همسفر مهری:
در این سیدی آقایمهندس به مفهوم تقدیر اشاره کردهاند آنچه مقدر و پیش میآید در واقع نتیجه اعمال گذشته خود ما است تقدیر آن چیزی است که ما با افکار و اندیشههای خود خلق میکنیم کارهای دیروز ما امروز نتیجه میدهند و کارهای امروز، فردا را میسازند. به زبان ساده اگر خشم و طوفان بکاریم همان را برداشت میکنیم و اگر محبت و عشق بکاریم ثمره آن نیز عشق خواهد بود تمام زندگی ما حاصل انتخابهای خود ما است چه در مسیر ارزشها باشیم و چه در مسیر ضدارزشها مسئولیت نتیجه آن بر عهده خود ما است طبق فرمایش آقایمهندس؛ برای من و بسیاری از شما ملموس است مانند زمانی که چکی را با یک تاریخی مشخص صادر میکنیم با این کار در واقع یک تعهد ایجاد میکنیم من بایستی مسئول این تفکر و تصمیم خود باشم و در تاریخ مقرر به آن تعهد عمل کنم تا با مشکل مواجه نشوم چراکه زمانی این چک را با آگاهی و انتخاب خودم کشیده بودم گاهی اوقات این سؤالات در ذهن من به وجود میآید که چرا بایستی با یک فرد مصرفکننده زندگی کنم؟ چرا تمام سختیها تنها برای من است؟ اما اگر کمی فکر کنم متوجه خواهم شد که مشکلاتی که روزی درگیره آن بودم نتیجه انتخاب خود من بوده است و اکنون بایستی بدانم هدف از این مشکلات تنها آموزش و یادگیری است من به همراه مسافر خود با ورود به این مکان مقدس و با قرار گرفتن در مسیر صحیح آموزشها توانستیم به آگاهی و شناخت دست پیدا کنیم اکنون به روش درست زندگی کردن بسیار اهمیت میدهیم همانگونه که هر فردی به معلم و راهنما نیاز دارد ما نیز در این مسیر به راهنمایان کنگره۶۰ نیاز داریم کسانی که در کنار ما قرار بگیرند و راه و روش صحیح زندگی کردن را آموزش دهند من این تقدیر را به خواسته و اختیار خود انتخاب و نیز پذیرفتهام که هنوز هم بسیاری از مطالب را نمیدانم و میخواهم در این مکان و با احترام به حرمتهای آن بیاموزم من آموختم که اگر به جایگاهی رسیدم بایستی ابتدا قدر آن را بدانم از جایگاه خود سوء استفاده نکنم و سپس با انرژی مثبت برای صعود به پلههای بالاتر تلاش کنم در هر جایگاه خدمتی که قرار میگیریم چه در کنگره و چه بیرون از آن بایستی مردمدار، خوشرفتار و از رفتارهای غلط و برخورد نامناسب با دیگران پرهیز کنیم و بهواسطه احترام به دیگران وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهیم بایستی با محبت با دیگران برخورد کنیم و بدانیم که خدمت به مخلوقات خدا لطفی است که خداوند در حق ما روا داشته و این توفیق نصیب هر شخصی نمیشود.
همسفر زهره:
وقتی باورها با محبت واقعی عجین میشود واقعیت آن محبت را لمس میکنیم در سیستم کائنات و هستی هرگز محبت واقعی از بین نخواهد رفت انسانهایی که از محبت درونی برخوردار نیستند مانند ظروف تهی هستند که بیشترین رنج و سختی را خود در زندگی متحمل میشوند زیرا از عشق درونی که در اصل گنج درونی است نمیتوانند به همنوعان خود ببخشند و خدمت کنند، ولی فرد بیگانه که محبت دارد هیچگاه محبت درون او از بین نمیرود ماندگارترین اثر هنری انسان محبت است در ادامه آقای مهندس فرمودند؛ هر شخص باید در هر زمینه جستجوگر باشد در هر موقعیت و جایگاهی هستیم باید علم را فرا گیریم زیرا نمیدانیم باید با سعی و تلاش، تمرین و تکرار و درس گرفتن از شکستها و اشتباهات این کار را ادامه دهیم تا به درجه بالا برسیم کل زندگی یک سفر است آنچه کسب کردهایم، چه خوب و چه بد، چه ارزش و چه ضدارزش همه اینها توشههایی هستند که در کولهپشتی خود داریم شخص با وجود حمل ضدارزشها بیشتر از هر کس در رنج و عذاب است اگر در این بُعد مشکلات خود را حل کنیم در بُعد دیگر رشد بیشتری خواهیم کرد با تزکیه و پالایش و قرار گرفتن در صراط مستقیم میتوانیم کولهباری سبک به همراه آرامش و آسایش در این سفر همراه خود داشته باشیم انسانها باید درون و برون یکی داشته باشند برای تطبیق درون برون باید دو طرف ترازو یکی باشد انسانهایی که از درون و برون یکسانی برخوردار نیستند حرف و عمل آنها نیز به طبع یکی نیست اگر در جهت مثبت یکی شود آرامش و آسایش بیشتری دارند و در جهت منفی یکی شدن آنها باعث ناآرامی میشود پنهانکاری مانند زدن ماسک به صورت است که برای نگهداشتن آن انرژی بسیار زیادی میطلبد و بالاخره روزی نیز برملا میشود.
همسفر عاطفه:
در ابتدا آقایمهندس به تقدیر اشاره میکنند که آنچه مقدر است و آنچه پیش میآید مربوط به گذشته خود ما است سرنوشت ما انسانها همان تقدیری است که خود ما با افکار و اندیشه و به خواست خود رقم میزنیم، بنابراین همه چیز به دست خود ما است زمانیکه در یک جایگاه خدمتی قرار میگیریم بایستی رفتار و عملکرد ما صحیح و نیز با عشق و ایمان در آن جایگاه به دیگران خدمت کنیم؛ زیرا اگر ظرفیت جایگاهی را داشته باشیم و مردمدار باشیم قطعاً به جایگاههای بالاتری دست خواهیم یافت، مردمداری یعنی با محبت و مهربانی بلاعوض خدمتگزار دیگران باشیم و مطمئن باشیم بازتاب این اعمال به خود ما برمیگردد و باعث احترام و محبت دیگران نسبت به ما میشود همچنین بایستی بدانیم که خداوند توفیق خدمت به بندگانش را به هر کسی نمیدهد زندگی همانند یک سفر است که همه ما انسانها مسافرین آن هستیم و با تجاربی که کسب کردهایم این مسیر را طی میکنیم نکته دیگری که آقای مهندس به آن اشاره کردهاند این بود که؛ تمام حالات روحی و روانی انسانها مربوط به سیستم شبه افیونی بدن است که تمام کارهای ارزشی و ضدارزشی تأثیر مستقیم بر کارکرد این سیستم دارد، هر چقدر انسان به طرف کارهای ضدارزشی سوق پیدا کند باعث اختلال در این سیستم میشود و بالعکس، اغلب اوقات انسانها با وجود در کنار هم بودن؛ اما باز هم تنها هستند و هیچگونه پیوند محبتی بین آنها جاری نیست؛ اما در کنگره۶۰ اعضا با وجود نداشتن هیچ نسبتی با یکدیگر تنها موضوعی که آنها را کنار هم متصل نگاه داشته همان پیوند محبت است به همین دلیل همه اعضا یکدیگر را درک کرده و قلبشان برای هم میتپد آقایمهندس فرمودند؛ نسبت به خواستههای خود تعجیل نداشته باشیم؛ زیرا به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید هر موضوعی بایستی زمان مخصوص به خود را سپری کند و نمیتوان آن را حذف کرد، برای مثال؛ درمان اعتیاد به ۱۱ ماه زمان نیاز دارد و در مدت کمتر نمیتوان به نتیجه رسید و بایستی تعادل را برقرار کرد نکته دیگر در مورد وسوسه است که همیشه همراه انسان است حتی در مرحله نفس مطمئنه، وسوسه برای انسان همانند یک سد عمل میکند و افرادی که خود را تزکیه و پالایش کردهاند قادر به کنار زدن آن هستند؛ اما در انسانهای نادان این چنین نیست و همیشه دچار مشکل میشوند.
ویرایش: همسفر کیمیا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
14