جلسه هفتم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی مسافر سعید،نگهبانی مسافر نصرت الله و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی » یکشنبه هفدهم خرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.
سلام دوستان سعید هستم مسافر:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که این جایگاه را تجربه میکنم. از راهنمای عزیزم، احمد آقا، تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد.اگر در صحبتهایم نقصی وجود داشت، به بزرگی خودتان ببخشید.
دستور جلسه این هفته «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» است. ابتدا با خودم فکر میکردم این موضوع چه ارتباطی با اعتیاد و مواد مخدر دارد، اما هرچه بیشتر تأمل کردم، متوجه شدم که ادب، آداب معاشرت و تعادل ارتباط بسیار عمیقی با درمان و مسیر رهایی دارند.
تمام دستور جلساتی که آقای مهندس اعلام میکنند، چراغ راه ما هستند. انسان از همان ابتدای زندگی، زمانی که متولد میشود، نخستین آموزشهایی که دریافت میکند مربوط به آداب معاشرت و ادب است. در خانواده، مدرسه و جامعه به او ادب را آموزش میدهند.
شعری هست که میگوید: ادب از که آموختی؟ از بیادبان.
اما من در کنگره ۶۰ ادب را از باادبان آموختم. اینجا دیدم که همه با احترام، فهمیده و شریف هستند. به همین دلیل به این نتیجه رسیدم که در کنگره ۶۰ ادب حاکم است و جایی برای بیادبی وجود ندارد.
در بیرون از کنگره، همه ما صحنههای بیادبی را دیدهایم؛ در رانندگی، در ادارات و در بسیاری از موقعیتهای روزمره. خودم مدتی است یاد گرفتهام که اگر کسی در رانندگی حرکت نادرستی انجام داد یا از من سبقت گرفت، فقط با یک اشاره دست و احترام موضوع را تمام کنم. اوایل برایم سخت بود، چون منیّت اجازه نمیداد، اما کمکم یاد گرفتم که گاهی یک حرکت ساده میتواند از بسیاری از تنشها جلوگیری کند.وقتی به تعادل میرسیم، میبینیم که در درمان اعتیاد نیز بر جسم، روان و جهانبینی تأکید میشود. استاد امین میفرمایند زبان، ضلع پنهان مثلث انسان است. در کنگره ۶۰ ما با صحبت و کلام بسیار سروکار داریم.
اگر بخواهیم سازهای عظیم بسازیم، آن سازه برای استحکام خود نیاز به تعادل و زیرساخت مناسب دارد. ساختمانهای بلند یا پلهای بزرگ به واسطه بخشهایی پابرجا میمانند که شاید دیده نشوند. انسان نیز همینگونه است؛ باید به صور پنهان خود توجه کند، زیرا آن بخشهای نادیدنی هستند که شخصیت و تعادل او را حفظ میکنند.
آقای مهندس در سخنان و سیدیهای خود، بهویژه در مباحث مربوط به کتاب حال شما چطور است، بسیار زیبا درباره صور پنهان صحبت میکنند. این آموزشها به من یاد میدهند چگونه با صور پنهان خود کنار بیایم، چگونه تعادل داشته باشم و چگونه این تعادل را در زندگی جاری کنم.
آیا میتوانم با فرزندم درست صحبت کنم؟ با همسرم چطور؟ با همکاران و کارمندانم چطور؟ اینها همه از نتایج آموزشهایی است که در کنگره فرا گرفتهایم.
چند روز پیش مدیرعامل جدیدی به محل کار ما آمده بود. من مشغول کار بودم و دو آچار در دست داشتم. ایشان آچارها را از دستم گرفت و گفت: این اتصال را باید اینطور سفت کرد. همان لحظه به یاد آموزشهای جهانبینی استاد امین افتادم که میفرمایند: برای ورود به هر بازی، ابتدا باید قوانین آن را یاد گرفت.با احترام به ایشان گفتم: مهندس عزیز، برای انجام هر کاری ابتدا باید قوانین و اصول آن را شناخت؛ همانطور که برای ورود به یک بازی باید قوانینش را بلد بود. ایشان لحظهای تأمل کرد و گفت: حق با شماست. این نیز نشانه ادب و احترام ایشان بود. منظورم این است که آموزشهایی که در کنگره ۶۰ فرا میگیریم، چراغ راه زندگی ما هستند. این آموزشها به ما کمک میکنند در خانواده، جامعه و محیط کار رفتار مناسبتری داشته باشیم.
من به واسطه شغلم هر روز با افراد مختلفی روبهرو میشوم. برخی شکایت میکنند، برخی ناراحت هستند و برخی بر سر مسائل کوچک بحث میکنند. اما امروز سعی میکنم آرامش خودم را حفظ کنم و خدا را شکر کنم که با ورود به کنگره این آموزشها را فرا گرفتهام و کمتر دچار عصبانیت و تنش میشوم.
حداقل دستاورد این آموزشها برای من این بوده که بتوانم آرامتر باشم و اگر مسافری در مسیر آموزش و رهایی قرار دارد، سهم کوچکی در انتقال این آموزشها به او داشته باشم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.

انتشار: مسافر علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
86