قدرت به تنهایی، توان انجام دادن کاری نیست. قدرت واقعی، توان انجام ندادن کار و کنترل خود در موقعیتهای مختلف است؛ وقتی ما ظرفیتهای درونی خود را نمیشناسیم، ممکن است قدرت را به اشتباه مصرف کنیم و این باعث آسیب به خود و دیگران میشود.
دانایی مؤثر، یعنی دانشی که بتواند رفتار و تصمیمات ما را به سمت رشد هدایت کند؛ اگر در برابر انتقاد یا چالشهای زندگی واکنش منفی نشان میدهیم؛ یعنی هنوز برای بعضی از مسائل تسلط پیدا نکردهایم و لازم است روی خود کار کنیم. اقتدارِ واقعی با زورگویی تفاوت دارد و احترام گذاشتن دیگران به ما زمانی حاصل میشود که خودمان هم بتوانیم احترام بگذاریم. هر انسانی که قدرت تصمیمگیری دارد، مسئولیتهای متناسب با آن را نیز بر عهده دارد و برای رسیدن به جایگاه بالاتر لازم است، ظرفیتِ پذیرش و کنترل خشم را در خود تقویت کند. قدرت پایدار، نه از موقعیت و عنوان، بلکه از درون انسان و توانایی او در مدیریت خواستهها و هیجانات شکل میگیرد.
قدرتِ واقعی زمانی به دست میآید که بتوانیم بر خواستهها و احساسات منفی خود غلبه کنیم و در موقعیتهای دشوار، بهترین انتخاب را داشته باشیم. یادگیری و تجربه، ستونهای اصلی شکلگیری قدرت هستند و هرچه دانایی ما بیشتر شود، مسئولیتهایمان نیز سنگینتر میشود.
انسانِ قدرتمند کسی است که بتواند بدون ترس و تعصب حقیقت را ببیند و با دیگران به درستی تعامل کند. آموزش و تمرین مداوم، ما را قادر میسازد تا گرههای درونی خود را باز کرده و به تعادل درونی برسیم. در نهایت، قدرتِ پایدار نتیجه مدیریت درست نفس و هماهنگی با اصول و ارزشهای انسانی است.
منبع: سیدی گره قدرت
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر نسیبه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون چهاردهم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
38