English Version
This Site Is Available In English

راهنما نوری در تاریکی است

راهنما نوری در تاریکی است

جلسه سیزدهم از دوره یازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی ایران به استادی ایجنت همسفر الهام، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازه‌واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه 27 بهمن‌ماه 1404 ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر توفیق داده شد تا در جمع شما عزیزان خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این‌هفته راهنمایان است. به‌ رسم ادب این جشن زیبا را خدمت آقای مهندس، خانواده ایشان و راهنمای عزیزم همسفر مریم و به همه راهنمایان ایران (تاکستان) تبریک عرض می‌نمایم. در این مدتی که در نمایندگی تاکستان خدمت می‌کنم از تک‌تک آن‌ها عشق، محبت و آموزش‌های زیادی دریافت کرده‌ام. به راهنمایان شال سبز تبریک می‌گویم که با صبوری و عشق بی‌حد خود باعث شدند من آموزش بگیرم. همه شما عزیزان دنیایی پر از آموزش برای بنده بوده و هستید. خدمت همسفر هاجر تنها راهنمای تغذیه سالم در نمایندگی ایران تبریک می‌گویم که با پشتکار و تلاش خود توانستند رهایی تغذیه سالم را از آقای مهندس دریافت کنند و این نعمت بزرگ را به نمایندگی ایران بیاورند تا ما از آن استفاده کنیم.

همه ما می‌دانیم راهنما کسی است که از اعضای خود کنگره۶۰ انتخاب می‌شود. راهنما شدن کار آسانی نیست، کلی زحمت، تلاش و پشتکار پشت این جایگاه است تا فرد توانسته به آن دست پیدا کند. در کنگره گفته می‌شود: «راهنما نوری در تاریکی است.» واقعاً همین‌طور است. مطلبی می‌خواندم که نظر مرا به خود جلب کرد که «راهنما مانند خورشید می‌ماند که اگر بیش از اندازه به او نزدیک و صمیمی شوی تو را ذوب می‌کند و از مسیر خارج می‌شوی. اگر هم خیلی از راهنما دور باشی منجمد شده و یخ می‌زنی و باز هم از مسیر خارج می‌شوی.» پس باید تعادل لازم برقرار باشد.

راهنما یا مصرف‌کننده مواد بوده و در ادامه راهنما شده یا یکی از اعضای خانواده مصرف‌کننده بوده است؛ یعنی شخص چه مسافر و همسفر در تاریکی مطلق یا منطقه ۶۰ درجه زیر صفر بوده است. ما همسفران نیز با افکار منفی و اعمال ضد ارزشی به منطقه ۶۰ درجه زیر صفر می‌رسیم. فرد بعد از ورود به کنگره وارد لژیون شده و یک راهنما برای خود انتخاب می‌کند؛ یعنی کسی که راه را به او نشان می‌دهد. بعد از رهایی از بند اعتیاد، خود شخص با پشتکار، تلاش و حرکتِ خود در آزمون‌های راهنمایی شرکت می‌کند و با نمره بالا قبول می‌شود. تازه این اول راه است؛ بعد از آن باید در کلاس‌های آموزشی شرکت نماید تا به یک راهنمای باتجربه تبدیل شده، شال نارنجی را دریافت کرده و شروع به آموزش دادن نماید. وقتی راهنمایی شال خود را می‌اندازد و شروع به آموزش دادن می‌کند تمامی رهجویان را مانند فرزندان خود می‌داند و همه آن‌ها را دوست دارد و با عشق و محبت به آن‌ها آموزش و مسیر درست را نشان می‌دهد.

هیچ راهنمایی برای رهجوی خود تعیین تکلیف نمی‌کند که این کار را انجام بده یا انجام نده. طلاقت را بگیر یا ادامه بده. خودِ راهنما این مسیر را طی و تجربه پیدا کرده و به قولی سرد و گرم این راه را چشیده است. او می‌داند قرار است در این مسیر چه اتفاقاتی رخ دهد. راهنما مسیر را نشان می‌دهد. منِ رهجو باید با قدرت اختیاری که دارم با حرکت و پشتکار خودم مسیرم را انتخاب نمایم. امیدوارم همه ما به موفقیت و سرافرازی برسم. کسانی که هیچ پیشرفتی ندارند و به مقصد نمی‌رسند مشکل از نشان دهنده راه نیست؛ بلکه مشکل از من است که نتوانستم راه را بیابم و به مسیرم ادامه بدهم.

مهم‌ترین نکته‌ای که وجود دارد این است که رهجو باید به راهنمای خود ایمان داشته باشد؛ اگر این‌گونه باشد ۹۰ درصد راه را پیموده است. چگونه یک رهجو به یک راهنما ایمان پیدا می‌کند؟ موقعی که صحبت‌های راهنما را باور داشته باشد و به آن عمل کند. اگر راهنما می‌گوید سی‌دی بنویس خودش قبل از شما سی‌دی را نوشته و به ایجنت شعبه جهت بازديد ارائه می‌دهد. اگر می‌گوید در پارک حضور داشته باش، خودش قبل از شما در پارک حضور دارد. اگر می‌گوید زود به شعبه بیا یا مسافرت را رها کن خودش قبل از شما این کار را انجام می‌دهد. حالا چرا حرف راهنما روی رهجو تأثیر می‌گذارد؟ زیرا از حلقوم حق است و خود راهنما این‌کارها را انجام داده یا انجام می‌دهد و حال نتیجه را با شما به اشتراک می‌گذارد.

اگر راهنما مرتب به کنگره می‌آید صرفاً به خاطر رهجو نیست. اگر به عشق رهجو بیاید رهجو یک روز هست، یک روز نیست؛ پس در این صورت او باید سست شود؛ پس بینید که این‌گونه نیست؛ زیرا راهنما با خدا معامله کرده است. زمانی ‌که رهجویی لژیون خود را تعویض نماید راهنما به هیچ عنوان ناراحت نمی‌شود. من به جرأت به شما می‌گویم تمامی راهنمایان با عشق و محبت هستند. برای آن‌ها مهم این است اگر رهجویی از این در به داخل می‌آید به حال خوش و رهایی برسد حالا در هر لژیونی که باشد فرقی برایش ندارد. راهنمایی پر از عشق و محبت است. هیچ جایگاهی در کنگره زیباتر و قشنگ‌تر از راهنمایی نیست.

زمانی که راهنما بودم و لژیون داشتم اعتقاد داشتم هر رهجویی که به لژیون من می‌آمد، گره‌ای از من درون این رهجو بود که باید پیدا می‌کردم. رهجو آمده تا یک‌سری چیزها را به من آموزش دهد. قطعاً همه راهنماها دیدشان این‌گونه است؛ حتی راهنمایان شال سبز. آن مشاوره‌های روز اول با آن مهربانی و لطافت و با آن امیدواری که به رهجو می‌دهند باعث می‌شود رهجو مشتاقانه با خود بگوید، ببینم جلسه بعد چه خبر است. تمام عشقش می‌شود راهنمای تازه‌واردین. راهنمای تازه‌واردین هم با عشق رهجو را به لژیون شال نارنجی هدایت می‌کند.

وظیفه تک‌تک ما است از راهنمایان عزیز با قلب و زبان و پاکت تشکر نماییم. قلبی یعنی همان ایمان داشتن به راهنما، زبانی یعنی من به راهنما می‌گویم و عنوان می‌کنم از او تشکر و قدردانی می‌کنم. پاکتی یعنی به‌اندازه وسع خود به اندازه‌ای که در توانمان هست با یک دلنوشته‌ای که از دل برآمده از راهنمای خود تشکر نماییم و این عمل زیبا وظیفه تک‌تک ماست. قدردانی در کنگره از زیباترین اعمال است و ما می‌توانیم در بیرون از کنگره هم در زندگی خود به کار بگیریم.

مرزبانان کشیک: همسفر بهار و مسافر سعید
تایپیست: همسفر مروارید رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم) دبیر سایت
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .