English Version
This Site Is Available In English

ین حس که رانده بودم و گم‌گشته بودم، همان بود که مرا به راه آورد

ین حس که رانده بودم و گم‌گشته بودم، همان بود که مرا به راه آورد

جلسه‌ی پنجم از دوره‌ی چهل‌ و‌ پنجمین کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی کاسپین، با دستور جلسه‌ی d.sap با استادی راهنما مسافر حمیدرضا، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر عبدالحمید، روز پنجشنبه مورخ ۱۴۰۴/۱۱/23 رأس ساعت 15:30آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که خداوند دوباره این جایگاه را قسمت من کرد تا بتوانم خدمت کنم. پیشاپیش هفته‌ی راهنمایی را به همه‌ی راهنمایان عزیز، به‌ویژه حمیداقا و راهنمای سیگار راهنما آقا مصطفی و تمام کسانی که خالصانه زحمت می‌کشند تبریک می‌گویم و از صمیم دل آرزو می‌کنم هرکجا هستند در پناه حق باشند.

می‌خواهم دو جمله درباره‌ی راهنما بگویم؛

این حس که رانده بودم و گم‌گشته بودم، همان بود که مرا به راه آورد. روزی کسانی بودند که با تلاش و عشقشان مسیر را نشانم دادند. یاد گرفتیم که برای زندگی کردن سفر کنیم، تا به آرامشی نسبی برسیم. امیدوارم تمام عزیزانی که در سفر اول یا دوم هستند، تلاش کنند تا به این جایگاه دست یابند، چراکه به باور من، بهترین جایگاه روی زمین، جایگاه راهنمایی است؛ جایگاهی آکنده از عشق، انرژی و حال خوب.

آقای مهندس همیشه می‌گویند این جایگاه را باید از جنبه‌ی معنوی و مادی انتخاب کرد. وقتی انتخاب شدی، باید شروع کنی به ساختن.

راستش وقتی آمدم این بالا، هیچ موضوعی در ذهنم نبود و خواستم از موضوعی که به ذهنم رسید صحبت کنم .
به‌یاد دارم روزگاری که تازه وارد کنگره شده بودم؛ دو هفته از سفرم می‌گذشت که کرونا گرفتم. حال جسمی‌ام چنان وخیم بود که آمبولانس گفت “این همین‌جا خواهد مرد.” اما در همان لحظه با حمید آقا تماس گرفتم، راهکاری گفت، دستگاه بخار تهیه کردم و آنجا معجزه‌ی کنگره را دیدم. شاید قیاس درستی نباشد، اما  پیامبران هم کار زنده کردن مردگان را داشتند؟ ما مرده بودیم، و اینجا دوباره زنده شدیم.

از آن روز تا امروز ایمانم قوی‌تر شد، ایستادم و کارم را ادامه دادم. هر روز شاهد معجزاتی هستم که از دلِ تلاش و عشق بیرون می‌آیند. مخصوصاً کسانی که با حال بد وارد کنگره می‌شوند، به برکت آموزش‌ها و محبت این جمع دوباره جان می‌گیرند.

اکنون که ماه رمضان نزدیک است و با گرانی‌ها و مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستیم، از همه‌ی عزیزان خواهش می‌کنم در تهیه‌ی مواد اولیه و افطاری مشارکت کنند. ما در پارک صبحانه‌ای ساده می‌خوریم، جمعی صمیمی هستیم، و میدانیم هزینه‌ها زیاد شده، اما باور دارم هرچه بیشتر بدهیم، چندین برابرش به خودمان و خانواده‌مان بازمی‌گردد.

دست به دست هم دهیم، با عشق و نیت پاک، مشارکتی جانانه انجام دهیم.

رهایی فقط ترک نیست، حال خوب داشتن است، و حال خوب از بخشش و عشق زاده می‌شود.

از صمیم دل ممنونم از همه‌ی شما عزیزان.

 

 

مرزبان کشیک: مسافربهروز
عکاس: مسافر امیر
تایپ: مسافرمصطقی
تنظیم: مسافر امیر
تهیه شده در سایت مسافران کاسپین

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .