برای اینکه در زندگی خود به صلح و آرامش برسیم باید از ضدارزشها دوری کنیم و برای اينکه از ضدارزشها دور شویم باید حس خوب در ما ایجاد شود. حس خوب چگونه در انسان ایجاد میشود؟ مثلاً اتفاق خوبی در زندگی برا دوست یا رقیب ما پیش بیاید و ما خوشحال شویم و حس خوبی پیدا کنیم؛ اما اگر اینطور نباشد و موفقیت دوستمان، ما را خوشحال نکند و ناراحت شویم یعنی در تاریکی قرار داریم.
کسی که در تاریکی زندگی میکند همیشه در چرخه فرار از رنج است و دنبال این است که رنج خود را کم کند و برای اینکه ما به حس خوب برسیم باید با ترسهای خود روبهرو شویم و خودمان را بشناسیم. اگر درون ما نفرت، ترس، بدی و کینه هست از این ضدارزشها باید دوری کنیم، جهانبینی را یاد بگیریم و با ترسهای خود روبهرو شویم و آنها را از بین ببریم. انسان وقتی که در صراط مستقیم حرکت کند خداوند به او مقام، پول و ارزش میدهد. اینجا برای اينکه انسان بتواند از ضدارزشها و تاریکی دور شود باید اول خودش را بشناسد و باید بداند هیچکس اندازه خود او نمیتواند به او کمک کند.
انسان وقتی پذیرش پیدا کرد نیمی از کار را به انجام رسانده است و بعد از پذیرش، باید تلاش کند ناخالصیها را از بین ببرد. وقتیکه ناخالصیها از بین رفت دیگر هر کس از ما راهنمایی بخواهد درست راهنماییش میکنیم، آدرس اشتباه به او نمیدهیم و سعی میکنیم که راه درست را به او نشان بدهیم. وقتی اتفاقهای خوب برای دیگران میافتد؛ حتی اگر خودمان هم تجربه آن موفقیت را نداشته باشیم آن اتفاقات خوبی که برای دیگران افتاده حال ما را خوب میکند و خوشحال میشویم و کمکم ظرفیت در ما بیشتر میشود و حس و حال خوب پیدا میکنیم. همینطور میبینیم که در زندگی به جلو حرکت میکنیم و حال خوبی داریم. کسی که ظرفیت داشته باشه علم را تبدیل به نور میکند و ظرفیت ساخته شده تبدیل به آینه میشود، نور را دریافت کرده و منعکس میکند.
ذرات خالص مثل ترانزیستور عمل میکند. وقتی که انسان بین خیر و شر، شر را انتخاب میکند وارد مدار بسته میشود؛ ولی وقتی که خیر را انتخاب میکند وارد ذرات خالص و مثبت میشود. بعد برای به وجود آمدن مشکلات خود یقه دیگران را نمیگیرد. کسی که حس خوب دارد آن علمی هم که دارد به اطلاعات تبدیل میکند و نیروهای مثبت الهی هم به او کمک میکنند تا او خیلی راحتتر اطلاعاتش را به علم تبدیل کند.
شخص با این علمی که به دست آورده در فکر این است که حال دیگران را خوب و مشکلات دیگران را حل کند؛ پس اگر انسان بتواند ذهن خود را متمرکز خود کند، خیلی تغییرات در زندگی خود به وجود میآورد؛ چون انسان خیلی وقت ندارد که بخواهد در زندگی دیگران تجسس کند و زمان خود را صرف کارهای مفیدتری میکند. نکته دیگر اینکه اگر ما خانه خرابی را برای دیگران بخواهیم اولین تخریب آن بر سر خودمان فرو میریزد و حس ما را منفی میکند و ما را از حرکت باز می دارد؛ اما اگر خیرخواه دیگران باشیم اول از همه آن خیر به خود ما میرسد.
منبع: سیدی احترام
نویسنده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ارسال: راهنما تازهواردین همسفر زینب (دبیر دوم سایت)
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
96