English Version
This Site Is Available In English

با تمام وجودم به این شاگرد بودن افتخار می‌کنم

با تمام وجودم به این شاگرد بودن افتخار می‌کنم

کنگره۶۰ برای من یک مسیر و یک تولد دوباره در دل تاریکی‌ها بود. روزهای اول  با ناامیدی، با دل خسته و با ذهنی که پر از سؤال بود و هیچ جوابی برایش پیدا نمی‌شد، گذشت. روزی که وارد کنگره۶۰ شدم، شاید حتی باور نداشتم بتوانم بمانم، چه برسد به اینکه روزی از ایستادن در این مسیر به خودم ببالم؛ اما آرام‌آرام در چارچوب قوانین، حرمت‌ها و آموزش‌ها چیزی درونم شروع به تغییر کرد. فهمیدم اگر خواسته قوی باشد و اگر قدم‌ها درست برداشته شود، مسیر خودش راه را نشان می‌دهد. کنگره برای من فقط یک مکان نبود، یک جریان زنده بود؛ جایی که انسان می‌تواند دوباره خودش را بسازد. در این مسیر، نگاه بنیان‌گذارش برایم معنای عمیقی پیدا کرد؛ انسانی که به جای دیدن خطا، ظرفیت تغییر را دید و درمان را از دل شناخت و علم بیرون آورد. در نگاهش عدالت بود، در کلامش نظم و در تفکرش امیدی که ریشه داشت، نه شعاری که زود خاموش شود. در جلسات و در مسیر خدمتی بارها با تمام ضعف‌ها، کم آوردن‌ها، ترس‌ها و غرورهایی که نمی‌دانستم درونم هستند روبه‌رو شدم و هر بار که فکر می‌کردم دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم، مسیر آرام و بی‌صدا مرا یک قدم جلوتر برد.

بخشش را نه به زبان، بلکه با جان یاد گرفتم و فهمیدم رها کردن سخت و تلخ است، اما همین تلخی، در دلش شیرینی عجیبی دارد؛ شیرینی سبک شدن شیرینی آزاد شدن از بندهایی که خودم ساخته بودم. این سال‌ها، آدم‌هایی که کنارم بودند؛ دوستانی مثل آب زلال، بی‌ادعا، بی‌نقاب و واقعی بودند. کنارشان فهمیدم انسانیت یعنی ساده و صادق بودن. در دل همین مسیر، گاهی در حالی که خودم پر از درد بودم، تکیه‌گاه دیگری  شدم. آنجا بود که فهمیدم این قدرت از من نیست، بلکه از مسیری است که درست طی شده است و امروز اگر خودم را یک شاگرد کوچک در این راه می‌دانم، با تمام وجودم به این شاگرد بودن افتخار می‌کنم. به اینکه در این مسیر ماندم و یاد گرفتم زمین خوردم و دوباره بلند شدم. اگر کسی با خواسته قوی وارد این راه شود، اگر حرمت‌ها را نگه دارد، اگر در چارچوب حرکت کند، اگر صبر کند و آموزش بگیرد، قطعاً به درمان می‌رسد. روزی می رسد که برمی‌گردد و به گذشته نگاه می‌کند و باورش نمی‌شود روزی در تاریکی اعتیاد بوده است. انگار نه انگار، انگار آن روزها فقط یک خواب دور بوده‌اند. این نتیجه حرکت در یک مسیر درست است.

نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
رابط خبری و ویرایش: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فریبا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .