جلسه دوم از دوره پنجاهوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی همسفر فرحناز، نگهبانی همسفر نیلوفر و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بی تعادلی» روز سهشنبه ۱۹خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
ما هر روز با آداب معاشرت سروکار داریم و هر کاری که میخواهیم انجام بدهیم آداب مخصوص خودش را دارد و مجموعه آداب را ادب میگویند.
کارهایی که ما هر روز انجام میدهیم مثل: غذا خوردن، راه رفتن، مهمانی رفتن، صحبت کردن همه از آداب معاشرت است. طرز صحبت با فرزندم نباید با راهنما، معلم یا پدر و مادرم یکی باشد.
آقای مهندس میگویند: «درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است».
تعادل یعنی پایداری و هرچیزی سر جای خودش باشد. هیچ انسانی یکمرتبه از تعادل خارج نمیشود؛ بلکه ذرهذره این اتفاق میافتد. بیتعادلی هم مخصوص افراد مصرفکننده نیست؛ در همه انسانها ممکن است بیتعادلی به وجود بیاید، هر آدمی ممکن است از تعادل خودش خارج شود.
مسافر دوم من قبل از اعتیاد آدمی با حوصله، صبور، با محبت و مهربان بود؛ ولی رفتهرفته به واسطه مصرف مواد کمکم مهر و محبت جایش را با کینه و قهر، حوصلهاش با بیحوصلگی و بیتعادلی، اعتماد جایش را با بیاعتمادی شدید جایگزین کرد. زمانیکه من به کنگره میآمدم هر بار سد راه من میشد و با هزار بدبینی که کجا میخواهی بروی نمیخواهد بروی؛ میگفتم که خدایا امروز را حداقل بگذارد که من بروم ولی از آنجایی که به کنگره و معجزات آن ایمان دارم اکثر اوقات در دقایق آخر راه برایم باز میشود.
بهطور کلی هیچ آدمی بد نیست. مواد مخدر بهترین آدمها را به بدترین آنها تبدیل میکند ولی بالعکس بعد از درمان بدترین آدمها به بهترین آدمها تبدیل میشوند.
به گفته آقای مهندس کسی که ادب دارد تعادل هم دارد؛ کسی که ادب ندارد تعادل هم ندارد. هیچ انسانی بد نیست اگر بدی میکند به دلیل ناآگاهی است.
آقای مهندس فرمودند: «من یک کارتنخواب با ادب را به یک دکتر و مهندس پولدار بیادب ترجیح میدهم».
تعادل در مقوله جسم، روان و جهانبینی خلاصه میشود. من قبل از ورود به کنگره از خودم و جسم خودم اطلاع و آگاهی نداشتم. فکر میکردم جسم من یک سری گوشت، پوست و استخوان است ولی ساختمان جسم ما خیلی پیچیده است و از میلیاردها سلول تشکیل شده است و من این اطلاعات را نداشتم.
هنگامی که کلمه روان را میشنیدم فقط به یاد دکترهای روانپزشک یا بیماران روانی میافتادم، از جهانبینی هم اصلا اطلاع و درکی نداشتم.
مسافران در ابتدا جسمشان درمان میشود، بعد روانشان و سپس جهانبینی هم به مرور با شرکت در جلسات و لژیون درمان میشود. برای من همسفر هم باید این سه ضلع به تعادل برسد که متوجه شوم کدام قسمت از جسم من دچار تخریب و مشکل شده است .
من قبل از کنگره اصلا قبول نداشتم که مشکل دارم؛ با خود فکر میکردم که مسافرانم مشکل دارند؛ با خود میگفتم من نیازی به رفتن به کنگره ندارم ولی به درخواست مسافرم آمدم و الان به واسطه کنگره متوجه شدم که چقدر تخریب دارم و حال خودم از مسافرانم بدتر است و خدا را شکر میکنم که با کنگره آشنا شدم.
و در ادامه رهایی ۴۰سیدی انجام گردید
.jpg)

مرزبانان کشیک: همسفر مهین و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر دلارام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
78