هر مسیری در درمان و تغییر، نقطه آغاز مشخصی دارد؛ نقطهای که حرکت از تاریکی به سوی روشنایی از همان جا شروع میشود. برای من، آن نقطه آغاز، آشنایی با راهنمای عزیزم بود؛ فردی که نه تنها آموزش میداد، بلکه نگاه تازهای به زندگی در من ایجاد کرد.
حدود دو سال است که در کنگره۶۰ بهعنوان همسفر پدرم حضور دارم. اکنون که به گذشته خود، پیش از ورود به کنگره، نگاه میکنم، برایم کاملاً روشن است که چه تغییرات عمیق و ماندگاری در من شکل گرفته است؛ تغییراتی که بیتردید حاصل دلسوزی، عشق و هدایتهای ارزشمند راهنمای بزرگوارم، همسفر حمیرا، بوده است. ایشان آموختند که هیچ دردی بدون امید نیست و هیچ بنبستی پایدار نمیماند. آموزشهایشان تنها در کلام نبود، بلکه در رفتار آرام، محبت بیدریغ و دانایی جاری در کردارشان انعکاس داشت.
پیش از این، تجربه مشاوره با روانشناس را نیز داشتهام؛ اما راهکارهایی که دریافت میکردم تأثیر ماندگاری در زندگیام ایجاد نمیکرد و صرفاً باعث تخلیه انرژی منفی میشد. در مقابل، راهنمایم در کنگره۶۰ با عشق و آرامش خود، تغییر را از درون من آغاز کرد و مسیر امید را به من نشان داد.
به یاد دارم روز نخست ورودم به کنگره۶۰، درک روشنی از مفهوم «راهنما» نداشتم؛ اما امروز میدانم که راهنما یعنی نوری که از دل تاریکی برمیخیزد تا مسیر روشنایی را برای دیگران هموار سازد. اکنون که در هفته راهنما قرار داریم، احساس میکنم هیچ واژهای قادر نیست عمق سپاس و قدردانی مرا نسبت به زحمات ایشان بیان کند.
نویسنده: همسفر غزل، رهجوی راهنما همسفر حمیرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر شیرین، رهجوی راهنما همسفر حمیرا (لژیون دوم)
ویرایش: راهنمای تازهواردین، همسفر لیلا نگهبان سایت
ارسال: راهنمای ویلیام همسفر آرزو دبیر سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
109