English Version
This Site Is Available In English

اداب غذا خوردن و تفریح در طبیعت

اداب غذا خوردن و تفریح در طبیعت

جلسه نهم از دوره‌ دوازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ایران به استادی راهنما همسفر پریسا، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر آیدا با دستورجلسه «آداب معاشرت،  ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» روز دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا تشکر می‌کنم از خانم هاجر عزیز،  که اجازه دادند من در این جایگاه خدمت کنم.

موضوع دستور جلسه ؛آداب معاشرت،  ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی است. قطعاً این سه موضوع به هم ربط دارند که آقای مهندس همه اين مطالب را در یک جا گنجانده‌اند.

اگر یادتان باشد زمانی که در مقطع ابتدایی بودیم در کلاس خطاطی اولین جمله‌ای که آموختیم این بود؛ ادب آداب دارد. من در آن ایام نمی دانستم معنی این جمله چیست؟ ولی بعد متوجه شدم که باادب بودن اصولی دارد.

آقای مهندس می‌فرمايند؛ حتی در غذا خوردن هم باید یکسری اصول را رعایت کنیم، مثلا قاشق در دست راست و چنگال در دست چپ باشد، آرام غذا بخورم، چه چیزهایی بخورم یا نخورم، چه مقدار و چه زمانی بخورم؟ در سی‌دی آداب معاشرت می‌گویند گاهی وقت‌ها کسی به عروسی می‌رود موقع خوردن غذا بشقابی به دست گرفته که در آن همه نوع غذایی وجود دارد، مقداری جوجه کباب، باقالی پلو با گردن، ژله، مقداری فسنجان که این خود نوعی از بی‌ادبی است؛ حال صرف نظر از این که من به سلامتی خود آسیب می‌زنم. یا موقعه راه رفتن من پاشنه کفش خود را بخوابانم یا پای خود را به زمین بکشم،  حتی مسافرت رفتن خود آدابی دارد، نباید به طبیعت آسیب بزنم یا هنگام رانندگی که قوانین را رعایت نمی کنم و به جامعه آسیب میزنم، این روزها باب شده که می‌گویند پوست میوه جذب می‌شود، باید آن را بیرون بریزیم، این سخن درست است ولی دو هفته الی يک ماه طول می‌کشد اما بعد از بلند شدن شما از آن فضا کس دیگری باید آنجا اتراق کند پس نمی تواند منتظر بماند تا پوست میوه های شما جذب طبیعت شود.همه این موارد یعنی بی‌ادبی اگر مایل هستید این کار را بکنید با یک بیل مقداری از زمین را بکنید و پوست‌ها را دفن کن و بعد روی آن خاک بریز. ما نباید پوست میوه ها را در طبیعت رها کنیم و با خود بگوییم فقط پلاستیک‌ها را تفکیک کنم، این کار هم عملی اشتباه محسوب می‌شود.

در رابطه با روابط اجتماعی ما آقای مهندس می‌فرمایند، وقتی شما وارد اداره‌ای می‌شوید نباید قبل از این که به شما اجازه دهند بنشينيد این کار بی‌ادبی محسوب می‌شود ما باید صبر کنیم تا اجازه نشستن به ما داده شود، ما در این صورت اجازه نشستن داریم، یا در اداره‌‌ای بخواهیم با پررویی رفتار کنیم تا کار ما پیش برود، کارمند آنجا به راحتی میتواند مانع انجام شدن کار بشود.

یا در خانواده هر کس برای خود حریم شخصی دارد من اجازه ندارم گوشی همسر یا فرزندم را چک کنم یا کیف و جیب او را بگردم، دنبال او راه بیفتم که کجا می رود اگر من فرزندم را خوب تربیت کرده باشم او به بیراهه نمی‌رود در غیر این صورت، حتی اگر مچ او را بگیرم او را به یک دروغگوی ماهر تبدیل می‌کنم و دفعه بعدی با مهارت بیشتری دروغ می‌گوید، این طور نیست که او اصلاح شود زیرا اصلاح شدن اصلا اجباری نیست.

در رابطه با تعادل و بی‌تعادلی، ما در کنگره معتقدیم درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان، یعنی ما به کنگره نمی‌آییم که فقط اعتیاد خود را درمان نمایم بلکه برای رسیدن به تعادل می‌آییم.

من در گذشته انسان بی‌تعادلی بودم که افکار منفی داشتم و کارهای ضد ارزشی می‌کردم.

تعادل یعنی چه؟ یعنی بالانس، مانند کفه‌های ترازو که هر دو در تعادل و یک میزان  هستند. این را به خاطر داشته‌ باشید اگر در کنگره و در یک جامعه‌ای تعادل برقرار باشد همیشه مانند چرخ دنده‌های ساعت روی نظم حرکت می‌کنند.

مرزبانان کشیک: همسفر بهار و مسافر سعید
تایپیست: همسفر مروارید رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .