هفتمین جلسه از دوره هفتم کارگاهای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی آبیک با استادی ایجنت محترم مسافر سامان، نگهبانی مسافرمسیح و دبیری مسافر علی اکبر، با دستور جلسه «هفته راهنما» در روز سه شنبه 28 بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد: خیلی ممنون از نگهبان و دبیر جلسه ، تبریک عرض می کنم هفته راهنما را خدمت آقای مهندس ، استاد بزرگ و راهنمای همه ما ، دیده بان راهنمایان آقای ترابخانی ، به راهنمای عزیز خودم آقا فرشید تبریک عرض می کنم که به من آموخت تا من هم بتوانم تا حدودی به دیگران بیاموزم ، به راهنمایان خوب و زحمتکش شعبه خودمان تبریک عرض می کنم ، چه آنهایی که لژیون دارند و چه آنهایی که قبول شدند و هنوز لژیون تشکیل نداده اند ، تبریک عرض می کنم خدمت آن هایی که در بین ما هستند ولی هنوز قبول نشده اند.
سفر اولی و سفر دومی هایی هستند در جمع ما که میدانم خیلی علاقه مند هستند به اینکه در آزمون قبول بشوند ، در گذشته این صحبت ها که پیش می آمد من تعجب می کردم ، با خود می گفتم اینها چه می گویند ، من هنوز درمان نشده ام یا سفرم هنوز تمام نشده است یا تازه رها شده ام می گفتند که رهجو هایتان مشخص است ، مطالبی را آقای مهندس از کتاب 60 درجه می خوانند که اگر به تاریخ آنها توجه بکنیم متوجه می شویم مطالب برای سال ۱۳۷۲ است ، آقای مهندس تازه سال ۱۳۷۵ سفرشان را آغاز کردند ، و ماه نهم سال ۱۳۷۶ هم به رهایی رسیدند ، در آن زمان هنوز آقای مهندس در حال مصرف بودند و سه الی چهار سال قبل اساتید به آقای مهندس می گفتند که شما باید کار مهمی انجام بدهید ، باید این افراد توسط شما به رهایی برسند ، یک سری وظایف و مسئولیت ها بر روی دوش آقای مهندس میگذارند ، منظورم این است که سیستم کنگره ۶۰ به این شکل میباشد .
اگر به افرادی که هنوز قبول نشده اند تبریک می گوییم برای این است که دور از دسترس نیست ، به طور کلی افرادی که برای درمان اعتیاد حرکت می کنند دو گروه هستند ، گروه تند رو ها هستند و گروه کند روها ، گروه تند روها بر این باور هستند که مواد باید قطع بشود ، هیچ موادی نباید مصرف شود ، باید طاقت و اراده داشته باشیم ، صبر کنیم تا خوب بشویم ، حالا با یاد گرفتن یک سری از قوانین و شناخت از الهیات و نیروی برتر و ... سعی کنیم که مواد مصرف نکنیم تا روزها بگذرند ، گروه دیگر که گروه کند روها هستند ، این گروه بر این باورهستند که فرد باید یک الی دوهفته یک دارویی مصرف بکند ، پیش پزشک برود یا آمپولی استفاده بکند یا قرصی مصرف بکند که کمی بارش کمتر بشود .
در کنگره ۶۰ چه اتفاقی میافتد ؟! در کنگره ۶۰ از گروه کند روها هستند اما سیستم اش به کلی متفاوت میباشد ، سیستم کنگره ۶۰ یک سیستم تدریجی میباشد ، مواد به طور پله پله کاهش پیدا می کند ، و کسی که در کنگره ۶۰ میخواهد راهنما بشود به این شکل نیست که به راحتی به این درجه برسد ، با گذر از آزمون و اتفاقات دیگر ، به عقیده بنده راهنما باید یک عشق وجودی درآن بجوشد و حرفی برای گفتن داشته باشد و آن حرف ها که گفته می شود باعث ماندگاری رهجوها می شود ، لژیون هایی که خدمت گزار ، مرزبان ، راهنما در آن ها زیاد است نشانگر این است که راهنمای آن لژیون عاشق کارش است و حرف هایی که می گوید خودش انجام داده و انجام می دهد ، چون اگر راهنما حرفی را که می گوید خودش انجام ندهد ، کسی نمیماند و آن راهنما اصلا نمی تواند مطالب کنگره ۶۰ را به درستی انتقال بدهد ، میشود شعار دادن و همانطور که می دانید شعار دادن به دل کسی نمینشیند ، حرف حق به دل می نشیند و حرف حق حرفی است که یک حقیقتی پشتش باشد.

در کلام الله گفته شده انسان ها موجوداتی هستند که در زیان هستند ، ناسپاس هستند ، پنهان کننده رب و مربی خودشان هستند، مگر کسانی که انسان هارا به صبر و محبت توصیه بکنند ، دقیقا راهنمای کنگره ۶۰ این کار را می کند ، به رهجو می گویند صبر داشته باش ، درست میشود ، دارو با بدنت سازگار میشود ، حالت خوب می شود ، با توجه و محبت و توصیه به صبوری پیش می روند تا فرد رها میشود ، در گذشته داشتیم کسانی را که در سفر اول پدر یا مادر خود را از دست داده اند ، شب گذشته داشتم دلنوشته های پاکت هایی که قبلاً دریافت کرده بودم را مطالعه می کردم که متوجه شدم خیلی از رهجو ها مشکلات زیادی داشتند در طول سفر اول ولی آن محبت و صبر و توجه ، آنها را نگه داشت و باعث شد به رهایی برسند ، مهم ترین شکرگزاری هم از راهنما ، گوش به فرمان بودن و اجرای فرامین کنگره ۶۰ میباشد ، آن رسم شکر گزاری و اهدای پاکت که آقای مهندس فرمودن هم باید انجام بشود ، بر همه واجب است ولی واقعا چیزی که راهنما را خوشحال می کند این است که ببیند ، رهجویش خدمتگزار است ، مخصوصا اگر راهنما شده باشد، حتی اگر راهنما هم نشده باشد ، رهجویی باشد که هر روزه در حال رشد است ، این بهترین شکرگزاری به عقیده بنده می باشد، وقتی که راهنما می بیند رهجو بعد از رهایی از کنگره ۶۰ می رود ، تمام آن خستگی در تنش می ماند ، اما وقتی ببیند که رهجو یک یا دو ساعت قبل از کارگاه آموزشی در شعبه حضور دارد و از صمیم قلب میخواهد کاری انجام بدهد و مفید باشد چه برای خودش چه برای هم نوعان خودش ، این بهترین شکرگزاری از راهنما است، در آخر باز هم به همه راهنمایان این هفته را تبریک عرض می کنم ، از اینکه به صحبت های بنده گوش کردید سپاسگزارم


.تایپ: همسفر مصطفی «لژیون سوم»
ویرایش، تنظیم و ارسال: مسافر علی «لژیون اول»
- تعداد بازدید از این مطلب :
90