چهاردهمین جلسه از دوره سوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم کرج با استادی راهنمای محترم مسافر منوچهر و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر نورالدین با دستور جلسه هفته راهنما در روز سه شنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد .
خلاصه سخنان استاد :
از نگهبان جلسه سپاسگذارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم امیدوارم بتوانیم این آموزشها را به زندگی خود، بیرون از کنگره، ببریم و انشاءالله آنها را اجرا کنیم. امروز این توفیق نصیب ما شد که در خدمت شما باشیم و جشن راهنما را برگزار کنیم. البته امسال به دلیل برخی مسائل، جشن کمی متفاوتتر از سالهای گذشته برگزار میشود، اما در هر صورت جشن، جشن است؛ مهم این است که در دل انسان حالِ جشن وجود داشته باشد.
پیش از هر چیز، فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به شما تبریک میگویم و امیدوارم بتوانیم از برکات این ماه عزیز بهرهمند شویم. ماهی که روش «دیاِسدی» از دل آن بیرون آمد و به نوعی مسیر زندگی بسیاری از ما را تغییر داد.
هفته راهنما را گرامی میداریم. راهنما چه کسی است؟ راهنما فردی است که خود روزی مصرفکننده بوده و با حالِ خرابی وارد کنگره شده است. او تمام آموزشهای کنگره را دریافت کرده، در آزمونهای مختلف از جمله آزمون راهنمایی (فنی و جهانبینی) شرکت کرده و نمره قبولی گرفته است. این مسیر را طی کرده تا شال نارنجی را دریافت کند و به عنوان راهنمای دیاِسدی بتواند به همنوعان و همدردان خود کمک کند تا آنها نیز به رهایی و این جایگاه برسند.
مهندس دژاکام میفرمایند هدف کنگره فقط رهایی یک نفر نیست، هرچند رهایی یک نفس بسیار ارزشمند است؛ اما هدف اصلی، تربیت راهنما و استاد است. به نظر من، همه اینها برای رشد آگاهی در جهان هستی است. ما رشد میکنیم، آگاهی میگیریم و این آگاهی را در خانواده، فامیل و شهر خود گسترش میدهیم تا زندگیهایمان بهتر شود.
یادم هست زمانی گفته میشد در برخی شهرها میزان اعتیاد و آسیبهای اجتماعی بالا بوده است، اما با حضور کنگره و آموزشهایی که ارائه شد، آمار بسیاری از این آسیبها کاهش پیدا کرد. این یعنی آگاهیِ درست میتواند جامعه را تغییر دهد. کنگره ۶۰ به ما میآموزد که هدف داشته باشیم، برنامهریزی کنیم و برای رسیدن به آن تلاش کنیم.
من قبل از ورود به کنگره اصلاً نمیدانستم برای چه به این دنیا آمدهام و چرا زندگی میکنم. بدون آگاهی فقط کار میکردم تا لقمه نانی به خانه ببرم، اما در تاریکیها گرفتار بودم و نسبت به حال و آیندهام شناختی نداشتم. این آموزشها زندگی من و خانوادهام را ساخت. حتی همسفرانی که مصرفکننده نبودهاند نیز با آموزشهای جهانبینی رشد کردهاند. این جهانبینی است که ما را پرورش میدهد.
خانوادههایی که زمانی از هم پاشیده بودند، دوباره ساخته شدند. خود من زندگیای داشتم پر از تنش و ناآرامی، اما آموزشهای کنگره بالِ پرواز من شد. در کنار هم رشد کردیم. البته سختیها همیشه هست؛ مگر میشود زندگی بدون سختی باشد؟ سختیها میآیند تا ما را بسازند. اگر آرامش داشته باشیم، میتوانیم آنها را حل کنیم؛ اما اگر آرامش نداشته باشیم، در تاریکی غرق میشویم.
برای رسیدن به طبقات بالاتر، باید از سختیها عبور کنیم. این مسیر، مسیر ساختن است.
در این هفته، ابتدا این روز را به جناب آقای مهندس دژاکام و سپس به تمام راهنمایان کنگره ۶۰ و راهنمایان شعبه خودمان تبریک میگویم؛ راهنمایان دیاِسدی، تازهواردین و سایر خدمتگزاران. امیدوارم در مسیر خدمت، استوار و موفق باشند.
همچنین به عزیزانی که در حال تلاش برای قبولی در آزمون راهنمایی و دریافت شال نارنجی هستند تبریک میگویم. آینده از آنِ شماست. همیشه گفتهام لژیون متعلق به یک شخص نیست؛ راهنماها میآیند و میروند و یکی از شما جای آنها خواهد نشست. امیدوارم بتوانیم این آگاهی را به نسل بعد منتقل کنیم و شعبهای پویا و سرزنده داشته باشیم.
امسال جشن ما به این صورت است که در لژیون، با تقدیم پاکت و دلنوشتهای زیبا از راهنمای خود قدردانی میکنیم. راهنما با وجود تمام مشغلههای زندگی، خانواده و کار، با حال خوب وارد کنگره میشود تا آموزشهایی را که دریافت کرده منتقل کند. او هیچ دریافتی مالی از کنگره ندارد و حتی خود در بسیاری موارد مشارکت مالی هم میکند.
پس شایسته است که حداقل یک روز در سال، صمیمانه و از دل از او قدردانی کنیم؛ چه با کلام، چه با دلنوشته و چه با هدیهای هرچند کوچک اما از سر محبت.
امیدوارم بتوانیم بهترین قدردانی را از راهنمایان خود داشته باشیم. 🙏
تایپ و بارگزاری : مسافر محمد از لژیون ۴
- تعداد بازدید از این مطلب :
261