اولین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی" آذر تبریز" با استادی اسیستانت محترم مسافر محمود؛ نگهبانی مسافر ابوذر و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه" آداب و معاشرت، ادب بی ادبی، تعادل و بیتعادلی" روز یکشنبه ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
سخنان استاد:
.jpg)
سلام، دوستان. محمود هستم، مسافر.
خداوند را شکرگزارم که امروز فرصتی فراهم شد تا در خدمت شما عزیزان در شهر تبریز و در خدمت دو نمایندگی از تبریز باشیم. همچنین بسیار سپاسگزارم از آقای خدامی که اجازه و دستور دادند تا جلسه را اداره کنم، اما قطعاً از حضور ایشان استفاده خواهیم کرد.
در رابطه با دستور جلسه که «آداب و معاشرت، ادب و بیادبی، و تعادل و بیتعادلی» است، باید گفت تمام انسانهایی که رفتار نامتعارف از خود نشان میدهند، یک نشانه دارند. آن رفتار نامتعارف شاید در کلام باشد یا در عملکرد، و از طریق بیادبی، پرخاشگری یا هر دلیل دیگری که داشته باشد، در نهایت یک دلیل بیشتر ندارد و آن دلیل، عدم هماهنگی جسم و روان آن شخص است. یعنی صور پنهان و صور آشکار یک انسان، اگر از یکدیگر فاصله پیدا کنند، قطعاً خود را با این رفتارها نشان میدهد؛ طرف بیادبی میکند، پرخاشگری میکند، کارهای ناشایست انجام میدهد، حرفهای ناشایست میزند و از خود بیتعادلی نشان میدهد.
روش دیاستی و در کنار آن آموزشهای جهانبینی که ما از آن بهره میگیریم، نهتنها یک انسان را به درمان میرساند و بهصورت ذاتی و ریشهای به این مسائل میپردازد، بلکه شخص را ـ چه ما بدانیم و چه ندانیم ـ با صور پنهان و صور آشکارش آشتی داده و آنها را به یکدیگر نزدیکتر میکند. انسانهایی که حال بسیار خوبی دارند، انسانهایی که تعادل کافی در کلام و رفتارشان وجود دارد، قطعاً صور آشکار و پنهانشان یکی است و با هم دوست هستند. چیزی که باعث میشود اختلاف بیشتری در این موضوع ایجاد شود، همین مسئله خمر است. کسی که مشروب میخورد، قطعاً نمیتواند تعادل نشان دهد و حتماً بیتعادلی، حتی بیادبی و حتی کارهای خطرناک و مخرب، از خود بروز میدهد. کسی که قرص میخورد نیز از خود بیتعادلی نشان میدهد. حتی قهوهای که جوانان مینوشند، گاهی عدم تعادلی میان صور آشکار و پنهان انسان ایجاد میکند. جسم دوست دارد بهموقع بخوابد، اما آن قهوه باعث نخوابیدن میشود و این مسئله، فردای آن روز، خود را با پرخاشگری، بیحوصلگی و در بسیاری از چیزهای دیگر نشان میدهد.
کاری که کنگره شصت، روش دیاستی و جهانبینی انجام میدهند، این است که این مسئله را به هم نزدیک میکنند. صور آشکار من که جسم و تمام فیزیولوژی من است، با صور پنهان من که روح، روان و تمام چیزهایی است که در صور پنهان هستند (نفس من)، به هم نزدیک میشوند. نتیجه و حاصل آن، تعادل است؛ حاصل آن، رفتاری مؤدبانه است؛ رفتاری که همه انسانها آن را بپسندند و قبول کنند. در کنگره شصت، این اتفاقات بهخوبی در آموزشها در حال وقوع است.

کسی که خودش هم ندیده باشد، در فیلمها دیده است که طرف سیگار به دست دارد و سیگار دستش را میسوزاند، اما متوجه نیست. این یکی از نشانههای بسیار خطرناک فاصله بین صور آشکار و پنهان انسان است؛ صور آشکار دارد میسوزد، زیرا سیگار دستش را میسوزاند، اما آدمی بیخبر است. گاهی در آن زمانی که «کرک» آمده بود، مصرف میکردند و در روزنامه مینوشتند که شخصی با سر روی پیکنیک رفته و تمام سرش سوخته، اما متوجه نشده است.
تمام کسانی که وارد کنگره شصت میشوند ـ حال اگر همسفر باشند، به گونهای دیگر، اما سخن من بیشتر با مسافر است ـ بیاستثنا بهواسطه آن مصرفی که داشتهاند، اختلافی بین صور آشکار و پنهانشان وجود دارد. این اختلاف، رفتارهای عجیب و غریبی از خود نشان میدهد و کنگره شصت این رفتار را درست میکند؛ آرامآرام درست میکند. خدا را شکرگزارم که در کنگره شصت هستم و این موارد را یاد گرفتهام و بهواسطه یادگیری آنها، رفتار و گفتارم تغییر کرده است. دوست دارم شما عزیزان نیز در این مورد گفتوگو کنید تا بهره ببرید.
تا اینجا، از اینکه به سخنانم گوش دادید، سپاسگزارم. متشکرم.
سخنان دیده بان محترم آقای خدامی :
.jpg)
پیش از هر چیزاز جناب آقای علیبیگی، ایجنت محترم صائب تبریزی، و مرزبانان محترم شعبه که با برگزاری جلسه مشترک امروز موافقت نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. همچنین از ایجنت محترم گروه خانواده و مرزبانان محترم که پذیرفتند جلسه بهصورت باز برگزار شود و بانوان نیز در آن حضور یابند، سپاسگزارم.
انتخاب نام برای شعبه
چندی پیش در اندیشه بودیم که نامی برای این شعبه انتخاب کنیم. به همین منظور خدمت آقای مهندس رسیدیم و ایشان فرمودند: «با توجه به تأسی از نام زیبای آذربایجان و آذرپادگان، نام این شعبه "شعبه آذر" باشد.»این نام را که بسیار زیباست، خود آقای مهندس انتخاب نمودند. ضمن تبریک این نام به همه شما، باید گفت شعبه صائب تبریزی و شعبه آذر، هر دو نامهایی نیکو هستند.
موضوع تعادل و ادب در رفتار اجتماعی
منظور از «بیادبی» و «بیتعادلی» آن است که گاه یک حرکت کوچک، مانند بوق زدنِ یک خودرو در خیابان، ممکن است فردی را چنان از تعادل خارج کند که واکنش تند و نامناسب نشان دهد؛ غافل از اینکه آن فرد ممکن است عجله داشته باشد، بیمار داشته باشد یا حال مساعدی نداشته باشد. نباید به خاطر یک حرکت کوچک و قابل گذشت، رفتارهای بیادبانه از خود نشان دهیم.
معرفی کنگره ۶۰ بهعنوان مرکز درمان قطعی اعتیاد
کنگره ۶۰ مرکزی است که برای درمان اعتیاد فعالیت میکند، نه صرفاً برای ترک اعتیاد. منظور از درمان قطعی آن است که فرد معتاد، پس از درمان، هیچگاه وسوسه یا عود مجدد پیدا نکند.
کنگره ۶۰ درمانی را در دنیا ارائه کرده است که بینظیر است. در سایت کنگره ۶۰ مکاتبات حسین و بیل را مطالعه بفرمایید. آقای بیل، دانشمندی بسیار بزرگ در حوزه اعتیاد است و همه دنیا میدانند که در کشورهای مختلف، مانند آفریقا، آمریکا، ژاپن، شرق آسیا، اروپا و در کل ایالات متحده، چه خبر است. آقای بیل متعجب است که چگونه در ایران، درمانی برای تمام اعتیادها پیدا شده است که بهراحتی به درمان قطعی میرساند.
در کل دنیا، آمارها نشان میدهد کسانی که با روشهای گوناگون اعتیاد را کنار گذاشتهاند، دوباره بازگشته و دچار عود میشوند و به قول متخصصین، «ریلپس» میکنند؛ ولی ما در کنگره شصت این موارد را نداریم و فقط درمان قطعی داریم.
بهعنوان مثال، فرد الکلی درمانشده در کنگره ۶۰، اگر به بار (محل فروش مشروبات الکلی در کشورهای خارجی) برود، دچار وسوسه نشود. فرد تریاکی درمانشده، در مزرعه خشخاش دچار وسوسه نگردد. فرد هروئینی درمانشده، در لابراتوار هروئینسازی دیگر بازگشت نداشته باشد.
روش درمانی کنگره ۶۰ در دنیا بینظیر است. یکی از اعضای کنگره که مصرفکننده شیشه بود، پس از درمان به عضو تیم ملی تیروکمان کشور تبدیل شد. دبیرکل اسبق ستاد مبارزه با مواد مخدر، ایشان را بهعنوان یک دستاورد بزرگ، به مقر اروپایی سازمان ملل در اتریش برد تا در آن تریبون سخنرانی کند.
همچنین تیم راگبی کنگره ۶۰ چندین مقام قهرمانی کشوری دارد. تیم والیبال کنگره ۶۰ در یکی از تورنمنتها چنان عملکرد موفقی داشت که دیگران باور نمیکردند اعضای آن سابقه مصرف مواد را داشته باشند. اینها همه نشانههای درمان قطعی است.
اهمیت ادب و احترام در کنگره ۶۰
ادب و احترام از ارزشهای جهانی است و در کنگره ۶۰ به آن توجه ویژهای میشود. انضباط حاکم در کنگره ۶۰ حتی از دانشگاهها بالاتر است. اگرچه در ابتدا برخی همسایهها نگران حضور معتادان در محله هستند، ولی پس از مدتی با کنگره ۶۰ دوست میشوند؛ چراکه میبینند اینجا مکانی امن و مقدس است؛ جایی که خانوادهها با خیال راحت رفتوآمد میکنند و افراد از دام اعتیاد رهایی مییابند. رهایی از اعتیاد، در بسیاری از اماکن مقدس نیز اتفاق نمیافتد، ولی در کنگره ۶۰ این رهایی حاصل میشود.
آمار رهایییافتگان از سال ۱۳۸۷ که داروی «اوتی» (اپیوم تینکچر یا شربت تریاک) معرفی شد تاکنون، هفتاد هزار نفر در کنگره ۶۰ از اعتیاد رهایی یافتهاند؛ آن هم با معیار درمان قطعی که پیشتر توضیح داده شد.
ورزش، مکمل درمان اعتیاد است. همه اعضای کنگره ۶۰ باید یک رشته ورزشی را بهطور حرفهای دنبال کنند. هدف، رسیدن به تعادل جسمی و روانی، پیش و پس از درمان است. فرد متعادل، کسی است که در جامعه سالم و صالح زندگی کند، به دیگران آزار نرساند، احترام بگذارد و برای جامعه مفید باشد.
به همین دلیل، حتی مصرف سیگار نیز در کنگره ۶۰ حذف میشود و اعضا وارد پروسه ترک سیگار میگردند. همچنین برای مسئولیت گرفتن (مانند راهنمایی یا شال گرفتن)، فرد باید وزن متناسب داشته باشد (حداکثر چهار کیلوگرم اضافهوزن مجاز است). فردی با بیست کیلوگرم اضافهوزن نمیتواند مسئولیت بپذیرد.
کارگاههای آموزشی و نظبه همین منظور، هفتهای سه جلسه کارگاه آموزشی برگزار میشود. پس از کارگاه، لژیون (جلسه راهنما و شاگرد) برگزار میگردد و هر عضو باید هفتگی یک CD آموزشی بنویسد. این مجموعه آموزشهای سنگین، برای ترک اعتیاد نیست، بلکه برای رسیدن به تعادل و «حال خوب» است.
کشورهایی که بسیار از ما جلوتر هستند و هیچ مشکلی نیز ندارند، نتوانستهاند اعتیاد را به صفر برسانند. کشورهای همسایه، که برخی از آنها قوانین فوقالعاده سختگیرانهای در مورد اعتیاد دارند، نیز هیچکدام نتوانستهاند اعتیاد را صفر کنند. به همین دلیل، ما در کنگره شصت میگوییم که بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم؛ چون صفر کردن اعتیاد شدنی نیست.اعتیاد همواره در طول اعصار و تاریخ وجود داشته، در تمام کشورها بوده، هست و خواهد بود، اما میتوان آن را در حد معمولی کنترل کرد.
.jpg)
در زمینه ریشهیابی آن نیز، اگر بگوییم که افراد شمالشهرنشین یا پایینشهرنشین، ثروتمندان یا بیسوادان باعث اعتیاد میشوند، پاسخ این است که هیچ قشری نیست که بگوییم اعتیاد در آن کمتر یا بیشتر است.ما مراجعهکننده داریم، افراد کمسواد و بیسواد داریم (که اصلاً پذیرش نمیکنیم)، افراد کمسواد تا تحصیلات دکترا داریم. در همه جای کشور میگویند که اعتیاد مربوط به بیکاری است، اما باورتان میشود که در آمار سال ۱۴۰۴، بیستوهشت هزار مراجعهکننده به کنگره شصت در کل کشور داشتیم؟ پرسشنامههای اولیه این افراد، بدون نام، تجزیه و تحلیل میشود (من علیحسین هستم، در کنگره یک اسم کوچک نوشته شده، پرسشنامه پر شده و اینها تحلیل میشود). باورتان میشود که از این بیستوهشت هزار نفر، هشتادونه درصدشان شاغل بودند؟
جامعه میگوید اعتیاد مربوط به چیست؟ میگویند کار نکردن، اما اصلاً مربوط به بیکاری نیست. باورتان میشود هشتادونه درصد مراجعهکنندگان به کنگره شصت که اعتیاد داشتند، شاغل بودند؟ پس این نظریه که اعتیاد در بیکاران زیاد است، کاملاً محدود است.
اگر بگوییم اعتیاد در فقر است، نه. افرادی به کنگره میآیند که بسیار ثروتمندند؛ آنقدر ثروتمند که در باور هیچکس نمیگنجد و تمام بودجه کنگره از کمکهای آنان است. ما بودجه دولتی نداریم؛ تمام بودجه از کمکهای داوطلبانه تأمین میشود. هر کسی به اندازه وسع خود، پنجاه تومان، صد تومان، سی تومان یا بیست تومان به کنگره کمک میکند. یک ریال هم، خدا را شکر، کمبود نداریم.منظور این است که نمیتوان گفت اعتیاد مربوط به فرودستان، بیکاری، بالاشهرنشینان یا پایینشهرنشینان است. اعتیاد در همه اقشار و خانوادهها وجود دارد. من خودم در خانوادهای بزرگ شدم که تا زمانی که به سمت اعتیاد رفتم، حرف ناشایستی نزدیم. خانوادهای که اصلاً با صدای بلند با کسی صحبت نکردیم؛ کاملاً معمولی و موجه. من دانشجو بودم و در خانه دانشجویی به سمت اعتیاد رفتم. دلیلش چه بود؟ عدم شناخت و عدم آگاهی.
اگر شناخت و آگاهی باشد، باید بدانیم که در جامعه اطلاعات غلط زیادی داده میشود. میگویند معتادان دنبال لذتجویی هستند. کدام لذتجویی؟ تمام مسئله، عدم شناخت و عدم آگاهی است. اگر شناخت، آگاهی، اطلاعرسانی درست و درستشناسی مسئله اعتیاد وجود داشته باشد، این مسائل کنار میرود.
در جامعه میگویند سه روز مصرف نکن، تمام؛ ترک اعتیاد تضمینی. این اطلاعات غلط است. آن فرد پاسخ میدهد: «پس من میمیرم، مصرف میکنم.» ترک تضمینی هم که هست (آن آگهی در روزنامه هست)، اما اینطور نیست. اینها اطلاعات غلطی است که خود جامعه ارائه میدهد.
اما در کنگره اینطور نیست. ما میگوییم اعتیاد درمان میشود و دلیل اصلی آن، عدم آگاهی و عدم شناخت نسبت به مواد مخدر است. خودِ درمان، بیشترین نقش را در پیشگیری از اعتیاد دارد. هیچ مصرفکنندهای، مصرفکننده نمیشود مگر اینکه آموزشِ چگونه مصرف کردن را از یک مصرفکننده دیگر بگیرد. بنابراین، وقتی مصرفکننده را درمان میکنید، در واقع یک معلم گسترش اعتیاد را درمان میکنید.
خودِ درمان اعتیاد، بیشترین نقش را در پیشگیری دارد. ما در کنگره میگوییم: «آموزش، پیشگیری، مهار و راهنمایی درمان اعتیاد.» وقتی فردی درمان میشود، خودش بزرگترین پیشگیری است.
امیدوارم خداوند توفیق دهد که بتوانیم کار را درست انجام دهیم. از شما، آقای حسینی، بسیار متشکرم. بقیه جلسه را باید خلاصه کنیم تا به بقیه کارها برسیم. بیشتر از این مزاحمتان نمیشوم، خیلی متشکرم
تهیه گزارش: مسافر رضا شعبه آذر تبریز
تایپ متن: همسفر میثم شعبه صائب تبریزی
ارسال مطلب: مسافر سعید شعبه آذر تبریز
- تعداد بازدید از این مطلب :
73