English Version
This Site Is Available In English

راهنما، تکیه‌گاه بی‌‌ادعا

راهنما، تکیه‌گاه بی‌‌ادعا

همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر زهره، همسفر پوران رهجوی راهنما همسفر ناهید، همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون نهم، لژیون یازدهم، لژیون دوازدهم) نمایندگی بنیان مشهد در دلنوشته‌های خود نوشتند:

همسفر اکرم:

گاهی باید شکر کرد که بعضی دعاها هیچ زمانی برآورده نمی‌شوند. چنان‌که مولانا بیان می‌کند:
بس دعاها که خلاف است و هلاک
وز کرم می‌نشنود یزدان پاک
بسیاری اوقات فکر می‌کنیم، خواسته‌ای برای ما خوب است؛ اما نیست. بسیاری از شکست‌ها در واقع هدایت می‌باشند. خداوند بعضی از دعاها را اجابت نمی‌کند، بلکه آن‌ها را بازمی‌گرداند تا ما را نجات دهد. آن‌چه امروز تلخ است، شاید فردا، نجات دهنده باشد. دو سال است که رهجوی راهنما همسفر زهره هستم و شاگردی این بزرگوار را می‌کنم. با افتخار می‌گویم که درست است که بزرگتر از ایشان هستم؛ اما بزرگی و منش را از ایشان آموخته‌ام و تمام سعی‌ام را می‌کنم که رهجوی خوبی باشم و از راهنمایی ایشان در زندگی‌ام استفاده کنم.

همسفر پوران:

«دست‌هایی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند».
قلم به دست گرفته‌ام تا بر روی صفحه سفید کاغذ دلنوشته‌ای بنویسم؛ اما انگشتانم قدرت حرکت ندارند و ذهنم یاری نمی‌کند، چه بگویم در وصف فرشته‌ای مهربان و دلسوز؟ خداوند من را با فرشته‌ای آشنا کرد که بال‌هایش را گشوده بود تا بال پرواز ناامیدی من شود و با قلب پر از مهر و محبت، تبسم‌های زیبا و چشم‌های پر از امید، یاری‌گر غصه‌های دل من باشد. راهنمای خوبم همسفر ناهید، به خود می‌بالم که در این مسیر با شما آشنا شدم و قدم در راه آموزش‌های ناب شما گذاشتم. بر خود شایسته و لازم دیدم، از شما که برایم زنده بودن و انسان بودن را معنا کردید تقدیر و تشکر کنم. این هفته بسیار زیبا و دوست داشتنی را به تک‌تک راهنمایان کنگره۶۰، خصوصاً شما راهنمای خوبم تبریک می‌گویم و همیشه دعاگویتان هستم.

همسفر اعظم:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که مسیر کنگره۶٠ را برای من باز کرد و من را با راهنمای خوبم همسفر عاطفه آشنا نمود. هر چه بنویسم باز هم نمی‌توانم جایگاه راهنما را به تصویر بکشم؛ زیرا بسیار مقام بالا و ارزشمندی است، می‌نویسم برای استاد عزیزم همسفر عاطفه از اعماق قلبم دوستت دارم. ای چراغ راه! ای فرشته زمینی، شما نوری بودی در تاریکی که به دلم نشستی، اولین روزی که وارد کنگره۶٠ شدم، نگاه پر از مهر شما وجودم را پر از عشق کرد. زمانی که حسم گفت شما را انتخاب کنم، چراغی در دلم روشن شد. من فکر می‌کردم بنده‌های خوب خدا تمام شده‌اند؛ دنیایم پر از تاریکی شده بود؛ اما با قدم گذاشتن در این مسیر و وجود مربی توانمندی مانند شما، زندگی‌ام دگرگون شد.

زحمات و تلاش شما، قابل جبران نیست و من توان جبران آن را ندارم. ان‌شاءالله نور این خدمت در زندگی شما جاری باشد، فقط می‌توانم برای شمایی که همانند فرشته‌ای وصف‌نشدنی هستید، آرزوی سلامتی، شادی و موفقیت کنم. امیدوارم هرگز غم بر چهره شما ننشیند؛ زیرا فقط لبخند به چهره زیبای شما می‌آید، دوستتان دارم. هفته راهنما خدمت شما بزرگوار مبارک و تهنیت باد.

رابطین خبری: همسفر سلیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)، همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون یازدهم)، همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .