بسیار خرسندیم که امروز افتخار داریم در خدمت دیدهبان مسافر محمدصادق باشیم. از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار ما گذاشتید کمال تشکر را داریم و امیدواریم گفتگویی مفید، ارزشمند و الهامبخش برای اعضاء کنگره۶۰ داشته باشیم.
مسافر محمد صادق با آخرین آنتی ایکس مصرفی هروئین وارد کنگره شدند. با روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر رضا سفر کردند. رشته ورزشی ایشان راگبی است. در حال حاضر بادستان پرتوان آقای مهندس ۲۳ سال است که آزاد و رها شدهاند.
چرا هنگام خواندن پیام سفر اول و دوم و همچنین حرمت باید حتماً در حالت نشسته باشیم؟
چون این پیامها خیلی مهم هستند. پیام حرمت یک بار اول و یک بار آخر خوانده میشود؛ اگر حرمت رعایت نشود باعث متلاشی شدن کل کنگره میشود یا پیام سفر اول که خیلی مهم است اگر سفر اول وجود نداشته باشد ما اصلاً سفر دوم نداریم؛ باید آن پله طی شود. برای طی کردن این مسیر این پیام هر جلسه خوانده میشود و یادآوری میکند که همسفر تو بر مرکبی نشستهای که گرچه دیر به مقصد میرسی؛ اما سالم و کامیاب خواهی رسید؛ در واقع به سفر اولی صبر را یاد میدهد و میگوید که ما میدانیم که تو صبوری میکنی با این کار در ضمیر ناخودآگاه سفر اولی و در لایه دوم ذهن او نقش میبندد و برایش تداعی میشود که باید صبر کند. روش تدریجی یعنی صبر کردن که ما این را القاء میکنیم و حالت روانی هم دارد. در پیام سفر دوم میگوید همانطور که در عکسهای کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر پیداست تو از یک مرحله خیلی سخت مثل لغزندگی جاده به علت یخبندان عبور کردهای و به جایی رسیدهای که مسیر سبزهزار است و خیلی شیک اسکیبازی میکنی و جلو میروی و در ادامه یادآوری میکند. مثال میزنم که متوجه شوید؛ آدمها دوست دارند که دیده شوند، همه انسانها اینطور هستند. من که به این شعبه میآیم به خانمهای مرزبان و آقایان مرزبان خداقوت میگویم و تأکید میکنم که حال شعبه خیلی خوب است؛ چون همه مرزبانان دوست دارند که از من دیدهبان این جمله را بشنوند؛ البته اگر ایرادی هم باشد میگویم؛ برای همین است که پیام سفر دوم پیام مهمی است مثل حرمت که آن هم بسیار مهم است؛ حتی مهمتر از پیام سفر اول و دوم چون اگر حرمت نباشد هیچ سفر اولی در کنگره نمیماند که به سفر دوم برسد برای همین دوبار خوانده میشود.
شما در جایگاه دیدهبان انضباطی ۱۰ ، ۱۱ سال خدمت کردهاید اندکی توضیح دهید که چگونه کار را آغاز کردید و الآن که در جایگاه املاک و مستغلات مشغول بهکار هستید چگونه کار را شروع کردید؟
در شاخه انضباطی که خواستم کار را شروع کنم سال 1390، 1391 بود کلاً سه نفر اعضاء انضباطی داشتیم من و دو نفر دیگر مسافر حسام و مسافر سیروس بودیم شروع بهکار کردیم و یواش یواش به ۱۰۰ نفر انضباطی در کل کشور رسیدیم. باز یک مثال میزنم، جایگاهها مثل بازیگری میماند که به او میگویند امروز باید نقش مادر شوهر را بازی کند و فردا در سریال دیگر باید نقش عروس را بازی کند یا امروز سر صحنه نقش مثبت است؛ ولی در فیلم دیگر نقش او کاملاً منفی است و آن بازیگر است که باید نقش را درست اجرا کند. کنگره هم همین است. دیدهبان مسافر علیرضا از لژیون خودش هم نمیتوانست پول جمع کند و خجالت میکشید؛ ولی الآن لژیون سردار دست او است؛ وقتی در آن نقش قرار گرفت جا افتاد و قالب گرفت. الآن پست من جدید است در ادامه حتی خودم هم نمیدانم قرار است چه شود؛ فعلاً کارهای ابتدایی انجام میدهم، قولنامهها را چک میکنم که تاریخش نگذشته باشند و اگر گذشته باشد به آن شعبه زنگ میزنم فعلاً ۶ ، ۷ نفر تازه شروع به کار کردهایم. من در کنار دیدهبان مالی مسافر مجید هستم و از ایشان کمک و راهنمایی میگیرم. در قسمت چک هم کار میکنم به قول استاد امین ما آب حوض هم میکشیم. کار کنگره باید انجام شود نمیتوانی بگویی اینجا بهتر است یا آنجا سودش بیشتر است یا اینکه بگویی اینجا سربالایی است یا آنجا سرپایینی است، اینجا سرد است یا گرم است. امروز ایجنت یک منطقه سردسیر هستی و فردا دیدهبان یک منطقه گرمسیر به هر حال کار کنگره باید انجام شود.
برای ورود به کنگره شرایط سنی ۱۸ تا ۶۰ سال داریم؛ یعنی افراد زیر ۱۸ سال و بالای ۶۰ سال پذیرش نمیشوند آیا دانشگاهی که در قشم در حال ساخته شدن است تابع همین قانون است؟
قطعاً آقای مهندس در مورد این مسئله فکر کردهاند؛ ولی فعلاً مطرح نشده است؛ فقط این را میدانم که قانون، قانون است. قانون این دانشگاه هم مثل قوانین دانشگاههای دیگر است؛ چون یک دانشگاه رسمی است. خیلی در این رابطه اطلاعات ندارم کسی هم راجع به آن صحبت نکرده است.
چه خدمتی در کنگره لذتبخشتر است؟
همه خدمتها لذتبخش است یک نفر با شستشوی سرویس بهداشتی حس خوب پیدا میکند. نفر دیگر با تی کشیدن و یکی هم هست که حتی ایجنت میشود؛ ولی حس خوب پیدا نمیکند. همیشه به بچهها میگویم اگر جارو میزنید طوری بزنید که تمیز شود نه برای اینکه راهنمایتان ببیند. من سالها اینطوری خدمت کردم؛ برای این حرف هم شاهد دارم و هم نتیجه کارم شهادت میدهد و هم کسانی که با من خدمت کردهاند حرف مرا تأیید میکنند؛ مثلاً در جایگاه انضباطی طوری باید خدمت کنم که هیچ کس نتواند مثل من خدمت کند، طوری جارو بزنم که هیچ کس نتواند به این تمیزی جارو بزند. این حرف من به این معنی نیست که کار دیگران را زیر سوال ببرم فقط برای اینکه بهترین خودم باشم میگویم، الآن هم که در قسمت املاک و مستغلات خدمت میکنم معتقدم طوری باید عمل کنم که اگر کسی خواست مثال بزند بگوید مثل فلانی خدمت کن، این اعتقاد من است وگرنه مدل خدمت از نظر من مهم نیست. امروز نگهبان نظم هستم، فردا ممکن است میکروفونگردانی کنم؛ یعنی در آن روز شال دیدهبانی را در دستم میگیرم و میکروفون گردانی میکنم؛ چون لازم است در اینجا من میکروفونگردان باشم. من از همه خدمتها اعم از استاد جلسه، میکروفونگردانی، بازدید شعبی که رابط آنجا هستم و ... لذت میبرم؛ چون خدمت مهم نیست مهم این است که یک وزنه 1 کیلویی یا ۱۰۰ کیلویی را تا پایان خط پایان برسانم و اجازه ندهم زمین بخورد؛ برای همین میگویم مدل خدمت کردن مهم نیست.
با افرادی که حرمتها را زیر پا میگذارند مثلاً بحث سیاسی میکنند یا هنگام برگزاری کارگاه رفت و آمد دارند چه باید کرد (چه راهنما، چه سفر اولی، چه سفر دومی)؟
مهلکترین سم که مخصوصاً و متأسفانه در گروه خانواده وجود دارد این است که با جزئیات از هم سوال میپرسند، بهطور مثال در کارگاه کجا مینشینی؟ آیا به فلان پارک میآیی؟ چه ساعتی در پارک ورزش میکنی و بعد از گرفتن جواب با هم قرار میگذارند که با هم ساعت ۷ صبح ورزش کنند. 3 ماه بعد میبینی که بساطشان را جمع کردهاند و میروند؛ وقتی میپرسی کجا میروید؟ میگویند میخواهیم ناهار را در فلان جنگل بخوریم این در حالی است که تردد و رفت و آمد با همدیگر در خارج از کنگره ممنوع است. نتیجه آن میشود که فردا این همسفر با آن همسفر درگیر شده است یا همسر آن همسفر با همسر این همسفر درگیر شده است و بهترین حالتش این است که از فردا هیچ کدام بهکنگره نمیآیند. این مسئله را هم در قسمت مسافران و هم در قسمت همسفران داریم. تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که دائماً این را تکرار کنیم که اینجا قهوهخانه نیست. مکانی است که حرمت دارد، شما آمدهاید که درمان شوید، وقتی درمانتان بهپایان رسید شما با فامیلها یا رفیقهای غیر کنگرهای به تفریح بروید تا آنجا که خسته شوید. عجیب است وقتی یک کودک 3 ساله یک میخ را در پریز برق میکند و به اصطلاح او را برق میگیرد دفعه بعد هر کار که بکنی میخ را در پریز برق نمیکند و با زبان بیزبانی میگوید که من میترسم این کار را انجام بدهم؛ ولی به یک انسان کامل میگویی که این قانون است اگر از آن عدول کنی آسیب میبینی ولی باز آن را انجام میدهد.
.jpg)
به همسفری که در حال بحث کردن از نوع سیاسی بود گفتم در کنگره بحث سیاسی کردن ممنوع است در جواب من گفت اگر ممنوع است چرا فلان رهجو بحث سیاسی میکند به آنها باید چه بگوییم؟
من امروز در کارگاه آموزشی شما وقتی که دیدم همسفران مشارکت نمیکنند خطاب به راهنمایان گفتم اگر همسفران مشارکت نمیکنند مشکل شمایید، از رهجو بپرسید چرا مشارکت نکردید؟ باید یقه رهجو را بابت مشارکت نکردن گرفت. بزرگترین خدمت برای سفر اولی این است که در جلسه مشارکت کند، اینگونه هم تجربه خود را گفته و هم خودش یواش یواش بالاتر آمده و سروسامان میگیرد، حال اگر رهجویی در کنگره بحث سیاسی کرد باید راهنمای آن همسفر توضیح دهد و توبیخ شود.
اگر بخواهید برای نسل بعدی کنگره۶۰ یک پیام کوتاه و ماندگار بگذارید چه میگویید؟
نسل کنگره جاری است و بچهها پشت سر هم میآیند؛ یعنی امروز تازهوارد میآید و 2 روز دیگر تازهوارد دیگری میآید. اینطور نیست که بگوییم ۵ سال اول نسل اول هستند و ۵ سال دوم نسل دوم هستند؛ ولی نسلبهنسل جلو میرود. من در جایگاهی نیستم که به نسل بعدی کنگره پیام بدهم. کنگره مکانی خاص است نمیخواهم به آن تقدس بدهم؛ چون هر چیزی که از آن خیلی تعریف کنی دستنیافتنی میشود کنگره جای خوبی است؛ ولی آمدن و ماندنت مهمتر است، مثل دانشگاه خیلی از افراد وارد دانشگاه میشوند، ولی ترخیص شدن از دانشگاه مهمتر از ورود به دانشگاه است.
آیا در سفری که در کنگره داشتید ترسی هم داشتید؟
مدت طولانی از سفر اولم گذشته است. ترس همیشه هست، شما هر جای جدید که بروید در لحظه اول شاید بترسید، این اتاق را چون میشناسید اگر برق را قطع کنند مراقبت میکنید که به چیزی نخورید؛ ولی کلاً ناشناختهها ترس دارند. اگر شناخت داشته باشید از چیزی نمیترسید، همان بازی در آگاهی و بازی در ناآگاهی است.
آیا در مسیر خدمتی تجربهای داشتهاید که باعث شود نگاهتان به صبر و مسئولیتپذیری یا خدمت عمیقتر شود؟
کارمان همین است هر روز میآییم و مسائل جدیدی را یاد میگیریم. شما بهصورت اختصاصی میگویید در صبر و مسئولیتپذیری، ولی ما هر روز در کنگره نگاهمان تغییر میکند. شما اگر امروز کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را بخوانید یک برداشت از آن دارید و اگر یک ماه دیگر بخوانید برداشت دیگری از آن خواهید داشت، منظورم این است که این بهصورت ناخودآگاه اتفاق میافتد، نگاهتان عوض میشود؛ چون در جمع آموزش میگیرید دائماً نگاه و نظرتان متغیر میشود.
نوشتن فایل صوتی سی دیها توسط همسفر چگونه میتواند به مسافری که ۶ ماه دوری از کنگره جریمه شده است کمک کند؟
همسفر باید همان روالی که قبلاً داشته در این مدت هم داشته باشد؛ وقتی مسافر انضباطی میشود همسفر باید بگردد و درون خودش را خوب بنگرد و تقصیر خودش را پیدا کند؛ چون به همسفر میگویند بال پرواز یعنی همسفر هم در سود شریک است و هم در ضرر، یعنی اگر آسیبی به بال مسافر رسیده شاید ایرادی در بال همسفر هم بوده باشد. یکی از این تقصیرها میتواند گیر دادن همسفر باشد که اصلاً چیز خوبی نیست. همسفر شاید خطایی انجام داده مگر میشود که انسان بدون اشتباه باشد، همسفر باید فکر کند که این وسط چه کارهایی باید انجام میداده و چه کارهایی را نباید انجام میداده و در واقع این 6 ماه دوری برای همسفر هم هست که این 6 ماه را مرور کند و بهاصطلاح ما به مسافر میگوییم برود یک گوشه بنشیند و به کارهای بدش فکر کند.
طراحان سوال: همسفر ریحانه، همسفر طاهره و همسفر فاطمه
مصاحبه کننده: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
34