پنجمین جلسه از دوره یازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی بنفشه شیروان، با استادی مسافر ثریا، نگهبانی مسافر مینا و دبیری مسافر ملیحه، با دستور جلسه «هفته راهنما»، روز شنبه ۲۵ بهمنماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، ثریا هستم، یک مسافر. در ابتدای صحبتهایم، هفته راهنما را از صمیم قلب تبریک میگویم. ابتدا به معلم بزرگمان، جناب آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم. همچنین به همه راهنمایان سراسر کنگره ۶۰، در تمام شعب و نمایندگیها تبریک میگویم. بهطور ویژه به خانم مونا، ایجنت محترم شعبهمان، راهنمای عزیزم خانم مریم و همچنین خانم نجمه که امروز به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش ببینم، از صمیم قلب سپاسگزارم و تبریک میگویم.
راهنما یعنی چه؟ راهنما کسی است که راه را بلد است؛ خودش این راه را رفته، از تاریکیها عبور کرده و به روشنایی رسیده است. راهنما کسی است که قبلاً مصرفکننده بوده، سفر اولش را با متد DST طی کرده است؛ طی یک سال مصرف را بهتدریج کاهش داده، به رهایی رسیده، آزمونهای کمکراهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشته و با اجازه جناب مهندس، شال راهنمایی گرفته است. همچنین دورههای کارورزی در تهران و مشهد را گذرانده و پس از چندین آزمون، اجازه لژیون زدن را پیدا کرده است.
راهنما مانند یک چراغ است؛ خودش از تاریکی گذشته و حالا نور میدهد. راهنما حال دل من را درک میکند، چون خودش همان حال را تجربه کرده است. من قبلاً در صراط مستقیم و در مسیر ارزشها نبودهام؛ با مصرف مواد، دروغ، تهمت، بیتوجهی به مشکلات دیگران و عدم عشقورزی زندگی میکردم. میگفتم: «به من ربطی ندارد.» اما کنگره ۶۰ و راهنمای من، همه این اخلاقهای بد را در من هموار کرد، مرا از یک مصرفکننده به مسافر سفر اول، سپس به مسافر سفر دوم و در نهایت به فردی رهاشده تبدیل کرد.
تنها جایی که من به نتیجه رسیدهام و به درمان قطعی دست یافتم، کنگره ۶۰ بود.
راهنما با معلم معمولی فرق دارد؛ معلم از سازمانی حقوق دریافت میکند، اما راهنما رایگان و با عشق خدمت میکند. او از وقتش میگذرد، هفتهای سه روز بخاطر خدمت به دیگران، حضور دارد و با تمام وجود و همان عشقی که دارد، به رهجو کمک میکند تا به رهایی برسد؛ زیرا خودش حال بد را درک کرده و حالا حال خوش دارد و دوست دارد این حال خوش را به دیگران منتقل کند.
این خدمت کردن است که حال راهنما را هم روزبهروز بهتر میکند. در هفته راهنما، بیایید از راهنمای خود قدردانی کنیم؛ چه معنوی و چه مادی. راهنما هیچ چشمداشتی به پاکت ما ندارد، اما ما میتوانیم با یک پاکت زیبا، یک دلنوشته از ته قلب و شاید یک مبلغ کوچک، تشکر کنیم. آنچه برای او مهم است، همان دلنوشته و دیدن رهایی یک رهجو است؛ این بهترین پاداش راهنما است. ما باید به گذشته برگردیم و ببینیم کجا بودیم و امروز کجا هستیم.
اگر قدر این مکان و راهنما را ندانیم، ممکن است از ما گرفته شود. نباید بگوییم «به رهایی رسیدهام، حالا بروم دنبال زندگیام». این درست نیست. باید قدر راهنما را بدانیم، به حرفهایش گوش کنیم، سرمان را با سر او عوض کنیم و فرمانبردار خوبی باشیم؛ زیرا کسی که میخواهد فرمانروای خوبی باشد، اول باید فرمانبردار خوبی باشد. انشاءالله روز چهارشنبه، یک جشن باشکوه و پربار داشته باشیم و این هفته را با حال خوش به پایان برسانیم. ممنونم که با سکوت زیبایتان به صحبتهایم گوش دادید.
تایپ: مسافر ملیحه ـ نمایندگی بنفشه شیروان ـ لژیون چهارم
ویرایش: راهنما مسافر مریم ـ نمایندگی بنفشه شیروان
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
36