سلام دوستان، جعفر هستم یک مسافر.
وقتی اولین بار کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را به دست گرفتم، انگار داشتم دفترچه خاطراتِ تمامِ شبهای تنهاییام را میخواندم. شاید عجیب باشد، اما من قبل از اینکه این کتاب را بخوانم، فکر میکردم فقط «مصرفکننده» هستم؛ اما با خواندن این کتاب، تازه فهمیدم که چرا زندگیام اینقدر بیروح شده بود.
آن عنوانِ «۶۰ درجه زیر صفر»، برای من فقط یک نام نبود؛ تصویرِ دقیقِ حسهای من بود. سالها در سرمایی زندگی میکردم که نه میفهمیدم محبت چیست، نه معنای واقعیِ در کنار خانواده بودن را درک میکردم. من مثلِ کسی بودم که در یک قطبِ یخزده گیر افتاده؛ نه قدرتِ تکان خوردن داشتم، نه رمقی برای گرم شدن. همهچیز در درونم منجمد شده بود؛ عواطفم، عشقم به فرزندم، و حتی احترامی که باید برای خودم قائل میبودم.
چیزی که در این کتاب بیش از هر چیزی حالم را عوض کرد، تصویرِ آن «ماشینِ قرمز در جادهی پر برف» بود. آنجا که مهندس دژاکام میگوید نباید با سرعت رفت، نباید ترمز ناگهانی گرفت. وقتی این را خواندم، یکباره تمامِ آن عجلهها، تمامِ آن سقوطهای پیدرپی و تمامِ آنبارهایی که میخواستم یکشبه ره صدساله بروم را به یاد آوردم. حس کردم کتاب دارد به من آرامش میدهد؛ میگوید: «نترس، لازم نیست بدوی، فقط باید در مسیر بمانی و حرکت کنی.» این برای من بزرگترین تسلی بود.
در بخشهای دیگر کتاب، وقتی از «جوانهها» حرف زده میشود، در دلم غوغایی به پا شد. حس کردم آن بخشهای وجودم که فکر میکردم برای همیشه از بین رفتهاند، آن بخشهایی که زیرِ بارِ مصرفِ مواد «پوسیده» بودند، حالا دارند با روش DST، با این داروی معجزهگر و با این آموزشها، دوباره جوانه میزنند.
بزرگترین حسی که این کتاب به من داد، «امید» بود. کتاب به من یاد داد که لازم نیست همان لحظه که سفر را شروع میکنم، همهچیز گلوبلبل شود. یاد گرفتم که یخها باید بهآرامی آب شوند. اگر تند بجنگم، خودم را تخریب میکنم. باید صبور باشم و اجازه دهم این «گرما» ذرهذره به قلبم برگردد.
امروز که اینجا نشستهام، حس میکنم دیگر آن آدمِ یخزدهی سابق نیستم. هنوز راه طولانی است، هنوز جاده لغزنده است، اما دیگر تنها نیستم. این کتاب برای من نقشهی راهی شد که بفهمم چگونه از سرمای درونم عبور کنم تا دوباره بتوانم گرمایِ زندگی و آغوشِ خانوادهام را حس کنم.
از آقای مهندس دژاکام سپاسگزارم که این «سرمایِ استخوانسوز» را تجربه کردند تا بتوانند این نقشه را برای ما بنویسند. امیدوارم همهی ما بتوانیم تا رسیدن به دمایِ واقعیِ زندگی، با صبر و فرمانبرداری حرکت کنیم.
از اینکه به مشارکت من توجه کردید، متشکرم.
نگارش وارسال : مرزبان خبری مسافر جعفر
- تعداد بازدید از این مطلب :
244