English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_بخشش؛ زیباترین جلوه ادب

گروه خانواده_بخشش؛ زیباترین جلوه ادب

جلسه پنجم از دوره اول جلسات سردار همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی امیرکبیر با استادی پهلوان همسفر لیلا ونگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر لیدا با دستور جلسه《 آداب ، معاشرت ، ادب ، بی ادبی، تعادل و بی تعادلی》در روز سه شنبه به تاریخ نوزدهم خرداد ماه سال ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز 

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا از ایجنت محترم خانم سمیه و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که به من فرصت دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.

در رابطه با دستور جلسه ، آداب معاشرت ، ادب و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی ، وقتی داشتم به این موضوع فکر می کردم به ذهنم اومد که خود لژیون سردار یک کلاس آموزش ادب هست، شاید در نگاه اول همه ما بگوییم  چه رابطه ای می تواند داشته باشد؟ وقتی عمیق تر به این موضوع نگاه کنیم می بینیم که بزرگترین و زیباترین نشانه ادب قدردانی است.

قدردانی از چه چیزی؟ از نعمت هایی که خصوصاً در کنگره به ما داده شده ، من و مسافرم یکی از آن هزاران خانواده هایی بودیم که با هزاران تاریکی و  غم و مشکلات و شرایط خیلی سخت و با وجود اینکه راه های خیلی زیادی طی کردیم و جاهای مختلفی رفتیم برای درمان ، برای اینکه برسیم به  حال خوش نتوانستیم و نه تنها نتونستیم بلکه حال ما هم بد و بدتر شد و هزینه خیلی زیادی هم در این راه ها پرداخت کردیم و روز به روز نابسامانی و آن مشکلات به ما اضافه شد تا اینکه به قوت این رسیدیم که خداوند اذنش را داد که ما به کنگره ورود پیدا کنیم و بتوانیم از آموزش ها و راهنمایی های راهنماها که در مسیر ما قرار گرفتند و آن خدماتی که در این بستر به ما داده شد استفاده
کنیم ، حالا وظیفه مسافر و همسفر که در این راه آن دانش و حال خوش بدست می آورد چیست؟ شاید پاسخش در خصوص همین لژیون سردار باشد.

مسافر من در صحبت هاش می گفت جایی که توانستم مسیرم را پیدا کنم و آن تکانه و جرقه ای که باعث شد در این مسیر خدمتگزار بشوم وجود لژیون سردار بود.
آقای مهندس همیشه می فرمایند وقتی انسان فقط دریافت کننده باشد انسانی است که به تعادل نرسیده یعنی معنی بخشش را نفهمیده، آموزش نگرفته است.

همه ما وقتی وارد لژیون می شوم ، شرایط لژیون سردار را می پرسیم روزهای اول  شما نمی توانید ورود پیدا کنید به لژیون سردار وقتی از راهنما یم پرسیدم چرا الان نمی توانم ورود کنم ، گفت سه ماه باید بگذرد  تا شما بتوانید معنا و فلسفه ، منطق ورود به لژیون سردار را بفهمید، آن زمان متوجه نبودم معنی آن چیست، ولی به مرور گذشت زمان و آموزش هاو تفکر و تجربه ای که در این راه پیدا می کنم به من می فهماند که دریافت کننده نباشم، از آن محبت از آن بستری که برای من مهیا شده باید بخشش را یاد بگیرم و بخشش را من در لژیون سردار پیدا کردم، دیدم اگر بخوام در یک جایی که بسترش از قبل برای من آماده شده ، آقای مهندس و خانواده اش وقتی به آن تعادل رسیدند فقط برای خودشان نگه نداشتند، این حال خوش بسترش را برای ما هم مهیا کردند که ما هم بتوانیم از این بستر گسترده سهمی داشته باشیم.

حالا دیگران کاشتند من برداشت کردم حالا ما می کاریم دیگران برداشت کنند، پس ما باید یاد بگیریم این بستر گسترده تر شود و به خواسته آقای مهندس یعنی جهانی شدن کنگره و رسیدن به هدف ایشان، ما هم سهم کوچکی داشته باشیم.

در وادی چهاردهم می گوید آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی ست. پس بخشش را ما در لژیون سردار یاد می گیریم، بخششی که از گفتن و به لفظ خارج می شود و به عمل می رسد.

امیدوارم خداوند به همه ما توفیق بدهد که بتوانیم بیاییم  در مسیر خدمت ، قدردانی و بخشش سهمی داشته باشیم و در عمل ادب و معاشرت را سرلوحه زندگی مان قرار بدهیم.
ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

تایپیست: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر اکرم
عکاس :همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر بهاره
ارسال :همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره
همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .