سومین جلسه از دور ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما مسافر جواد و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «هفته راهنما» پنجشنبه 30 بهمن ماه 1404ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، جواد هستم؛ یک مسافر.
خداوند را شاکرم که توفیق پیدا کردم یک بار دیگر روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. امروز داشتم به این جمله فکر میکردم که «نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ماست». من که این روزها در زندگی بیرونم درگیر آشفتگیهایی هستم، چقدر نیاز داشتم که روی این صندلی بنشینم و از این بابت خدا را شکر میکنم.
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را خدمت همه شما تبریک عرض میکنم. اتفاق مشترکی که بین همه ما افتاده، تغییر نگاه به مسائل پیرامونمان از جمله نگاه به ماه رمضان است. همه ما، از جمله خود من، خصوصاً به واسطه شغلی که داشتم، از ماه رمضان بیزار بودیم؛ ولی الان واقعاً دوستش دارم. جدا از بحث معنوی که در جای خودش مهم است، بزرگترین درسی که کنگره به من داد، درس خودشناسی بود. در همین ایامی که درگیر مشکلات شخصی بودم، با خودم گفتم این همه پیامبر و امام آمدند و پیام دادند برای چه؟ و به این نتیجه رسیدم که چیزی که به درد من و مشکلاتم میخورد، همین خودشناسی است.
آقای مهندس شعری میخوانند که میگوید: «مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک». ولی کسی مرغ باغ ملکوت است که در مسیر عرفان و خودشناسی حرکت کند، نه من نوعی. من در این چند روز به این فکر کردم که روی نواقص شخصیتی خودم تمرکز کنم و روی آن روزه بگیرم. مثلاً اگر بددهن هستم، با خودم میگویم از ۷ صبح تا ۷ شب روزه بگیرم و بددهنی نکنم؛ یا مثلاً غیبت نکنم. به نظرم این درس بزرگی است که میتوانیم از ماه رمضان بگیریم.
بپردازیم به دستور جلسه که هفتهٔ راهنماست. این هفته را تبریک میگویم و از ایجنت محترم، آقا حامد، که کار قشنگی کردند و از راهنمایان دعوت کردند، تشکر میکنم. آن روز خیلی حالم خوب شد. به همهٔ راهنمایان این شعبه و راهنمایان شعب اراک، چه راهنمایان DST و چه راهنمایان تازهواردین، تبریک میگویم. خدمت راهنمای خودم، آقای رضا قدمی، هم تبریک میگویم و امیدوارم شاگردان لایقی برای راهنمایانمان باشیم؛ چه راهنمایانی که در گذشته بودند، چه آنهایی که الان در حال خدمت هستند و چه کسانی که در تلاش برای رسیدن به این جایگاهاند.
یکی از جذابترین و پرعشقترین جایگاهها در کنگره، جایگاه راهنمایی است؛ جایگاهی مثل جایگاه مادر که حرمت خاصی دارد و کمترین حاشیه در آن وجود دارد. راهنما وقتی در لژیون حرفی میزند، گاهی اوقات این گفتهٔ راهنما گفتهٔ خودش نیست، بلکه مصداق همان جمله است: «من که میگویم کلام خود نیست، بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هرکس نیست مگر آنکس که بداند معنای آن چیست». انتخاب با ماست که عضو نیروهای الهی باشیم یا نیروهای شیطانی. قطعاً یک راهنما عضو نیروهای الهی است و کلامی که از زبانش خارج میشود، کلامی الهی است.
من خودم سالها در مسیر ضد ارزشها بودم؛ حالا باید سالها در مسیر ارزشها حرکت کنم تا حداقل حسابم صفر شود. شاید داستان علی گندابی را شنیده باشید که هر دفعه یک جای مسجد نماز میخواند. وقتی علت این کارش را پرسیدند، گفت: من جایجای این مسجد فساد کردم، حالا باید جایجای این مسجد عبادت کنم. من هم باید چنین مسیری را بروم تا حسابم صفر شود.
من همیشه به بچهها توصیه میکنم به پایان سفر اول و جایگاههای خدمتی بسنده نکنید و تلاش کنید برای رسیدن به شال راهنمایی، تا با خود واقعیتان روبهرو شوید و بفهمید کنگره یعنی چه. راهنما که از آسمان نیامده، بلکه یک مصرفکننده بوده که درست سفر کرده، فرمانبردار بوده و با استفاده از آموزشهای کنگره به رهایی رسیده و در ادامه راهنما شده است. پس همهٔ شما عزیزان میتوانید راهنما شوید.
راهنمای همهٔ ما آقای مهندس دژاکام هستند که باید برای ایجاد چنین بستری به ایشان دستمریزاد گفت.
یک نظر بر پرده نقاش کن
تاب کیسوی قلم را فاش کن
آفرین گو پنجهٔ معما را
تا نماید فاش بر تو این اسرار را
فاش میگوید به ما لوح و قلم
از وجود چهارده بی بیش و کم
چهارده وادی به امداد آمده
چهارده الیاس در باد آمده
چهارده سر، چهارده سردار دین
چهارده تفسیر قرآن مبین
امیدوارم از آموزشهای کنگره نهایت استفاده را ببریم. همانطور که در کتاب «۶۰ درجه» میگوید: «شما را پیامی دادهام تا استادی باشید برای خویش و بیت خویش». یعنی ما قبل از هر چیز باید راهنمایی برای خودمان و خانوادهمان باشیم و الگوی مثبتی برای آنان باشیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.
.jpg)
و در ادامه مراسم افطاری برگزار گردید:
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ: همسفر میلاد
عکس و تنظیم: مرزبان خبری مسافر صادق
- تعداد بازدید از این مطلب :
111