دومین جلسه از دوره چهاردهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی راهنما،مسافر محمد بهروز، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه: "آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی"، درروز چهارشنبه 20خرداد ماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام و خداوند را شاکرم که این فرصت را به من داد تا دوباره در جلسه کنگره ۶۰ حضور داشته باشم.از نگهبان لژیون سردار، و تمامی خدمتگزاران، همچنین از نگهبان جلسه و دبیر عزیز و کلیه اعضای مرزبانی و همه دوستان تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.از آقای مهندس و خانواده محترمشان نیز سپاسگزارم به خاطر بنیانگذاری مجموعهای که انسانها را احیا میکند و کمک میکند تا در مسیر درست زندگی قدم بردارند.
دستور جلسه امروز در رابطه با «ادب، آداب معاشرت و تعادل و بیتعادلی» است.انسان را در نظر بگیرید؛ مجموعهای از دو ساختار: صور پنهان و صور آشکار.وقتی ما یک انسان را از دور میبینیم، اولین چیزی که میبینیم ظاهر انسان است؛ یعنی لباس، نحوه بهداشت و رعایت نظافت شخص.مثلاً اگر کسی را ببینیم که پیراهن و شلوار تمیز پوشیده است یا برعکس سر و وضع بههمریختهای دارد، همان لحظه درباره او قضاوت میکنیم.
این ذهن و عقل است که بهصورت اتوماتیک این کار را انجام میدهد؛ چون هر چیز ناموزون و ناهماهنگ را بهصورت ناخودآگاه با احتیاط میسنجد.وقتی شخص نزدیکتر میشود و شروع به صحبت میکند، بُعد دیگری از شخصیت او در گفتار و رفتار و نوع برخوردش شناخته میشود؛ این نشاندهنده صور پنهان شخص است.وقتی کسی سلام میکند، هنگام ورود مبادی آداب رفتار میکند و شرایط را در نظر میگیرد، یعنی اینکه مثلاً یک رهجو با راهنما صحبت میکند، با یک مرزبان صحبت میکند یا با یک ایجنت صحبت میکند و همه این شرایط را در نظر میگیرد؛ این نشانه مجموعهای از آموختهها و دانشی است که برای رعایت ارتباط با دیگران در درون او شکل گرفته است.
به این میگویند آداب؛ یعنی شخص مجموعهای از اصول و قوانین را رعایت میکند که بر اساس آموختهها و دانشی است که در طول تاریخ انسانها آن را پسندیدهاند.وقتی از این چارچوب خارج میشود، میگوییم بیادب است.استاد امین، دکتر امین دژاکام، میفرمایند که ایمان از امنیت میآید؛ از «امن» میآید.کسی که بتوانی بهراحتی با او در ارتباط باشی و شرایط امنی برایت فراهم کند، آن شخص دارای ایمان است.دقیقاً همینطور درباره انسانهایی که ادب دارند.وقتی کسی با سر و وضع مناسب به شما نزدیک میشود، عقل که بر مبنای ارزشها و آموزشهایی که بهصورت ناخودآگاه دریافت کرده عمل میکند، او را میپذیرد؛ زیرا انسان طالب زیبایی است.پس خوب لباس پوشیدن اولین گام برای برقراری ارتباط است.بعد از لباس، رعایت آداب معاشرت مطرح میشود.آداب معاشرت یعنی من و شما در کنار هم باید یکسری رفتارها داشته باشیم که از یکدیگر میپسندیم.وقتی با تفکر به این مسائل نگاه کنیم، میبینیم یکسری رفتارها در روابط انسانی وجود دارد که رعایت میشود و نام آن آداب است.همین آداب وقتی در یک قبیله یا طایفه بهصورت عمومی انجام شود، به آن رسم میگویند.
و همین رسم اگر سالها ادامه پیدا کند، تبدیل به سنت میشود.آداب، رسوم و سنتها اینگونه شکل میگیرند و همه اینها بر مبنای سیستمهای ارزشی و اخلاقی است که عقل آن را میپذیرد.انسانها در رابطه با یکدیگر این مسائل را رعایت میکنند، اما این اتفاق نمیافتد مگر اینکه انسان در شرایط تعادل باشد.انسانی که دنداندرد دارد اصلاً حال و حوصله سلام و علیک ندارد.انسانی که خمار است، در شرایط عادی نحوه ارتباط معمولی با دیگران را هم بلد نیست.البته منظور فقط خمار مواد مخدر نیست؛ اگر آگاهانه به حال خودمان نگاه کنیم، میبینیم بسیاری از ما در طول شبانهروز در تعادل نیستیم و رفتاری که از خود نشان میدهیم رفتار متعادلی نیست.
پس کنگره علاوه بر اینکه اعلام میکند من رهجو هستم، من سفر اولی هستم و باید رفتار و آداب معاشرت من بر مبنای ارزشها باشد و رسمها را یاد بگیرم، کمک میکند که پایه این موضوع نیز شکل بگیرد و آن رسیدن به تعادل است.در کنگره ۶۰ گفته میشود: «درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان است.»
تعادل زمانی اتفاق میافتد که هورمونهای شبهافیونی بدن بهدرستی ترشح شوند.تمام رفتار انسان، همانطور که آقای مهندس دژاکام میفرمایند، بر مبنای سیستم بیوشیمی است؛ یعنی مجموعهای از هورمونها که میتوانند انسان را به محبت و دوست داشتن برسانند یا برعکس موجب عصبانیت شوند.نبود بعضی از هورمونها میتواند انسان را عصبانی کند و تعادل او را بههم بزند.این تعادل به ما نشان میدهد که چقدر در رابطه با جسم خود و برای ارتباط با دیگران نیاز به تعادل داریم.دیر خوابیدن باعث میشود تعادل شیمیایی بدن بههم بخورد.غذای نامناسب خوردن همین اثر را دارد و ورزش نکردن نیز همینطور.پس این دستور جلسه بهتنهایی میتواند ایده حرکتی کنگره ۶۰ را نشان دهد؛ زیرا تعادل حرف اول و آخر تمام صحبتهای کنگره ۶۰ است.
ما باید بهگونهای رفتار کنیم که همه چیز نشاندهنده این تعادل باشد.یکسری رسوم نیز وجود دارد که کمتر گفته میشود اما باید توسط راهنماها رعایت شود و رهجوها نیز آن را بدانند.برای مثال در کنگره ۶۰ بیش از یک انگشتر در دست نمیکنیم و اگر انگشتر دیگری باشد باید حلقه باشد.حتی تسبیح در دست گرفتن نیز در کنگره مناسب نیست.بهتر است آداب محیطی که بر مبنای حرکت به سمت ارزشها و خداوند است رعایت شود.بهتر است نماز خواندن طوری باشد که با زمان جلسات کنگره تداخل نداشته باشد.اگر میخواهیم نماز بخوانیم، بهتر است در جای دیگری این کار انجام شود.همانطور که در استخر نماز نمیخوانیم و قبل یا بعد از آن میخوانیم.پس سعی کنیم ظاهر ما نشاندهنده فردی باشد که وارد یک محیط آموزشی و دانشگاهی میشود.
ممکن است هر کسی هر نوع پوششی داشته باشد، اما با هر پوششی وارد دانشگاه نمیشود.سعی کنیم دمپایی و صندل نپوشیم، کفش مناسب بپوشیم و هنگام راه رفتن پا را روی زمین نکشیم.در نشستن نیز دقت کنیم؛ دوپا ننشینیم و سعی کنیم از صندلی استفاده کنیم، حتی اگر برای ما سخت باشد.اگر میخواهیم سیگار بکشیم بهتر است روی صندلی بنشینیم؛ این بسیار زیباتر از آن است که روی پا بنشینیم و سیگار بکشیم.وقتی مقابل راهنما ایستادهایم دست خود را در جیب قرار ندهیم.
در سر لژیون دست در جیب نکنیم، پای خود را روی پای دیگر نیندازیم و زمانی که کسی صحبت میکند به او توجه کنیم.بسیاری از این موارد آداب و رسوم و سنتهایی است که در کنگره ۶۰ بهتدریج در حال یادگیری و رعایت آن هستیم.همین موضوع باید کمکم در محیط خانه نیز اجرا شود.وقت من به پایان رسید.از توجه شما سپاسگزارم.
عکس : مسافر حسین- لژیون چهارم
تایپ و ارسال خبر:مسافر محمد لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
30