English Version
This Site Is Available In English

یک راهنما از دل تاریکی‌ها آمده و از ۶۰ درجه زیر صفر و از گذرگاه‌های سخت عبور کرده است

یک راهنما از دل تاریکی‌ها آمده و از ۶۰ درجه زیر صفر و از گذرگاه‌های سخت عبور کرده است

پنجمین جلسه از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی کاشان با استادی راهنمای محترم مسافر سینا، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر حجت، با دستور جلسه "هفته راهنما" روز یک‌شنبه مورخه 26 بهمن‌ماه 1404 ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان من سینا هستم یک مسافر، خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. شعبه کاشان  تازه تأسیس است؛ به همه شما تبریک عرض می‌کنم. هفته راهنما را گرامی می‌داریم و از استاد راهنما کنگره 60، جناب آقای مهندس، و راهنمای گرامی‌ام حسین آقا نامداری و همچنین از همه راهنماهای عزیز که در این شعبه خدمت می‌کنند تا این شعبه نوپا را اداره کنند، تشکر می‌کنم.
در این هفته جشن راهنما را برگزار می‌کنیم. ابتدا از خود بپرسیم که راهنما کیست؟ و وظیفه ما در قبال او چیست؟  افرادی که وارد کنگره 60 می‌شوند به‌واسطه درگیری با مواد، خود را گم کرده‌اند و مطمئناً سال‌ها تخریب داشته‌اند. آنها راه‌های گوناگونی را برای درمان مواد تجربه کرده‌اند. من با تخریب ۱۶ ساله با انواع اقسام مواد مخدر، از قبیل شیشه، هروئین، قرص و حشیش، راه‌های درمان متعددی را طی کردم، اما هیچ‌کدام از این راه‌ها مرا به درمان کامل نرساند تا اینکه به کنگره فراخوانده شدم؛ خداوند مسیر راه من را هموار کرد.
یک فرد که می‌خواهد وارد درمان شود، باید از علمی در آن حوزه برخوردار باشد و کسی که هدایت می‌کند، نجات‌یافته از مواد مخدر باشد. کنگره به نظرم تنها جایی است که حرف یک مصرف‌کننده را به‌طور دقیق درک می‌کند. با توجه به اینکه خود در آن شرایط سخت قرار داشتم و اکنون به درمان کامل رسیده و راهنما شده‌ام، می‌توانم به راحتی با یک مصرف‌کننده همدرد شوم و حرف‌هایش را درک کنم. علت آن این است که من دوره‌ای سفر کرده‌ام و در سفر دوم با انجام خدمت‌های گوناگون و با گذراندن امتحانات راهنمایی، از میان ۸۰۰۰ نفر توانسته‌ام بالاترین نمره را بیاورم و از فیلترهای مختلف عبور کنم تا به عنوان یک راهنما در کنگره معرفی شوم.
علاوه بر گذراندن آزمون و طولانی بودن زمان آماده‌سازی، رفتار، کردار و عشق به خدمت من توسط اساتید بالا‌تر در نظر گرفته شده است، یک راهنما پس از قبول شدن و تحویل شال راهنمایی، دوباره باید از فیلترهای دیگری عبور کند تا به او اجازه تشکیل لژیون داده شود. یک راهنما از دل تاریکی‌ها آمده و از ۶۰ درجه زیر صفر و از گذرگاه‌های سخت عبور کرده و از تجربه‌های زمان مصرف و سفر استفاده کرده است. اگر به پختگی رسیده باشد، می‌تواند آماده کمک به فرد دیگری باشد.
در پیام سفر اول می‌گوید: در جای خودت بنشین و سفرت را انجام بده؛ اما بیندیش که در پایان برای تو پاداش است و آن پاداش بند عشقی است که بین تو و قدرت مطلق الله برقرار است. من افتخار دارم که در لژیون حسین آقا، رهایی سیگارم را به دست آوردم. در دوران مصرف، پتویی داشتم که روزانه یک بسته سیگار را روی آن خاموش می‌کردم.من حال خوب اکنون خود را مدیون راهنمای  DST و حسین آقا هستم.
در ابتدا برای درمان سیگار خود خیلی امیدوار نبودم، اما با راهنمایی حسین آقا تونستم سیگار را نیز درمان کنم من به داشتن راهنمایی مثل حسین آقا افتخار می‌کنم. در پایان این هفته، پرشکوه را به  ایجنت محترم حسین آقا تبریک می‌گویم و به رهجویان ایشان  توصیه می‌کنم قدر ایشان را بدانند و به عنوان یک رهجوی خوب با دادن پاکت و دلنوشته‌ای صادقانه از زحمات ایشان قدردانی کنند. وظیفه یک رهجوی خوب این است که از رب و آموزگار خود تشکر و قدردانی کند و بهترین تشکر، تشکر با زبان دل است. از اینکه به حرف‌های من توجه  کردید، از همه شما سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش: مسافر رسول

تنظیم و ارسال: مسافر ارش

گروه سایت مسافران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .