نهمین جلسه از دور سیزدهمِ سری جلسات کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی شوشتر، با استادی مسافر جلیل، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر احمد، با دستور جلسه «الهام از رمضان»، در روز پنجشنبه مورخ 1404.11.16، رأس ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جلیل هستم یک مسافر، تشکر میکنم از ایجنت محترم، راهنمای عزیزم و آقا سپهر که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم. خوشحالم که در این روز خجسته در کنار عزیزان هستم و از حضورشان استفاده میکنم. امیدوارم جلسهی خوبی داشته باشیم.
کلمهی «الهام از رمضان»؛ الهام گرفتن یعنی دریافت کردن، یعنی چیزی که از دیگران، از خداوند، یا از اساتید و بزرگان به ما منتقل و القا میشود.
ماه رمضان برای همهی ما آشناست؛ بهواسطهی اینکه قشر غالب جامعهی ما مسلمان هستند، این ماه مبارک از طریق رسول خدا وارد دین و زندگی ما شده است. البته ماه رمضان و روزهداری در ادیان مختلف، به شکلهای گوناگون برگزار میشود و هر دین و مذهب فلسفهی خاص خود را دارد. ما ایرانیها هم به شیوهای که برایمان ترسیم شده، از آن تبعیت میکنیم.
من شخصاً از دوران کودکی و نوجوانی، بهواسطهی خانوادهی مذهبی، با مسجد و مسائل دینی و مذهبی آشنایی داشتم. حتی زمانی که مصرفکننده بودم، یادم هست تقریباً همان روشی را انجام میدادم که آقای مهندس در کتاب «۶۰ درجه» و صحبتهایشان مطرح میکنند؛ یعنی قبل از اذان صبح مصرف میکردم و روزه میگرفتم. گاهی وسط روز هم مصرف داشتم، یا بعضی روزها به خودم فشار میآوردم تا اذان مغرب. بهنوعی پیوندی با مسائل مذهبی و نماز داشتم، اما بهواسطهی ورود به تاریکیِ اعتیاد، همانطور که آقای مهندس میفرمایند انسان برای زندگی به سه مؤلفه نیاز دارد: عقل، عشق و ایمان. وقتی دچار اعتیاد شدم و سالبهسال مصرفم بیشتر شد، تاریکی بیشتر من را احاطه کرد؛ عقل از تصمیمات معقول فاصله گرفت، جای عشق کمکم نفرت نشست؛ نفرت از مسائل الهی و حتی اطرافیانم. همه را مقصر میدیدم. جای ایمان را هم متأسفانه ترس، منیت و ناامیدی گرفت و صفات خوب بهتدریج جای خودشان را به صفات مخرب دادند.
وقتی کنگره به من معرفی شد، به همه چیز فکر میکردم جز اینکه شخصی با نگاه دینی، عرفانی و الهامگرفته از ماه رمضان، مثل آقای مهندس حسین دژاکام، بنیانگذار چنین ساختاری باشد. فکر میکردم کنگره فقط جایی برای درمان اعتیاد است. اما وقتی جلوتر رفتم و کتاب «۶۰ درجه» را تهیه کردم، با اشتیاق شروع به خواندنش کردم. وقتی دیدم آقای مهندس از «الهام از رمضان» صحبت کردهاند، برایم سؤال شد که رمضان چه ارتباطی با درمان اعتیاد دارد.
اما وقتی خواندم، متوجه شدم آقای مهندس تصمیم گرفتهاند مصرف خودشان را بهصورت درصدی کاهش دهند و همزمان روزه بگیرند و این موضوع را با خدای خودشان در میان گذاشتهاند. آنجا فهمیدم جایی که آمدهام، فراتر از یک مرکز درمان اعتیاد است و بنیانگذار کنگره انسانی است که قطعاً به باورها و الهامات عمیقی متصل بوده است.
رفتهرفته در این ساختار قرار گرفتم، یاد گرفتم نفس چیست، نفس امّاره چیست، و همهی این مفاهیم برایمان باز شد. نور کنگره هر روز بیشتر به ما تابیده شد و آن انرژی و نیرویی که دریافت میکردیم، کمکم جای ترس، ناامیدی و یأس را با تفکر، تجربه و آموزش پر کرد. احساس میکردم در جای درست و کاملی قرار گرفتهام و اضلاع منفی مثلث، جای خودشان را به اضلاع مثبت میدهند.
در کنار راهنمای عزیزم آقا علی که واقعاً همیشه مدیونشان هستم، و پیشکسوتان کنگره، این نور هر روز بیشتر به ما تابید.
کلمهی «صِیام» در قرآن آمده است؛ «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَام» که به معنای روزه گرفتن است. اما در کنگره فهمیدم فلسفهی واقعی روزه چیست. صیام به معنای نگهدارندگی است؛ نگهدارندگی از نگاهها، از صفات بد، از منیت، غرور، غیبت و تمرکز روی دیگران. اینکه دوربین را از روی دیگران برداریم و به خودمان نگاه کنیم.
در کنگره یاد گرفتم به زندگیام نگاه کنم و ببینم آیا فرد مفیدی برای جامعه بودهام یا نه. علاوه بر پرخوریها و تفکرات غلط و مسموم، کنگره من را به سمتی هدایت کرد که بتوانم صیام را نگه دارم و بهقول خودمان، از دامن تاریکیها جدا شوم و از نفس امّاره به سمت نفس لوّامه حرکت کنم.
امروز خدا را شاکرم که میتوانم زندگی بهتری نسبت به گذشته داشته باشم.
امیدوارم کنگره ۶۰ و شاخههایش هر روز بزرگتر، درختش تنومندتر شود و افراد زیادی در سایهی نور کنگره به رهایی برسند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
8