English Version
This Site Is Available In English

دیدن صفت دیگران، بذر وجودی من

دیدن صفت دیگران، بذر وجودی من

دکتر امین دژاکام در این سی‌دی مکانیزم و عملکردی را که در اثر قضاوت بر روی انسان به وجود می‌آید بیان می‌کنند.
نیروهای هستی از نظر ماهیت به چهار دسته «نیروی جاذبه، نیروی جاذبه و دافعه الکتریکی، نیروی هسته‌ای قوی و نیروی هسته‌ای ضعیف» تقسیم می‌شوند.
در جهان‌بینی نیرو معادل حس است و حس باعث حرکت در هر موجودی می‌شود. بنابراین اگر انسان نسبت به موضوعی حس نداشته باشد قادر به انجام هیچ حرکت و فعالیتی در آن زمینه نخواهد بود و موضوع مهم؛ اینکه برای به وجود آمدن یک احساس هیچ‌ وقت یک بستر مناسب، به‌ تنهایی کافی نیست چون خیلی از افراد در بحث جامعه‌شناسی می‌گویند: شرایط بد و نامناسب جامعه باعث تخریب و فساد انسان می‌شود؛ ولی جامعه‌ای که خیلی مناسب باشد فقط یک محیط و بستر است و به‌ عبارتی یک میدان جاذبه قوی را به وجود می‌آورد.
برای مثال وقتی در کنگره۶٠ درمان اتفاق می‌افتد و مسئله ناخالصی یا هر چیزی که مربوط به اعتیاد و مصرف مواد است برطرف شود و به صفر برسد حتی اگر شخص در بین تمام مصرف‌کنندگان هم قرار بگیرد هیچ دافعه و جاذبه‌ای در کار نیست‌ یعنی اگر تمام مردم دنیا هم موادمخدر مصرف كنند شخصی كه در کنگره۶٠ آموزش‌ دیده و درمان شده به راحتی از کنارش می‌گذرد.
در کنگره۶٠ می‌گوییم هر چیزی برای؛ اینکه به‌وجود بیاید باید بذرش را بکاریم و برای؛ اینکه آن دانه یا هسته که همان خواسته ما می‌باشد رشد کند، باید در زمین مساعد و مناسب کاشته شود در غیر این صورت محصولی حاصل نمی‌شود.
اگر صفت یا ویژگی بدی را در کسی مشاهده کردیم و در ما احساس نفرت و بیزاری به‌وجود آمد قطعاً آن ویژگی در خود ما نیز به صورت آشکار یا پنهان وجود دارد.
یک صفت و ویژگی اگر در من پنهان باشد، ممکن است مانند آن هسته باشد که در خاک که همان بستر وجودی من است نهفته باشد و کم‌کم خود را بشکافد و از خاک بیرون بیاید، دیر یا زود این اتفاق می‌افتد و آن بذر یک روزی جوانه می‌زند و میوه می‌دهد و میوه آن همان صفتی است که من در دیگران می‌دیدم و از آن خوشم نمی‌آمد. این قضیه ممکن است سه سال بعد اتفاق بیفتد، امکان دارد من از آدم‌های حسود نفرت پیدا کنم و سه سال بعد تبدیل به یک انسان حسود شوم. علت؛ اینکه می‌گویند آدم از هر چیزی که بدش بیاید سرش می‌آید این است که بذر آن در درون آن فرد وجود دارد و فقط زمان لازم می‌خواهد تا به نتیجه برسد.
در مرحله دوم من قضاوت می‌کنم، قیاس می‌کنم و حکمی را صادر می‌کنم.
زمانی‌که من شخص یا مجموعه‌ای را محکوم کردم و در ذهن و اندیشه‌ام برایش مجازاتی در نظر گرفتم دو اتفاق می‌افتد و همیشه جنگیدن با اسلحه نیست؛
وقتی من در مورد یک نفر قضاوت کرده و حس بدی هم دارم به محض؛ اینکه حکم را صادر کردم و او را به یک مجازات محکوم کردم درست مثل این است که من اینجا نشسته‌ام و یک‌سری موشک دارم، دکمه را می‌زنم و این موشک‌ها شلیک می‌شوند و مستقیماً در خاک آن سرزمین اصابت می‌کند و یا یک‌سری هواپیمای جنگنده و صلاح را به سمت شهر وجودی آن شخص شلیک می‌کنم. ممکن است که آن شخص کیلومترها از من فاصله داشته باشد و یا سال‌ها او را ندیده باشم اما در آن شخص یک احساس انفجار و ناراحتی به‌وجود می‌آید و ممکن است یک خواب آشفته ببیند و یا یک حالت بدی به او دست بدهد چون فاصله در این مسئله هیچ دخالتی ندارد و در یک چشم بر هم زدن ضربه من به آن شخص وارد می‌شود و آن شخص یا سیستم با من به صورت علنی وارد جنگ می‌شود و جنگ آغاز می‌شود و من باید منتظر این باشم که آن شخص موشک‌هایش را به سمت من پرتاب کند. همان‌طور که می‌دانید جنگ تخریب زیادی دارد حتی اگر با یک شهر کوچک باشد. حال ببینید که چه مقدار انرژی و نیرو لازم است که این جنگ پیش برود و انسان چه هزینه سنگینی را باید پرداخت کند تا این جنگ‌ها ادامه داشته باشد و تمام حس‌های بازدارنده از طرف آن شخص به من برمی‌گردد و انسان یک سنگینی شدیدی احساس می‌کند که از همین قانون محکوم کردن و قضاوت کردن نشأت می‌گیرد.
مشکل اصلی انسان در مرحله تزکیه و پالایش زدودن تاریکی نیست؛ بلکه ندیدن تاریکی است و چون انسان تاریکی و صفات ناخوشایند خودش را نمی‌بیند هیچ وقت دست به پالایش نمی‌زند؛ بنابراین تا زمانی‌که من دائماً در حال قضاوت کردن، ایراد گرفتن، بدگوئی کردن و محکوم کردن دیگران هستم به این مسائل آگاه نمی‌شوم و اگر آن‌ها را متوقف نکنم تمام اساتید هم نمی‌توانند باعث شوند که من پی به مشکلات و صفات ناخوشایندم ببرم.
هر فردی که بتواند این کار را انجام دهد بدون شک روش زندگی‌اش شبیه حکما و دانشمندان است.

منبع: سی‌دی قضاوت
نویسنده : راهنمای‌تازه‌واردین همسفر مریم

ویرایش و ارسال: مرزبان همسفر فریبا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .