گسترش ساختار کنگره و پیشرفت آن در گرو این دستور جلسه است: آداب معاشرت، تعادل و بیتعادلی، ادب و بیادبی که نظم هم در این حیطه قرار میگیرد. در کنگره نظم بسیار مهم و جزء ادب است. همانگونه که میدانیم کنگره۶۰ این مسئله را مورد اهمیت قرار میدهد که درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است. کنگره۶۰ فقط مکانی برای ترک یا درمان اعتیاد نیست؛ بلکه مکانی برای رسیدن به درمان قطعی اعتیاد همراه با تعادل است. درماناعتیاد صرفاً مصرف نکردن مواد مخدر و راهاندازی سیستم ایکس نیست؛ بلکه طریقه درست زندگی کردن نیز بخشی از پروسه درمان و تعادل است، اگر میخواهیم در زندگی، انسانی پایدار و متعادل باشیم؛ باید آموزشهای کنگره۶۰ را کاربردی کنیم.
دستور جلسه آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی، مبحثی بسیار گسترده است و تقریباً تمام جنبههای زندگی ما را در بر میگیرد. واژه تعادل به معنی پایداری است؛ بنابراین یکی از دلایل درمان موفق و پایدار در کنگره رسیدن به تعادل است. در کنگره میبینیم که رها یافتگان، نه تنها درمان شدهاند؛ بلکه به موازات درمان به تعادل یعنی پایداری در زندگی رسیدهاند. تعادل مفهوم دیگری نیز دارد که در ریشه این واژه عدل و عدالت نهفته است، پایداری نتیجه عدالت است. زمانی که انسان، نیروها و انرژیهایش را به جای خود استفاده نماید، میتواند مفهومی از عدالت باشد که باز هم این مسئله بیانی از مفهوم تعادل است.
تعادل باید در تمام سطوح زندگی باشد؛ یعنی در زمینه کار، تفریح، ورزش، آموزش و خانواده باید وجود داشته باشد. ازجمله کارهایی که نیاز به تعادل دارد: حرف زدن غذا خوردن، مهمانی رفتن و مهمانی گرفتن، ماشین سواری دروغ نگفتن، تجسس نکردن، حرمتها را حفظ کردن و وقت شناسی است.
تعادل چگونه به دست میآید؟ انسان برای اینکه تعادل داشته باشد به جسم سالم احتیاج دارد و سیستم بیولوژی بدن او خوب کار کند. اگر سیستم بیولوژی بدن خوب کار نکند فرد در جهنم قرار دارد؛ یعنی سریع از کوره در میرود، سریع خشمگین میشود و به طور معمول نکات منفی قضیه را میبیند؛ بنابراین برای اینکه بتوانیم آداب معاشرت خوبی داشته باشیم؛ باید سیستم بیولوژی ما خوب کار کند؛ اما چگونه؟ انسانها باید به جسم خود بها بدهند. سیستم بیولوژی بدن را میتوان با ورزش کردن، به موقع غذا خوردن و انجام اعمال ارزشی درست کرد. اگر سیستم بیولوژی درست شود تأثیر مستقیم روی روان دارد و اگر روان ما خوب کار کند سریع خشمگین و هیجانزده نمیشویم و میتوانیم در ارتباط با دیگران تعادل را حفظ کنیم.
مسئله دیگر جهانبینی است که فوقالعاده مهم است. در تربیت امروزی، فرزندان خیلی پرتوقع بار میآیند، کسی که توقع زیادی دارد به دیگران احترام نمیگذارد، از دیگران طلبکار است، حرمت دیگران را نگه نمیدارد و آداب معاشرت را بلد نیست. فکر میکند همه باید کارهای او را انجام دهند. کنگره به ما میآموزد که نباید از دیگران توقع داشته باشیم. اینجا متوجه میشویم که بیتعادلی چه ربطی میتواند به آداب معاشرت داشته باشد و آداب معاشرت چه ربطی به جایگاه اجتماعی انسان دارد. تعادل هدف اصلی است که ما در کنگره به دنبال آن هستیم و هدف اصلی ما در کنگره این است که تعادل بالاتر از درمان قرار دارد؛ یعنی جایگاه تعادل در کنگره خیلی بالاتر از درمان میباشد.
افراد بیتعادل در جامعه بیشمار هستند؛ مثلاً در حین رانندگی گاهی اوقات یکسری از افراد رفتارهای نامتعادلی از خود بروز میدهند یا حتی ممکن است از خود ما هم سر بزند. این بیتعادلی از کجا نشأت میگیرد؟ زمانی که من در مسیر ضد ارزشها قدم برمیدارم ناخواسته از مسیر انسانیت دور میشوم، خودبهخود به صورت خاموش در مسیر بیتعادلی قرار میگیرم، زمانی که در مسیر بیتعادلی قدم برداشتم، ناخواسته آن حس بد به خودم باز میگردد و در درون احساس آشفتگی و سردرگمی میکنم. همانگونه که آقای مهندس میفرمایند: «جسم، روان و جهانبینی باید تکمیل شود که به ادب و بیادبی ارتباط دارد».
آداب هم جمع واژه، ادب میباشد و چهره ادب، عقل است؛ یعنی کسی که مؤدب است ریشه در عقل او دارد و کسی که بیادب است ریشه در نقص او دارد. زندگی اجتماعی و روابط آن آداب، آیین و رسوم خاص خود را دارد که اجرای آن دلیل بر تعادل داشتن و رعایت نکردن آن دلیل بر بیتعادلی است. ادب هر کس نشانه تعادل، بیادبی نشان از بیتعادلی فرد دارد، اگر قوانین، اصول و حرمتها را رعایت کنیم به آرامش و تعادل میرسیم؛ در غیر صورت دچار تخریب میشویم.
وقتی کسی ادب را در تمامی ابعاد زندگی یاد گرفته و اجرا میکند؛ در واقع به آداب معاشرت پایبند است. انسان باید اول نسبت به خود رفتار متعادل داشته باشد، او باید رفتارهای صحیح را در تمام زمینهها رعایت کند تا در تمام سطوح زندگی به تعادل برسد این گونه افراد که در زندگی به مادیات، معنویات و همه امور خود توجه دارند و برای آنها میتوانند برنامهریزی کنند، نیروهای خود را به صورت عادلانه در بخشهای مختلف زندگی خود تقسیم کردهاند و از زندگی خود لذت میبرند.
در کنگره این فرصت به ما داده شد که با آموزشها در جایگاه یک انسان متعادل قرار بگیریم؛ بنابراین باید از این فرصتی که در کنگره به ما داده شده استفاده کنیم و خدمتگزار باشیم. اصل اساسی آن این است که حرمتها و قوانینی که در کنگره جاری است را رعایت کنیم؛ چون ضامن یک سفر موفق و رسیدن به تعادل، رعایت قوانین و حرمتها است. قطعاً همه ما بعد از مدت زمانی که به کنگره میآییم، تعادل نسبی را در درون خود احساس میکنیم. دیگر آن انسان سابق نیستیم که با هر مسئله کوچک به هم بریزیم و متعادلتر هستیم. در رانندگی و رفتارمان با دیگران و در هر زمینهای تبدیل به انسانهای متعادلتری شدهایم و باید قدردان این موضوع باشیم؛ یعنی نگهداری از این نعمتی که به ما داده شده است.
نتیجهای که از این دستور جلسه میگیریم این است که ما دائماً در زندگی خود در حال معاشرت با دیگران هستیم و این دستور جلسه با شناساندن اصول و قواعد معاشرت به ما کمک میکند تا شخصی باتعادل و باادب باشیم و از زندگی لذت ببریم؛ پس داشتن تعادل و ادب در کنگره از اهمیت بالایی برخوردار است. یک انسان بیتعادل و بیادب نمیتواند آموزشهای جهانبینی را کاربردی کند و صور پنهان خود را تزکیه و پالایش کند. آقایمهندس نیز در کنگره تأکید زیادی بر رعایت قوانین دارند؛ زیرا با رعایت قوانین به تعادل و ادب و شخصیت خواهیم رسید. امیدوارم همه ما بتوانیم این دستور جلسه را کاربردی کنیم و در تمام مراحل زندگی از آن استفاده کنیم تا زندگی ما سرشار از نظم و آرامش باشد. افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.
منابع: سیدی آداب معاشرت، ادب و بیادبی و نوشتارهای کنگره۶۰
نویسنده: راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف نجف آباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
260