده است، هنوز آن چیزی که خورده کاری نکرده است، هنوز آن رهایی که اتفاق افتاده بهره‌اش را ندیده است، بهره‌اش با خدمت مالی کامل می‌شود.

خدمات دیگر هست؛ ولی باید کامل شود و با خدمت مالی کامل می‌شود. خدمت مالی هم اندازه دارد دیگر باید به اندازه باشد، اندازه من ماشین من است، خانه من است، لباسی که می‌پوشم؟ آدم‌ها اندازه‌شان در زندگی‌شان جاری است. دیگر حالا من دوست دارم پهلوان شوم، اندازه‌ام پهلوانی باشد نمی‌توانم بشوم؟ ایرادی ندارد می‌آیم دنور می‌شوم، اگر نباشم می‌آیم عضو لژیون سردار می‌شوم ۶ میلیون می‌دهم، اگر باز شرایط برای من مهیا نیست می‌آیم در گلریزان شرکت می‌کنم ۱۰۰ هزار تومان کارت می‌کشم، ۱ میلیون تومان کارت می‌کشم مهم نیست، مهم اندازه‌ها هستند. لژیون سردار لژیون اندازه‌ها است. با اندازه‌ام بازی می‌کنم؛ ولی اندازه‌ها که در کنار هم قرار می‌گیرند آنقدر بزرگ می‌شوند که ساختمان حاجی آباد را کامل کند حالا در این اندازه‌ها بگرد اندازه من را پیدا کن یکی اندازه‌اش ۱ میلیارد است یکی اندازه‌اش ۱۰۰ هزار تومان است، حالا بیا اندازه ۱ میلیاردی را پیدا کن پیدا نمی‌شود. بیا اندازه ۱۰۰ هزار تومان را پیدا کن پیدا نمی‌شود، نمی‌توانید دست بگذارید روی آن که این ۱۰۰ هزار تومان داده است، خرید کل این مجموعه حاصل هزار دست است، حاصل ۱۰۰ دست است؛ پس هر بهره‌ای که از آن مجموعه برده می‌شود آن دست‌ها می‌توانند گرم شوند، آن دست‌های گرم در خانواده‌هایشان گرمی را ببرند در محیط کارشان ببرند، این می‌شود که ما حال‌مان خوب است، این می‌شود که ما بیرون از کنگره می‌توانیم خوب زندگی کنیم، می‌توانیم به آن آرامش و آسایش برسیم، می‌توانیم پندار، گفتار و رفتارمان که در نهایت می‌شود کردارمان را درست کنیم.

مصاحبه کننده: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
عکاس: مرزبان همسفر زهرا
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .