چهارمین جلسه از دوره شصتوششم سری کارگاههای آموزشی_ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی یاس اصفهان، با استادی راهنما همسفر سپیده، نگهبانی مسافر نیلوفر و دبیری مسافر امالبنین، با دستور جلسهٔ «هفته راهنما»، روز شنبه ۲۵ بهمنماه ۱۴۰۴، رأس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، سپیده هستم، یک همسفر. دستور جلسه جاری «هفتهٔ راهنمایان (تازهواردین، جونز، ویلیام، ورزش، DST)» میباشد. هرچه فکر میکنم چه باید بگویم، جز سپاسگزاری چیزی به ذهنم نمیآید. بسیار ممنونم از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان؛ از اولین راهنمای کنگره ۶۰ که خود آقای مهندس بودند و از خانم آنی بزرگوار، راهنمای همسفران. همچنین در هفته راهنما قدردانی ویژهای دارم از راهنمای گرانقدر دیدهبان خانمهای مسافر، خانم مونا عزیز، و خانم مریم، راهنمای مسافرم و اسیستانت محترم شعبه یاس اصفهان که با حضورشان، پایههای خانواده ما در شعبه مستحکم شد و بند خانواده ما به واسطه خانم مریم شکل گرفت. در نهایت از راهنمای عزیزم، خانم زهرا، صمیمانه تشکر میکنم. هرچه بیشتر جلو میروم، تازه میفهمم که راهنما چقدر کنار من بود، چقدر روزهای قبل تاریک بود، چقدر ترس و استرس داشتم و چقدر حیف بود که منتظر صبحی میماندم و مزه واقعی زندگی را نمیچشیدم. همهی اینها چیزی جز هدیه راهنما شدن نبود که به من داده شد.
در کتاب آمده است: از روشنایی شمع میتوان به منبع روشنایی رسید. یک راهنما همانند شمعی است که میسوزد، نه برای خودش، بلکه برای رهجویانش. همچنان انرژی و دانشی را که در طول مسیر کسب کرده است صرف میکند و با آگاهی خود، راه را برای رهجویانش روشن میسازد. در نهایت، رهجو به روشنایی و رهایی میرسد که تجربهای بسیار ارزشمند است. هرچه مسیر ادامه پیدا میکند، عظمت فرآیند بیشتر و بیشتر نمایان میشود.
گاهی انسان دچار سرگیجه میشود و یادش میرود مسیر و هدفش چیست. امروز که در کنگره هستم، به واسطه شالی که دریافت کردهام و جایگاهی که دارم، گاهی گذشته خود را فراموش میکنم و کمی پرت میشوم. همانطور که گفته میشود، اساس کار کنگره ۶۰ بر پایه عقل، محبت و ایمان است. وقتی میتوانم قدر محبت واقعی را بدانم که آن را با احترام و درک دریافت کنم. باید در قالب کنگره عمل کنم و هر رهجویی که وارد مسیر میشود باید تلاش کند در مسیر صحیح قرار بگیرد. به همین دلیل است که میگویند راهنما از خودش قالب میسازد که مسئولیت راهنما است.
طبق فرمایشات آقای مهندس، تشکر باید هم از قلب، هم از کلمات و هم بهصورت عملی انجام شود و هرچه سه عنصر قلب، کلمات و عمل به هم نزدیکتر باشند، اثرگذاریاش برای خودمان و دیگران بیشتر خواهد بود. امروز خانم نیکی در جلسه سردار به زیبایی توضیح داد: داستان شخصی که سگش در حال مرگ است و گریه میکند، اما حاضر نیست حتی نانی از خورجینش به او بدهد. روزگاری من هم بسیار سخاوتمند بودم، اما حاضر به پرداخت بهای تلاشی که برایم انجام شده بود، نبودم. اعتیاد در کل دنیا هنوز حل نشده است که نشان میدهد ارزش تلاش و احترام به مسیر کنگره ۶۰ چقدر مهم است.
کنگره توانسته بسیاری را با کمک راهنماییهای راهنمایان درمان کند. از لحظهای که وارد کنگره ۶۰ میشویم، راهنمای تازهوارد با عشق و انرژی زحمات زیادی میکشد و به رهجو کمک میکند تا مسیر خود را پیدا کند. سپس رهجو وارد لژیونها، مانند لژیون DST و لژیون جونز، میشود و همه در کنار هم مسیر رشد و درمان را طی میکنند تا یک نفر به رهایی برسد.
آقای مهندس میفرمایند: «در این مسیر باید کلاه خود را قاضی کنید.» برخی افراد وقتی وارد میشوند، بدنشان پر از عفونت است؛ بعضی با بیماریهای سخت مانند سرطان دستوپنجه نرم میکنند و برخی مصرفکننده مواد مخدر هستند. نه تنها خودشان، بلکه خانواده و اطرافیانشان نیز درگیر هستند؛ اما با تلاش و راهنمایی درست، فرد میتواند به رهایی برسد. گاهی پاکتی که رهجو برای آقای مهندس یا راهنما میگذارد در شأن زحمات و محبت راهنما نیست؛ اما به قول آقای مهندس، پاکتهایی که بچهها میگذارند را روی چشمانم میگذارم، میبوسم و سپس خدا را شکر میکنم که نشاندهنده عظمت خدمت راهنما و ارزش کنگره ۶۰ است.
بحث اصلی این است که من چهکاره هستم. به نظر من، درمانهایی که در کنگره اتفاق میافتد شاید ارزش میلیاردها تومان را داشته باشد. باید برنامهریزی داشته باشم و در طول سال از فرصتهایی مانند جشن راهنما استفاده کنم تا هر اتفاقی که بخواهم برایم رقم بخورد، به شرط انجام سرمایهگذاری و هزینه لازم. ممکن است توان من محدود باشد و مبلغی که میتوانم ارائه دهم بسیار کم باشد؛ اما همین مقدار هم ارزش دارد. منظور من افراد با شرایط مالی سخت نیست، بلکه دلم میخواهد پاکت دادن با عشق و از صمیم قلب انجام شود.
حتی یک دلنوشته ساده میتواند بسیار باارزش باشد؛ اما اگر شخصی فقط به حسابوکتاب فکر کند و بدون علاقه عمل کند، اثرگذاریاش کم میشود؛ زیرا برای هر چیزی باید بهایی پرداخت و تلاش کرد تا بتوان همانقدر دریافت نمود. امیدوارم که در هفته راهنما، همه بتوانیم با پوشش سفید در جشن حاضر شویم. بچههای سفر اول و سفر دوم میتوانند با دلنوشتهها و پاکتهایی که در حد توانشان هست، یک جشن بسیار زیبا و دلنشین برای راهنمایان ترتیب دهند.
در آخر، مایلم از تمامی راهنمایان شعبه یاس اصفهان صمیمانه تشکر کنم. الحق و الانصاف، وقتی شنیدم که شعبه ما جزو شعب برتر و با نمرات برتر است، بسیار خوشحال شدم. به عقیده من، باید دست راهنمایان را بوسید؛ چون تلاش و زحماتشان ستودنی است. تعداد زیادی نمره الف داریم. دبیر محترم چند نمره را خواند، اما میانگین نمرات راهنماهای تازهواردین ۱۷/۵ است و نمره راهنمای شال نارنجی هنوز اعلام نشده است که قطعاً ۱۹ بوده و نشان میدهد تمام نمرات عالی است و حاصل زحمات بیوقفه راهنماهای عزیز است.
در یکی از سیدیها، خط سوم پیام، آقای مهندس میفرمایند: «من فقط در مقابل خداوند تعظیم میکنم.» همچنین بیان میکنند راهنمایی که بتواند حتی یک نفر را از بند اعتیاد و تاریکی رها کند و او را به رهایی برساند، جایگاه بسیار والایی دارد. اگر انسان قدر موقعیت و خدمت را بداند، برایش بسیار مبارک خواهد بود؛ اما اگر قدرش را نداند، شاید هزاران سال هم نتواند جبرانش کند.
از خداوند ممنونم که امروز در کنگره ۶۰ حضور دارم و تا هستی هست، قدردان تمامی نعمتها هستم و دلم میخواهد هرچه خودم دریافت کردهام را در اختیار رهجویانم قرار دهم و امیدوارم بتوانم همواره در صراط مستقیم بمانم. انشاءالله عزیزانی که در سفر اول یا سفر دوم هستند، با تمام توان تلاش کنند تا به جایگاه ارزشمند راهنمایی دست پیدا کنند. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ: همسفر معصومه ـ لژیون سوم ـ نمایندگی یاس اصفهان
ویرایش: مسافر منا ـ لژیون بیستویکم ـ نمایندگی یاس اصفهان
عکس: مرزبان خبری، مسافر مهری
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
56