موضوع اصلی این سیدی، سفری است به درون انسان برای شناخت حقیقی خود و رسیدن به تعادل، با این باور که انسان موجودی پیچیده و دو بُعدی است؛ نه فقط یک جسم فیزیکی با پوست و دست و چشم که همه میبینند، بلکه دارای «صور پنهان»است که شامل نفس، عقل، ذهن و روح است که اگرچه دیده نمیشوند، اما فرمانده اصلی زندگی ما هستند. درست مثل رانندهای که در ماشین نشسته و حرکت میدهد؛ اگر راننده (صور پنهان) آگاه باشد، ماشین به مقصد میرسد، اما اگر ناآگاه باشد، به دره سقوط میکند و همین ناشناخته بودن این بخشهاست که باعث میشود ما گاهی از رفتار خودمان تعجب کنیم،
عصبانی شویم یا حرفهایی بزنیم که پشیمان میشویم، چون هنوز با عمق وجودمان آشنا نیستیم. در این مسیر، انسان همواره میان دو نیروی خیر و شر در نوسان است؛ نیرویی که به سوی نور و خوبی میراند و نیرویی که به تاریکی میکشد و وظیفه ماست با آگاهی، آموزش و تزکیه، راه خیر را انتخاب کنیم، چرا که مثلث جهالت شامل ترس، منیت و ناامیدی است که انسان را در تاریکی قفل میکند و مانع حرکتش میشود. یکی از زیباترین مثالهای این مسیر، داستان حضرت موسی و مرد خارکن است که وقتی مرد از خدا تیشه خواست، خدا ابتدا گفت «الان به صلاحش نیست».
اما با اصرار موسی تیشه را داد و مرد با آن وارد زمین دیگری شد و باعث کشتن کسی شد؛ خداوند فرمود: «من گفتم خار بکند، نه ریشهی مردم را!» و این داستان به ما میآموزد که بسیاری از نعمتها مثل قدرت، ثروت، دانش یا رهایی، اگر زودتر از زمان و آمادگی واقعیمان به دست بیایند، نه تنها نجاتبخش نیستند، بلکه باعث سقوط و فاجعه میشوند. ما اغلب گرفتار نگاه سطحی هستیم و فقط ظاهر قضایا را میبینیم، در حالی که خداوند به عمق موضوعات آگاه است و شاید چیزی که امروز به ما نمیدهد، خیر ما در آن است. گاهی مصیبتهایی که در زندگی رخ میدهد، نتیجهی اعمال خود ماست
و نباید فوراً به خدا اعتراض کنیم، بلکه باید درک کنیم، صبر کنیم، آموزش ببینیم و اصلاح شویم، چرا که شکایت از خدا بیشتر از ناآگاهی ماست تا بیعدالتی او. اما خبر خوب اینجاست که «طلوعی دیگر» یعنی امیدی دیگر؛ درست مثل شب تاریکی که تمام میشود و خورشید طلوع میکند، در زندگی ما هم همیشه راهی هست و حتی اگر امروز در تاریکی باشیم، فردا میتواند روشن باشد اگر درست حرکت کنیم. انسان باید بداند که آموزش پایان ندارد و حتی اگر رها شده یا راهنما شده، باید دائماً در حال یادگیری باشد، چرا که تعلیم و تعلم خودش نوعی عبادت است.
در نهایت، طلوعی دیگر یعنی فهمیدن اینکه ما فقط جسم نیستیم، شناخت نقش حیاتی صور پنهان، درک اینکه هر چیزی باید در وقت خودش گرفته شود، داشتن نگاه عمیق به مسائل، دانستن اینکه هیچ سختیای پایدار نیست و میتواند زمینهی رشد باشد، و حرکت در صراط مستقیم با تفکر، تعادل و امید.
برداشت از سی دی طلوعی دیگر از آقای مهندس دژاکام
نویسنده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابط خبری:همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
105