قبل از اینکه وارد وادی نهم شوم، فهمیدم که طبق وادی هشتم، اولین قدم پذیرش خود با تمام ضعفها، نقصها و اشتباهات است. با خودم پیمان بستم که به مسیر گذشته برنگردم و اشتباهاتم را تکرار نکنم. زمانی که با خود صادق شدم و پذیرفتم که باید از خود قدیمی عبور کنم، آماده تغییر شدم.
من همیشه تصور میکردم تغییر فقط در ظاهر یا رفتار بیرونی است؛ اما با شنیدن فایل صوتی تاریکی از استاد امین، درک کردم که تاریکیها درون ما ریشه دارند که شامل ترسها، ضعفها، وابستگیها و دروغهایی که به خود میگوییم؛ مانند تظاهر به قوی بودن در هنگام ناراحتی، عدم پذیرش اشتباهات، یا لبخند زدن در حالی که از درون خستهایم.
وادی نهم به من آموخت که برای تغییر، صداقت با خود ضروری است. با دیدن ضعفهایم، دیگر از آنها فرار نکردم؛ بلکه آنها را پذیرفتم و از این نقطه، نقطه تحملم شکل گرفت. پیش از این، با هر سختی بههم میریختم، ناامید میشدم و دنبال مقصر میگشتم؛ اما اکنون دریافتهام که هر درد و تاریکی، فرصتی برای رشد و قویتر شدن است، همانند دانهای که در تاریکی خاک جوانه میزند.
در این مسیر، اهمیت بخشش را آموختم، نه تنها بخشش دیگران؛ بلکه مهمتر از آن، بخشش خود است. با بخشیدن خود، قفل دلم باز شد و مسیر روشنایی بر من آشکارتر شد. در فایل صوتی تاریکی، این جمله از استاد امین نوری در شبهای سختم شد: تاریکیها مأمورند تا ما را به روشنایی برسانند. اکنون دیگر از تاریکیهایم نمیترسم؛ زیرا میدانم پلی به سوی روشنایی هستند.
در فایل صوتی ابرهای تیره از مهندس آموختم که ابرهای زندگی، هرچهقدر هم سیاه باشند، خورشید همیشه پشت آنها است و تنها با صبر و باد ایمان کنار میروند. امروز، من همان زنی هستم که روزی از تاریکی میترسید؛ اما اکنون با لبخند از دلش عبور میکند. فهمیدم که قوی بودن یعنی پذیرش ضعفها، مواجهه با دردها، بخشش خود و دیگران، و ادامه راه حتی در سختیها است. وادی نهم، من را از تاریکی خودفریبی به روشنایی رشد، بخشش و ایمان رهنمایی کرد و با هر بار افزایش نقطه تحملم، به خود واقعیام نزدیکتر میشوم.
نویسنده: همسفر شهرزاد رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجو راهنما همسفر صفیه (لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
4