به نام خالق هستی که زیباست
همه عالم ز نور او هویداست
به نامش نامه را چون کردم آغاز
شدم مانند گل از غنچه ای باز
پدید آرنده بالا و پستی
به پا دارنده اضداد هستی
بسی نعمت به ما داده فراوان
بکن شکر خدایت با دل و جان
تو را خالق چه زیبا آفریده
که از روح خودش در ما دمیده
زبان بخشیده تا یادش نمایی
تعقل داده تا شکرش نمایی
اگر خواهی صفای دل ببینی
درونت چشمه جوشان ببینی
بدی هرگز مکن تا میتوانی
ز بد دوری بکن گر میتوانی
دلا نیکی بکن بد را بشو دور
که تا در زندگی گردی تو مسرور
دلت را کن رها از آب و گل را
که راحت حل نمایی مشکلت را
به ارزشهای حق نزدیکتر شو
ز اهریمن جدا و دورتر شو
درون بشکاف تا خود را ببینی
خدای لم یزل در خود ببینی
مقصر کردهای هر دو جهان را
زدی انگشت تهمت این و آن را
وجود خویشتن را زیر و رو کن
خدا در توست آن را جستجو کن
تو را چون خویش دلسوزی نباشد
چراغ و شمع جانسوزی نباشد
منه بر دیگران بار خودت را
خردمندانه بنگر مشکلت را
بده جان و دلت بر درس استاد
که دارد نکته ها بسیار بر یاد
منبع: وادی سوم
نویسنده: همسفر عفت رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج فارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
309