در جامعه ما همه مردم میدانند که اعتیاد کار بسیار بد و ناپسندی است؛ اما این سؤال برای همه پیش میآید که چرا انسانها معتاد و مصرفکننده میشوند؟ آیا دانسته و از روی آگاهی معتاد میشوند یا ندانسته و از روی نادانی؟ انسان موجودی تکبعدی نیست و دانایی شامل سه بخش است آموزش، تفکر و تجربه. این سه ضلع، ارکان اصلی دانایی میباشند و هیچکدام بهتنهایی دانایی محسوب نمیشوند. در یک انسان، هر سه ضلعِ آموزش، تفکر و تجربه؛ باید در کنار یکدیگر و به یک اندازه رشد کنند تا فرد به دانایی برسد. دانایی نیز به دو بخش تقسیم میشود: دانایی خاص و دانایی عام. دانایی خاص به این معناست که فرد در زمینهای مشخص مهارت و تخصص داشته باشد برای مثال، یک نانوا در پخت نان مهارت ویژهای دارد، اندازهها را میشناسد، آرد خوب و بد را از یکدیگر تشخیص میدهد و میداند چه مقدار حرارت به نان بدهد تا بهخوبی پخته شود در نهایت، نانی با کیفیت عالی به دست مصرفکننده میرساند؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که همین نانوا بتواند جراحی قلب باز انجام دهد؛ زیرا او در یک رشته خاص آموزش دیده و به دانایی ویژهای دست یافته است.
اما دانایی عام به معنای درست زندگی کردن، درست رفتار کردن با دیگران و داشتن روابط صحیح است. برای مثال، ممکن است فردی دکتر یا مهندس باشد؛ اما به دلیل موقعیت شغلی خود، خویش را برتر از دیگران بداند، دچار منیت شود، فخر بفروشد و همواره تصور کند که از همه بالاتر است این منیت باعث میشود که فرد رشد نکند و در روابط خود با دیگران دچار مشکل شود. کسانی که دانایی عام دارند دشمنان را به دوستان تبدیل میکنند؛ اما انسانهایی که از دانایی عام برخوردار نیستند و در جهل و نادانی به سر میبرند و دوستان را به دشمن تبدیل میکنند؛ اگر ما انسانها هر یک به آن دانایی عام برسیم با کمترین مشکلات مواجه خواهیم شد گنج واقعی در درون ماست و باارزشترین چیزها را میتوانیم در وجود خود پیدا کنیم.
منابع: سی دی میزان دانایی
نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
43