جلسه دوم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی ایجنت همسفر رقیه، نگهبانی راهنما همسفر شکوفه و دبیری همسفر سکینه با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
به پاس قدردانی از جایگاههای کنگره در طول سال یک هفته به آنان اختصاص داده میشود تا بیشتر در مورد آنها تفکر و تعقل کنیم و به اهمیت آنان پی ببریم. این دستور جلسه به ما یادآوری میکند که یادمان نرود روز اول با چه حالی وارد کنگره شدیم و فراموشکار نباشیم. خداوند بزرگ خالق هستی، منبع و مخزن تمام علوم است و به هر کدام از مخلوقات خود در عالم هستی جایگاهی داد و به همان نسبت وظایفی را به عهده آنان گذاشت؛ سپس اولین رب یا مربی که به معنای انتقالدهنده علم و دانش است، خود خداوند است که خودش را رب العالمین معرفی کرده است و بعد از روح خودش در انسان دمید تا بتواند علم را بیاموزد و بهواسطه فراگرفتن علم و دانش بود که انسان را از سایر موجودات متمایز کرد.
همه انسانها از بدو تولد نیاز به راهنما دارند، کسی که او را هدایت کند. در ابتدا خداوند پیامبران را برای نشان دادن راه درست فرستاد تا انسان را در مسیر حرکت به سوی تکامل، راه درست زندگی کردن را بیاموزد؛ در ادامه وقتی که انسان متولد شد در ابتدا پدر و مادر راهنمایان او هستند و در ادامه همینطور که رشد کرد معلمان و اساتید مختلف در مسیر رسیدن به هدف کمک میکنند؛ سپس انسان برای اینکه بتواند آموزش دهد اول باید آموزش بگیرد که خود یک پروسه کامل و مفصل است؛ اما رشد بشر، فناوریها و مدرن شدن زندگیها به موازات آن هم دردها، رنجها و بیماریهای مختلف در طول زمان برای انسانها به وجود آمد که بسیاری از آنان حل شد؛ ولی بسیار دیگر همچنان لاینحل باقی ماند و تبدیل به یک درد و معضل بزرگ شد.
مثل انواع سرطانها، بیماریهای صعبالعلاج و یکی از این مجهولات درمان اعتیاد است که همچنان در سطح جهانی لاینحل بود؛ اما به لطف کنگره و متد DST این بیماری به درمان رسید. مطلبی که خیلی جالب است این که کنگره توانسته با علم و دانش همراه با تجربه به این مهم دست یابد. در نوشتارها گفته میشود که بر اساس اصل پذیرفته شده، کمک فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف؛ یعنی کسانی که خودشان روزی مصرفکننده بودند و به درمان رسیدند کمک میکنند تا دیگران هم به درمان برسند و در کنگره به این افراد راهنما گفته میشود. شاید باورش برای دیگران سخت باشد؛ اما این افراد ساعتها، روزها و سالها در خدمت دیگران هستند.
در ساختار کنگره۶۰ راهنما عنوانی است که به افرادی داده میشود که به تعادل جسم، روان و جهانبینی رسیده باشند؛ این افراد در آزمونهای داخلی شرکت کرده، نمره لازم را کسب میکنند و مورد تایید قرار میگیرند و با گرفتن شال به مدت ۴ سال اجازه خدمت در کنگره را دریافت میکنند تا دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران قرار دهند. در هر سیستم و ارگانی بهترین حالت ممکن این است که شخص مسئولیت خود را درست انجام دهد؛ اما در کنگره پای خود را فراتر گذاشته و کسی که در کنگره جایگاه و خدمتی دارد، آن خدمت را با تمام وجود و عاشقانه انجام میدهد. شخصی که برای اولین بار وارد کنگره میشود در ابتدا با راهنمای تازهواردین آشنا میشود؛ شخصی که مسئولیت دارد سه جلسه در کنار مراجعهکننده باشد و مسیر پیشرو را برایش روشن کند. راهنما موظف است اصول و قوانین کنگره را برای فرد تشریح کند و این مرحله آغاز شناخت فرد از کنگره میباشد.
رهجویی که وارد لژیون میشود مثل یک امانت در دست راهنما است؛ راهنما باید با او صادق و مهربان باشد و با مهربانی با او برخورد کند؛ البته با رعایت تعادل و حفظ قوانین و اصول کنگره۶۰ باشد. راهنما کسی است که خود روزی در عمق تاریکی بوده است و امروز به لطف کنگره در مسیر نور قدم برمیدارد، مجهز به سلاح عشق، عقل و ایمان است و در نظر دارد که با تمام وجود به رهجو کمک کند تا او هم تاریکیهای وجود خود را کنار بزند. اگر تاریکی را مثل یک چاه در نظر بگیریم که درون آن چاه یک طنابی است که به بالای چاه وصل است شخص راهنما به طناب چنگ زده و شروع به حرکت به طرف نور میکند و از آن نوری که دریافت میکند و به رهجویی که پایین چاه است میبخشد تا او هم بتواند صاحب نور شود.
شرط لازم برای گرفتن نور این است که فرمانبردار باشد و به حرف راهنما گوش دهد تا بتواند به این طناب چنگ زده و شروع به حرکت کند؛ باید توجه داشته باشیم که راهنما شخص معصوم و بیگناه نیست؛ بلکه ممکن است گاهی دچار اشتباه و خطا شود؛ هر چه قدر تاریکی بیشتری کنار بزند نور بیشتری دریافت میکند. راهنما چند قدمی از رهجو جلوتر است. راهنمایان در این مسیر هم آموزش میدهند، هم آموزش میگیرند و خدمت میکنند. راهنما بودن یک نعمت الهی است که خداوند شامل حال شخص میکند. راهنمایی صحیح یک مسئولیت است، راهنما تمام تلاش خود را بهکار میگیرد تا مسئولیت و خدمت خود را درست انجام دهد؛ در مقابل من هم بهعنوان یک رهجو در مقابل این همه خدمت مسئول هستم.
در کنگره هیچ چیز به اندازه به حال خوش رسیدن رهجو راهنما را خوشحال نمیکند. در کنگره هم راهنما هستیم و هم رهجو؛ چون خیلی چیزها را باید بیاموزیم و یکی از آموزشهای ارزشمند کنگره قدردانی است که رهجو در هر جایگاهی که است باید قدر و منزلت خود را بداند اگر مناسبتی پیش آمد؛ یعنی یک نعمتی به من داده شده است و باید قدر آن نعمت را بدانم، چه در زبان، با قلب و عمل خود سپاسگزار آن نعمت باشم. مقدار پول داخل پاکت مهم نیست، مهم قدردانی کردن من است که این فرصت را از دست ندهم مقدار مهم نیست؛ اما ایفای نقش مهم است که من تا حد توان توانستم قدردان باشم.
آیا روزهای اول خود را به یاد دارم؟ آیا فراموش نکردم که با چه حالی وارد کنگره شدم و الان در چه حالی هستم؟ بزرگترین قدردانی عمل به فرامین الهی و در صراط مستقیم قرار گرفتن است چیزی که از همه مهمتر است و کار را سخت میکند کاربردی کردن آموزشها میباشد. قدرت یک راهنما کاربردی کردن آموزشها و درست پس دادن است. انشاءالله خداوند توان و قدرت دهد تا در مسیر درست حرکت کنیم و قدر نعمتهایی را که داریم بدانیم. شمع وجود خود را روشن کنیم تا بتوانیم نوری که به ما رسیده است که همان بذر نیکو است را به دیگران منتقل کنیم. راهنما با عشق، عقل و ایمان طی مسیر میکند.

.jpg)





مرزبانان کشیک: همسفر اعظم و مسافر حسین
عکاس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
تایپیست: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
856