جلسه یازدهم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی امیر اراک به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر مهسا و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را بابت تجربه این جایگاه، لحظه و حس قشنگ شکر میکنم، از آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم، از راهنما همسفر شهلا که در این مسیر پرفراز و نشیب همیشه در کنارم بودند و کمک کردند، همینطور از مسافر خود که راه کنگره را به من نشان دادند تشکر میکنم و در آخر از همه عزیزانی که در کنگره۶۰ حضور دارند تا یک نفر به رهایی، حال خوب و درمان برسد قدردانی میکنم.
دستور جلسه امروز در مورد «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» است و میخواهم راجعبه آن صحبت کنم. قطعاً این را میدانیم که دروازه ورود به اعتیاد و شروع آن همیشه از سیگار است، درمان قطعی موادمخدر هم با درمان نیکوتین انجام میگیرد؛ یعنی اگر یک مسافر اعتیادش درمان بشود ولی هنوز هم سیگار مصرف کند آن درمان، به تکامل نمیرسد و یک خلأ وجود دارد؛ زیرا سیگار هم مثل موادمخدر، آنتیایکس محسوب میشود؛ چون از سد خونی مغز عبور میکند، بر سیستمایکس تأثیر میگذارد و مانند یک پوشش روی حسها را میگیرد و نمیگذارد که آموزشها را دریافت کرد.
این دستور جلسه چیزی است که من چندین سال آن را زندگی کردم و عمرم را برای آن گذاشتم. متأسفانه دخانیات چیزی بوده که از سن ۱۹ سالگی وارد زندگی من شد و شروع آن با سیگار بود، سالها سیگار و قلیان مصرف کردم که در ۳ الی ۴ سال اول ویپ هم بوده است. امروز در جلسه سردار دیدم نگهبان و دبیر جلسه نمیتوانستند ویپ را تلفظ کنند به ایشان غبطه خوردم؛ اینکه نتوانی و حتی گوش با این کلمات آشنا نباشد خیلی خوب و زیبا است.
خانواده، جامعه، دنیا با این آنتیایکس درگیر شدند و متأسفانه اصلاً جدی گرفته نمیشود. در کنگره۶۰، آقای مهندس حسین دژاکام درمان موادمخدر را کاملاً با درمان نیکوتین مجزا کردند. یک سفر برای درمان موادمخدر با داروی OT که در مدت زمان مشخص انجام میشود وجود دارد و یک درمان برای نیکوتین است اگر درمان نیکوتین برای مسافران انجام نشود در این مکان مقدس نمیتوانند جایگاه خدمتی داشته باشند.
چقدر این حرف درست است؛ که میگویند: دروازه اعتیاد با سیگار شروع میشود؛ چون من هم با آن شروع کردم و بعد از چند سال دنبال یک چیز بدتر مثل قلیان رفتم، بعد دنبال چیزی رفتم که با خود میگفتم دود و لذت بیشتری داشته باشد. متأسفانه، امروزه در جامعه و دنیا فراگیر شده، پیر و جوان، دختر و پسر، کوچک و بزرگ ندارد، چند روز پیش یک پسر بچه را دیدم که ویپ دستش بود وقتی به مادرش گفتم که چرا این دور گردن پسرت است و از آن استفاده میکند؟ گفت: از زمانیکه با پدرش به اختلاف خوردیم و جدا شدیم آن را برای او خریدم که لااقل تا حدودی بر مشکلاتش غلبه کند.
زمانیکه وارد کنگره۶۰ شدم فقط برای درمان مسافر خود آمدم و فکر میکردم که ایشان باید درمان بشود. وقتی مشاوره گرفتم به راهنما تازهواردین همان روز اول اعلام کردم که خود هم مصرفکننده نیکوتین هستم و ایشان گفتند که خدا را شکر در کنگره۶۰ لژیونی به نام لژیون ویلیاموایت (درمان سیگار) داریم که راهنمای آن میتواند به شما با توجه به مصرف روزانه یا ماهانه کمک کند و میتوانید سفر کنید.
این سفر آنقدر شیرین و لذتبخش است که من ذرهای متوجه آن نشدم، چرا؟ چون با روش جایگزینی بود، راهنما همسفر شهلا آدامس نیکوتین را جایگزین سیگار کردند و خوراک آن هم خوراک جهانبینی بود که در پارک شهیدباهنر اراک با تمام عشق و محبت به من فایلهای صوتی را آموزش دادند و همیشه در کنار من بودند تا توانستم این سفر را به راحتی طی کنم.
روی صحبت من با همسفرانی است که ممکن است در این شعبه باشند و مصرفکننده دخانیات باشند و نمیدانند چنین رژیمی وجود دارد و شاید اِبا داشته باشند که بیایند و خود را معرفی کنند. من هم ترس این را داشتم که نکند خانواده یا اطرافیان متوجه شوند و عکسم در سایت برود که از نظر موقعیت شغلی و اجتماعی دچار خلل بشوم و بگویند فلانی اینطوری است و ترسهای زیاد دیگر داشتم مثلاً: نکند بروم و جا بزنم؟ نکند نتوانم؟ ولی با راهنماییهای راهنما همسفر شهلا توانستم آن را پشت سر بگذارم.
آنقدر در تاریکی بودم که هیچوقت روشنایی را نمیدیدم و تخریب داشتم. زمانیکه شروع کردم دقیقاً ۱۹ ساله بودم و از سن ۲۰ سالگی، تمامی هورمونهای بدن من بهم ریخت، الان حدود ۲۰ سال است که یائسه شدم، مشکلات زیادی داشتم حتی این اواخر نمیتوانستم ورزش کنم؛ در صورتی که در دوران نوجوانی ورزشکار بودم و وقتی به کنگره آمدم همه میگفتند تو کی ورزش را شروع کردی؟ و آنجا بود که دوباره به سمت ورزش و زندگی عادی برگشتم اگر بخواهم از تجربههای خود بگویم خیلی زیاد است.
در آخر میخواستم خدا را شکر کنم که به من اذن خروج از تاریکیها داده شد، به عنوان یک مسافر راه به من نشان داده شد و توانستم این مسیر را بیایم و به رهایی و درمان برسم و باز هم از راهنما ویلیام همسفر شهلا تشکر میکنم مرسی که به صحبتهای من گوش کردید.
در ادامه به پاس ۴ سال خدمت با عشق از راهنما همسفر زهرا تقدیر به عمل آمد، امید است که همیشه در پرتو آموزشهای کنگره موفق و پیروز باشند.



مرزبان کشیک: همسفر سمیه و مسافر صادق
تایپیست: همسفر نصیبه رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه (م) رهجو راهنما همسفر نجمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر مهسا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی امیر اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
198