در این لحظه که مینویسم هوای دلم با همیشه فرق دارد؛ انگار در میان تمام هیاهو و دغدغه بی پایان روزگار یک لحظه ایستادهام و تصمیم گرفتهام که فقط باشم.
حس میکنم دریچهای در عمق وجودم باز شده است که نور و آرامش، بیپروا به تمام گوشههای تاریک خاطراتم میتابد و دیگر خبری از آن عجلههای همیشگی برای رسیدن به فردا و فرداها نیست و زندگی همین لحظه است که نفس میکشم یا یک فنجان چای که عطرش در فضای خانه پیچیده و رقص ملایم نور خورشید روی فرش... همه و همه برای من یک ضیافت باشکوه است و دیگر این را میدانم که حالِ خوب اتفاق بزرگی نیست که از راه برسد؛ بلکه حال خوب هنری است که در سادگی لحظهها کشف میشود درست مثل لبخند ناگهانی یک رهگذر یا مثل صدای خندهای از ته دل و یا حتی سکوت معناداری که بین من و خودم برقرار است.
امروز که رها شدهام و به حال خوب رسیدهام گویی باری از روی شانههایم برداشته شده است که مدتها ندانسته سنگینیاش را به دوش میکشیدم و حالا مثل پرندهای هستم که در آسمان آبیِ درونم بدون هیچ ترس و تردیدی بال میگشاید، این حالِ خوب را دوست دارم و میخواهم آنرا در گلدان کوچک دلم بکارم هر روز به آن آب بدهم و بگذارم عطرش تا ابد در لحظههایم جاری بماند و حالا برای تمام داشتههایم قدردان وجود آقای مهندس دژاکام هستم، امیدوارم که همیشه سالم و تندرست باشند.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
رابط خبری: همسفر امالبنین رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
ارسال مطلب: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
69