همه چیز طبق خواست و فرمان اتفاق میافتد تا خواستهای در درون انسان نباشد اتفاقی در بیرون نخواهد افتاد. زمانیکه خواسته در نفس صادر میشود، خواسته درصدد فراهم کردن تحقق خودش بر میآید. شرایط خواسته که به وجود آمد زمانیکه اجازه صادر شود به انجام میرسد. اکثر انسانها علت و مسائل خود را بر مبنای شرایط بیرون و محیط میسنجند. شرایط محیطی قابل انکار نیست؛ اما مطلبی که در کنگره۶۰ مطرح است این که مسائل دو قسمت دارند یک قسمت بیرون که شرایط محیطی و بستر است یک قسمت هم درون ما که خواسته است پس تا خواسته در درون نباشد شرایط بیرونی نمیتواند وضعیتی را در ما شکل دهد.
خواستههای نامعقول مانند ذرات ناخالص مثل برادههای آهن یکدیگر را جذب میکنند و ساختاری را در درون انسان شکل میدهند. نکته مهم این است که در کنگره آنچه به عنوان تزکیه و پالایش بیان میشود به معنای ایستادگی در برابر خواستهها و ساختارها نیست چون اینکار انرژی زیادی را میطلبد مانند انرژی که باید صرف کنیم تا جلوی کشش یک فنر را بگیریم و سر آخر یک روز خسته میشویم یا اینکه مجبور میشویم برای رهایی از آن پتانسیل دیگر یا نیروی دیگری که قدرت آن هم اندازه خواسته نامعقول مثلاً مواد باشد را شکل دهیم و به آن پتانسیل دیگر متوسل شویم همان ضربالمثل از مار غاشیه به عقرب جراره پناه بردن
زمانیکه ساختاری در انسان شکل میگیرد با انجام هر فرمان نادرست قدرت ساختار زیاد و زیادتر میشود و زمانی میرسد که انسان نسبت به ضدارزشها و ماهیت آنها آگاهی پیدا میکند و میخواهد از آنها خارج شود؛ اما ساختار قدرتمند شده است و اجازه خروج را به او نمیدهد. پس برای مقابله با این ساختارهای نیرومند باید آن را تغییر داد و یا شرایطی را به وجود آوریم که جنس خواستهها تغییر پیدا کنند و یا شرایطی را به وجود آوریم تا ذرات ناخالصی خارج شوند. ساختار این قدرت را دارد که به راحتی در احساس انسان تأثیر بگذارد و حس را از حالت خنثی خارج کنند و زمانی بیشترین فشار را وارد میکند که شخص میخواهد به خط پایان برسد و زمان رهایی او فرا رسیده باشد مثل تصویر کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر حفرهای که شخص را به درون خود میکشد.
عقل به عنوان ساختاری که میتواند فرمان صادر کند و قدرت تجزیه و تحلیل دارد کاملاً تحت تأثیر حس عمل میکند. عقل جزئی میتواند مسائل جزئی را حل و فصل کند و عقل کلی مسائل بزرگتر را حل میکند؛ اما مسئله مهم این است که حتی اگر شخص از عقلی که قدرت تجزیه و تحلیل بالایی هم داشته باشد برخوردار باشد؛ اما حس آلوده باشد تمام محاسبات اشتباه میشود. انسان باید روی دو محور حرکت کند یکی بالا بردن دانایی و دوم اینکه مواظب باشیم حس ما آلوده نشود زیرا حس منبع اطلاعاتی برای عقل است.
در واقع حس در جهان بیرون مانند نیرو است شرط به وجود آمدن نیروی جاذبه در بیرون وجود جرم در درون ما و در بیرون است پس زمانیکه بتوانیم جرم درون خود را خنثی کنیم دیگر جرم بیرون در ما تأثیر نخواهد گذاشت.
منبع: سیدی حس۱و۲ (امین)
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
76