English Version
This Site Is Available In English

در ماه رمضان , «بخشش» و «اندازه‌گیری» هر دو معنا پیدا می‌کنند

در ماه رمضان , «بخشش» و «اندازه‌گیری» هر دو معنا پیدا می‌کنند

جلسه دوم از دور بیست و پنجم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دهخدا با استادی دستیار دیده بان محترم مسافر هاشم نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه DSAP در تاریخ ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۵:۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان هاشم هستم یک مسافر

دستور جلسه DSAP است. من تلاش می‌کنم بدون حاشیه، برداشت‌ها و الهاماتی را که از ماه رمضان و از حضور در کنگره دریافت کرده‌ام با شما در میان بگذارم.در ابتدای مسیر، انسان درگیر مصرف است و توانایی تشخیص و حرکت ندارد؛ اما به‌تدریج، با آموزش و پذیرش، وارد دایره‌ای می‌شود که در آن تن به تغییر می‌دهد. بسیاری از ما در ماه رمضان از این آموزش‌ها بهره‌مند شده ایم. در این ماه، «بخشش» و «اندازه‌گیری» هر دو معنا پیدا می‌کنند. آقای مهندس از سال ۱۳۷۵ این مسیر را آغاز کردند؛ مسیری که نظم، بخشش و حرکت در آن باعث شد الهامات بیشتری دریافت کنند و استادان آقای مهندس ایشان را برای عبور از سختی‌ها راهنمایی کردند. آقای مهندس در CD نازعات فرمودند سفر اول مانند تیکاف است؛ سخت اما سرشار از معنا. سفر اول ده یا یازده ماه روزه‌داری است؛ اما نه روزه‌ای از جنس محرومیت، بلکه روزه‌ای از جنس جدایی از اهریمن. انسان یاد می‌گیرد که دیگر هر زمان که خواست مصرف نکند، بلکه با نظم و در زمان مشخص حرکت کند. شب‌های قدر، شب اندازه‌گیری‌اند و روز رهایی، نتیجه همان اندازه‌گیری‌هاست. در آن روز مشخص می‌شود که سفر اول چگونه طی شده و سفر دوم چگونه خواهد بود.من خودم در گذشته زندگی آشفته‌ای داشتم. ساعت شش بعدازظهر از خواب بیدار می‌شدم. همسرم می‌گفت: «حداقل سیگار را کم کن.» اما نمی‌توانستم. چهار سال با دیدگاه‌های اشتباه گذشت.

اما کم‌کم الهامات آمد؛ نه از لابه‌لای کتاب‌ها، بلکه از لابه‌لای روزه‌داری، نظم، حرکت و آموزش.حسینیه از این زیباتر نمی‌شود؛ جایی که انسان‌هایی که روزی هیچ چیز نداشتند، امروز درمان می‌شوند و به زندگی بازمی‌گردند.اتفاقات بزرگی در نشست‌ها رخ می‌دهد و این از عظمت آقای مهندس است که به ما اجازه داده بفهمیم، یاد بگیریم و زندگی کنیم. امروز من می‌توانم زندگی داشته باشم، می‌توانم کنار انسان‌ها باشم و از جایگاه‌هایی که به دست آورده‌ام لذت ببرم. به‌نظر من، رهایی زمانی اتفاق می‌افتد که پیوند محبت بین راهنما و رهجو شکل بگیرد. بدون این پیوند، رهایی چیزی موقتی است. وقتی این پیوند برقرار شود، فصل تازه‌ای آغاز می‌شود و رهجو به رهایی می‌رسد.من هجده سال در کلینیک‌ها و کمپ‌ها خوابیدم، انواع داروهای اعصاب و روان را مصرف کردم، اما حتی یک روز بدون مواد نتوانستم بمانم. امروز اما در کنگره ۶۰ درمان شدم و زندگی می‌کنم. اطرافیانم نیز این تغییر را می‌بینند و از آن لذت می‌برند.

 

در ادامه اعلام رهایی  لژیون ششم 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .