English Version
This Site Is Available In English

راهنما شمعی که می‌سوزد برای ساختن ما

راهنما شمعی که می‌سوزد برای ساختن ما

همسفر زینب:

راهنما یعنی نمایان کننده راه، کسی که روشنایی قلبش را با تمام محبت وجودی درونش به دست گرفته و نورش را به همه اطراف خود می‌تاباند تا کسانی که بینای راه نیستند بینا کند و نجات‌بخش راه‌شان باشد، کسی که بی‌منت محبتش را جاری می‌کند تا سنگ‌لاخ‌های راه را پاکسازی کند تا سنگ‌ریزه‌ها پای رهجویانش را نخراشند. آن‌ها علم و آموزش‌های آقای مهندس دژاکام را در کنگره۶۰ اجرا می‌کنند و بدون هیچ مزدی عشق و محبت را به رهجویان خود می‌آموزند تا در مسیر درست قدم بگذارند. راهنمایان همانند ما رهجویان از اعتیاد سختی کشیده‌اند و کسانی هستند که می‌دانند ما چه زخم و دل‌شکستگی کشیده‌ایم و خوب با آسیب‌های روح و جسم ما آشنایی دارند، آنان همانند خورشیدی هستند که نور را در دل ما روشن کردند و ما را از تاریکی به روشنایی هدایت می‌کنند. من‌ هم به نوبه خود هفته راهنما را به همه راهنمایان عزیز بخصوص راهنمای عزیز خودم که مثل کوه استوار، مثل آهن قوی و مثل گل لطیف و مهربان همیشه در کنار رهجویان خود هستند تبریک عرض می کنم و هم‌چنین به بنیان‌گذار کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام تبریک عرض می‌کنم. حرف‌های راهنمایم به من: نگو که نیست؛ سراسر این ظلمت را به روشنایی راهی است، کافیست به دست‌هایت اعتماد کنی و نهراسی و بگشایی در، این راه کنگره نوری است بی‌پایان، شوربختی‌ها پایان می‌گیرد و رنج‌ها خواهند رفت مثل باران نم‌نمک، پس صبر داشته باش تا آسمان زندگی‌ات صاف و آرام شود.

همسفر زهرا:

در ابتدا این هفته را خدمت راهنمای خودم خانم زهرای عزیز هم‌چنین راهنمای مسافرم و تمام راهنمایان و بنیان‌گذار کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام تبریک عرض می‌کنم و از خداوند متعال برای ایشان و خانواده محترم‌شان سلامتی و طول عمر باعزت خواستارم. راهنمایان هم‌چون شمع می‌سوزند تا ما ساخته شویم مانند آموزگار مهربان عشق را سرمشق زندگی‌مان می‌کنند به ما می‌آموزند چگونه با عشق زندگی کنیم. وقتی به گذشته نگاهی می‌کنم و برگه‌های زندگی‌ را ورق می‌زنم می‌بینم که چه‌قدر در تاریکی و ناراحتی بودم و امیدی به زندگی نداشتم؛ اما با ورود به کنگره۶۰ و با آموزش‌های ناب کنگره و با صحبت‌های قشنگ و با محبت راهنمای خوب و عزیزم در کنگره ماندگار شدم. این امید دوباره در من جوانه زد و آرامش و حال‌خوش و از همه مهم‌تر سلامتی مسافرم دوباره به‌ ما برگردانده شد و در آخر می‌خواستم دو بیت شعر زیبا تقدیم راهنمای عزیزم بکنم.
با هرچه عشق نام تو را می‌توان نوشت
با هرچه رود راه تو را می‌توان سرود
بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را
با دست‌های تو می‌توان گشود

ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی طارم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .