جلسه سیزدهم از دور بیست و پنجم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دهخدا با استادی راهنما مسافر علی ، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه " هفته راهنمایان (DST،تازه واردین،ویلیام،جونز،ورزش،موسیقی) در تاریخ 26 بهمن ۱۴۰۴ راس ساعت: 15:20 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر. خدا را شاکرم که امروز بهعنوان استاد جلسه و برای اولین مشارکتم در خدمت شما هستم و از نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم.هفتهٔ راهنما است؛ آقای راهنما، هفته راهنما بر شما مبارک. امروز در این جایگاه حضور پیدا کردم که دربارهٔ جایگاه و شخص راهنما صحبت کنم. برای کمک به یک مصرفکننده دو گروه وجود دارد: یک گروه پزشکان و روانپزشکان هستند که مشکلاتمان را برای این عزیزان بازگو می کنیم ، مشاوره میدهند، پول میگیرند، و چندین جلسه وقت جداگانه میدهند و جلسهٔ بعدی را نیز تعیین میکنند و قبل از شروع کار هم باید هزینهٔ ویزیت را پرداخت کنیم و اگر نتیجه بگیریم باید مبلغ بیشتری هم پرداخت کنیم. اما گروه دوم راهنمایان هستند؛ کسانی که بدون پول، بدون منشی، بدون دفتر، فقط برای کمک به یک مصرفکننده وقت میگذارند. در هر انجویی راهنما وجود دارد ، در NA، و در هرجایی، اما من میخواهم دربارهٔ راهنمایان کنگره ۶۰ حرف بزنم. راهنمای کنگره ۶۰ واقعاً یک چیز دیگر است. جایگاه راهنما در کنگره ۶۰ بالاترین مقام است؛ نه از نظر ظاهری، بلکه از نظر تأثیر. برای یک رهجو، راهنما میلیاردها سال نوری جلوتر است و اگر این نگاه را نداشته باشد قدم درست نمیتواند بردارد. راهنمای کنگره ۶۰ سه ویژگی مهم دارد: اول اینکه خودش مصرفکننده بوده و درد اعتیاد را درک کرده ، دوم اینکه با روش DST و داروی OT درمان شده، سوم اینکه آموزش دیده و در آزمونهای فنی و جهانبینی نمرهٔ قبولی گرفته.

خیلیها را دیدم که همهٔ مراحل را گذراندند اما نتوانستند لژیون بزنند؛ چون راهنما شدن فقط درس و آزمون نیست، عشق میخواهد؛ عشقِ کمک کردن به یک مسافر. یک شعر هست که میگوید: «چه دانستم که این دریا چنین موجِ جانفشان دارد…» تا راهنما نشوی نمیفهمی راهنمایی یعنی چه؛ باید از جانت بگذری، از وقتت، از مالت، از خانوادهات. پنجاه هفته، هر هفته سه جلسه، یعنی حداقل کمکم ۴۵۰ ساعت وقت گذاشتن برای یک رهجو. کجای دنیا چنین چیزی پیدا میشود؟ در کنگره هیچکس مجبور نیست پاکت بدهد؛ هرکس هرچقدر دوست داشت و هرچقدر طلب کرد میگذارد، اما راهنما کسی است که بدون هیچ چشمداشتی تمام وجودش را میگذارد. در لژیون نگاه کنید: رهجو لباس پوشیدنش عوض میشود، راه رفتنش عوض میشود، خوابش، ورزشش، روابط اجتماعیش، خانوادهاش، تربیت بچههایش و … همهچیز تغییر میکند. این یعنی راهنما فقط کارش درمان اعتیاد نیست ؛ زندگی کردن را آموزش میدهد. یک خاطره بگویم: دبیرستان بودم، با دوستم سیگار میکشیدیم، پدرم من را دیده بود. رسیدم به او، سیگار را پنهان کردم. دستش پسته بود. گفت: «پسرم، آن چیزی که در دستت می باشد را به من تعارف نمیکنی؟» فهمیدم یعنی چه؛ یعنی سیگار چیزی است که نمیتوانی به کسی تعارف کنی، یعنی خراب کردن جوانی. راهنمای کنگره هم همینطور است؛ کسی که چهل، پنجاه سال عمر کرده، درد کشیده، مال از دست داده، خانواده از دست داده، اما امروز از دل تاریکی بیرون آمده تا به ما بگوید این راه را نرو. هفتهٔ راهنماست؛ قدردانی فقط زبانی نیست، عملی هم هست؛ از سیگار نکشیدن، از نظم، از حضور بهموقع، از امتحان دادن، از مشارکت کردن، از پاکت درست گذاشتن. میگویند: «یاران سه دستهاند: زبانیاند، نانیاند، جانیاند.» راهنما جانی است؛ جانش را میگذارد و ما هم باید قدردانیمان واقعی باشد. در پایان تبریک میگویم به همهٔ راهنمایان مخصوصا راهنمایان نمایندگی های قزوین و دهخدا و تبریک ویژه به بنیان کنگره ۶۰. مواظب خودتان باشید و بدانید کجا هستید و کنار چه انسانهایی نشسته اید.

- تعداد بازدید از این مطلب :
101