قبل از هر چیز تبریک عرض میکنم این هفته با شکوه و مبارک را به آقای مهندس عزیزمان و به خانواده محترمشان و تمامی راهنمایان و اعضای با محبت کنگره۶۰؛ اگر بخواهم حس و حال خودم را نسبت به کنگره و راهنمایم بیان کنم اینگونه میگویم: کنگره خانه امید من، یک مکان امن برای قلب بیقرارم، چند ساعتی که غمم را فراموش کرده و کنار میگذارم حال بدم را، آن چند ساعت برایم خیلی باارزش است و راهنما چراغ آن خانه و نوری برای قلبم، امیدی برای آیندهام روزنهای در دل تاریکیها که با حرفهایش حالم را عجیب عوض میکند.
کورسوی امیدی در دلم روشن میکند و لبخندی که وقتی نگاهش میکنم خنده بر لبانم میآورد و چهقدر لذت میبرم از نگاههای پرمهرش، وقتی شروع به صبحت میکند میفهمم حرفها و جنس صحبتهایش از نوع خودمان است خوب میفهمد حال خرابمان را درکمان میکند بیچون و چرا آغوشش برایمان باز است بیمنت وقتی دستهایم را محکم میفشارد نمیدانم انگار جانی دوباره میگیرم شاید با این کار میخواهد که محکم باشم؛ باید کم نیاورم، نا امید نشوم، چون خدایی هست.
خانم زهرای عزیزم راهنمای با محبت و مهربانم شما و تمامی راهنمایانی که امیدی هستید در قلب رهجوهایتان. من از شما تشکر میکنم و بابت تمام زحماتتان برای حال خوبم، برای همه مهر و محبتتان، و آموزشهایی که با وقت و باحوصله و انرژی خوبتان در اختیار ما میگذارید از شما صمیمانه از عمیقترین نقطه قلبم تشکر میکنم. و از خدای مهربان برای شما حال خوش، قلبی آرام و سلامتی خواستارم. از شما ممنونم بهخاطر تکتک لحظاتی که در کنارمان هستید. از همینجا از خانوم راحیل عزیز هم بابت پرورش دادن همچنین راهنمای با محبتی برای ما تشکر میکنم و در آخر خدا قوت به تمامی راهنمایان کنگره۶۰ که با عشقی الهی این مسیر را سپری میکنند.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
15