English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_ یک لبخند راهنما زندگی‌ام را تغییر داد

گروه خانواده_ یک لبخند راهنما زندگی‌ام را تغییر داد

خوشحالم که یک‌بار دیگر توفیق خدمت در سایت جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ نمایندگی قشم نصیبم شد. جا دارد که ابتدا هفته‌ راهنما را به تمام عزیزانی که با عشق، صبر و دانایی، چراغ مسیر ما را روشن می‌کنند تبریک بگویم. در ابتدا به مهندس حسین دژاکام، خانواده ایشان، راهنمای خوب خودم همسفر ریحانه، همسفر هورا و تمامی راهنمایان کنگره۶۰ به‌ویژه به راهنمایان گرانقدر نمایندگی قشم هم تبریک می‌گویم و از خداوند می‌خواهم توان و برکت بیشتری در مسیر خدمت به آن‌ها عطا کند. باشد که بتوانم ذره‌ای از محبت و دانایی‌شان را در عمل و خدمت خودم جاری کنم.

اگر امروز در جایگاهی ایستاده‌ام که می‌توانم چراغی برای دیگران باشم، به خاطر نوری است که روزی یک راهنما در تاریکی زندگی من روشن کرد. راهنما در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ فقط یک معلم نیست، او کسی است که با عمل، تجربه و عشق مسیر را نشان می‌دهد نه این‌که فقط بخواهد سفر را توضیح دهد. وقتی به مفهوم DST نگاه می‌کنم می‌بینم این روش دقیقاً همان چیزی است که یک انسان درگیر اعتیاد نیاز دارد. نظم، زمان، احترام به جسم و حرکت تدریجی و البته چیزی که DST را مؤثر می‌کند حضور راهنماست. راهنماست که این روش را از یک دستورالعمل خشک به یک مسیر دلپذیر و راحت تبدیل می‌کند و وجودش باعث دلگرمی رهجو است.

در این راه تازه‌واردین جایگاه ویژه‌ای دارند و آن‌ها با ترس، تردید، خستگی و اکثراً ناامیدی وارد کنگره می‌شوند؛ دقیقاً مثل خود من که نگاهم به آینده مبهم بود و حتی باور به درمان هم نداشتم، من حتی خودم و توانایی‌هایم را هم باور نداشتم؛ اما همین تازه‌وارد اگر در همان لحظه‌ ورود با یک راهنمای آگاه، آرام و مهربان روبه‌رو شود، اولین جرقه‌ امید در دلش روشن می‌شود، درست مثل زمانی که من برای اولین بار وارد کنگره۶۰ شدم و با نگاه مهربان، چهره گشاده و آغوش گرم همسفر هورای عزیز مواجه شدم. من بارها دیدم که یک جمله‌ ساده‌ راهنما، یک لبخند، یک نگاه مطمئن می‌تواند سرنوشت یک خانواده را تغییر دهد. در بخش همسفران این اهمیت چند برابر می‌شود. همسفران سال‌ها در سکوت و فشار روانی زندگی کرده‌اند. آن‌ها هم تازه‌وارد و هم زخمی‌ و هم امیدوار هستند. راهنمای تازه‌واردین همسفران باید بتواند این ظرافت را درک کند.

برای من این‌که امروز شال نارنجی بر گردن دارم و سه‌ چهار ماه است که لژیون خودم را تشکیل داده‌ام یک افتخار و یک مسئولیت بزرگ است. هر جلسه برای من یادآوری می‌شود که راهنما بودن یعنی اول خودت را بسازی و بعد به دیگران راه را نشان دهی تا آن‌ها هم بتوانند خود و زندگی‌شان را بسازند. یکی از اتفاق‌های بسیار ارزشمند و دلگرم‌کننده برای من این بود که مهندس حسین دژاکام، بنیان کنگره60 شخصاً به من اجازه‌ تشکیل لژیون ویلیام را دادند. این اتفاق برای من یک پیام روشن بود و سبب شد تمام سختی‌های سفر مجازی من که دور از هم لژیونی‌ها و راهنما بودم و مشکلات اینترنتی و ... هم داشتم، در یک‌لحظه سبک شود. گویا جهان می‌خواست به من نشان بدهد که «بعد از هر سختی، آسایشی است». این اتفاق اعتماد، انگیزه و ایمان مرا به مسیرم چند برابر کرد و به من ثابت کرد که اگر با نیت درست حرکت کنیم راه خودش باز می‌شود.

امروز جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ یکی از موفق‌ترین روش‌های درمان اعتیاد در جهان بوده و علاوه بر آن در درمان سیگار با تشکیل لژیون ویلیام وایت و با تشکیل لژیون تغذیه سالم در درمان چاقی نیز بسیار موفق و مؤثر عمل کرده است. از سوی دیگر ورزش، ستون سوم درمان در این جمعیت است. ورزش در کنگره فقط فعالیت بدنی نیست؛ بلکه یک مدرسه‌ تربیتی است. جایی که رهجو یاد می‌گیرد چه‌طور رقابت کند؛ ولی حسادت نکند؛ تلاش کند اما ناامید نشود؛ چگونه ببازد اما نشکند و بیاموزد؛ چگونه برنده شود اما مغرور نشود. درست است که ورزش جسم را می‌سازد؛ اما مهم‌تر از آن نفس را تربیت می‌کند و تمام این خدمات ارزنده به‌واسطه حضور و خدمت و تلاش صادقانه و مؤثر راهنمایان کنگره60 میسر می‌شود.

هفته‌ راهنما برای من فرصتی است تا بگویم اگر امروز می‌توانم راهنما باشم، به خاطر وجود راهنمایی است که روزی دست مرا گرفت. اگر امروز می‌توانم به بقیه آرامش دهم، به خاطر آرامشی است که روزی به من داده شد. اگر امروز می‌توانم از DST و کنگره۶۰ بهره‌مند شوم، به خاطر تجربه‌ عالی است که در زندگی خودم دیدم. اگر امروز می‌توانم باانگیزه و ایمان بیشتری لژیونم را اداره کنم، به خاطر اعتمادبه‌نفسی است که مهندس حسین دژاکام به من دادند.

در پایان از یزدان بزرگ سپاسگزارم بابت این‌که به من فرصت خدمت به بندگانش را داد هر چند کوچک و من همه تلاشم را می‌کنم که به نحو احسن خدمت کنم؛ البته باز هم هفته‌ راهنما را به تمام راهنمایان عزیز، به‌ویژه راهنمای خودم تبریک می‌گویم. امیدوارم بتوانم ذره‌ای از محبت، دانش و انسانیتی را که از آن‌ها آموخته‌ام، به رهجوهایم منتقل کنم. راهنما بودن یک شغل نیست؛ یک رسالت است. رسالتی که با عشق آغاز می‌شود و با عشق ادامه پیدا می‌کند؛ امیدوارم همه ما در این هفته بتوانیم آن‌طور که شایسته است از راهنمایانمان با دل نوشته‌های زیبا و پاکت، کمال قدردانی و سپاسگزاری را به‌جا آوریم.

هر آن‌کس خدمت جانان به جان کرد    به گیتی نامِ خود را جاودان کرد

نویسنده: همسفر راهنما ریحانه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی قشم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .